loader
×

احمد ابن موسي شاه چراغ (ع)

احمد ابن موسي ملقب به شاه چراغ يكي از پسران با وفاي امام موسي كاظم(ع) بود كه ملقب به سيدالسادات الاعاظم مي‌باشد.[1] او در نهضت بزرگ مهاجرت به ايران، سردمدار اوليه آن محسوب مي‌شود كه به همراه تعداد زيادي از شيعيان كه تعداد آنها را از پنج تا پانزده هزار نفر ذكر كرده‌اند، براي دفاع و ماندن در كنار امام رضا(ع) به سوي ايران هجرت نمودند. امام كاظم(ع) او را بسيار دوست مي‌داشت.[2] شيخ مفيد او را كريم النفس و جليل القدر و پرهيزكار مي‌دانست كه پدرش او را بسيار دوست مي‌داشت و امام مزرعه خويش را كه به يسيره معروف بود، به او بخشيد، لذا وي مردي با درآمد مناسب گرديد، در شرح احوال او آورده اند كه هزار بنده آزاد كرد.[3] در رجال كشي آمده است كه احاديث زيادي آموخته و به نقل از پدرش آنها را بازگو مي‌كرد و علاقه زيادي به قرآن داشته و با دست خود قرآن را كتابت كرد.[4] در بيشتر كتب تاريخ آمده است كه بعد از شهادت امام موسي كاظم(ع) مردم به عنوان امام در مدينه با او بيعت كرده اند و سپس او به منبر رفت و بعد از درود و صلوات بر رسول6 و امامان گذشته اعلام كرد كه اكنون شما با من بيعت كرديد؛ بدانيد كه من هم در بيعت برادرم علي ابن موسي الرضا(ع) هستم و او امام من و امام همه شماست و ولي خدا اوست و پيشوا و جانشين بعد از پدرم مي‌باشد[5] و سپس همه مردم امامت امام رضا(ع) را پذيرفتند. امام رضا(ع) از شنيدن اين عمل برادر بسيار خوشحال شد و در حق او دعاهاي بسيار كرد؛ چرا كه از يك تفرقه بزرگ در ميان شيعيان جلوگيري به عمل آورد.

البته تعدا كمي از بيعت كنندگان به امامت امام رضا(ع) تن ندادند و همچنان اعلام مي‌كردند كه امامشان احمد بن موسي است و فرقه احمديه را به وجود آوردند.[6]

در هر صورت احمد بن موسي بعد از بردن امام رضا(ع) توسط مأمون عباسي به مرو به سوي ايران حركت كرد. بعضي زمان حركت او را بعد از شهادت امام كاظم(ع) به منظور حمايت از امام رضا(ع) ذكر كرده اند[7] يقيناً سپاهي كه تا 15 هزار سرباز برايش ذكر كرده اند براي هر حاكمي بسيار مهم و خطرناك جلوه مي‌نمايد. بخصوص كاروان در بين راه تعداد زيادي از مردم را نيز همراه خود كرده بود و هر لحظه جمعيت آن بيشتر و بيشتر مي‌گرديده است. لذا به دستور مأمون، حاكم شيراز به نام قتلغ خان راه را بر روي آن بزرگ مرد بست و از وي خواست كه سفر به ايران و مرو را متوقف كند كه وي نپذيرفت و سرانجام بين او و سپاهيان قتلع خان جنگ شديدي در گرفت كه منجر به شكست سپاه مأمون گرديد و حاكم شيراز به قلعه شيراز عقب نشيني كرد و سپس دست به توطئه زد و اعلام كرد كه علي ابن موسي الرضا(ع) از دنيا رفته است. اين خبر باعث سردي و پراكنده شدن ياران احمد ابن موسي گرديد و سپس سپاه مأمون بر باقي مانده آنها تاختند و لشكر او فراري شدند و خود احمد ابن موسي به شيراز آمد و در آنجا جنگ ادامه يافت و سپاه قتلع نمي‌توانست بر او دست يابد. سرانجام به صورت شبيخون از پشت سر بر وي حمله كردند و در محلي در شيراز، او را از پشت سر با شمشير زدند كه بر زمين افتاد و سپس سقف محل را بر روي سر وي خراب كردند كه اين همان محلي است كه اكنون مدفن آن مرد عارف و مجاهد و مهاجر خداست.[8] او را نه كفن كردند و نه مقبره‌اي برايش ايجاد كردند و در زير خروارها خاك ساختمان مدفون گرديد. 

لقب شاه چراغ

در مورد وجه شهرت احمد بن موسي به شاه چراغ آورده اند كه در زمان عضدالدوله ديلمي پيرزني نزد او رفت و اظهار داشت شب‌ها نزديك تپه منزل من چراغي روشن ديده مي‌شود و چون نزديك مي‌روم اثري نمي‌بينم. شاه شبي به خانه پيرزن رفت و آنجا خوابيد و زن وقتي دوباره آن نور را ديد شاه را بيدا كرد، شاه هم آن نور را هفت بار ديد. روز بعد دستور داد تپه را حفر كردند و به هنگام حفر به سردابي رسيدند كه جسدي روي تخت بود. عارفي به نام شيخ عفيف الدين شب خواب ديد كه شاه به ديدار احمد ابن موسي(ع) رفته است و خواب خود را به شاه اطلاع داد، عضدالدوله آن روز را تعطيل اعلام كرد و بر آن سرداب بناي باشكوهي بنا نهاد و لقب شاه چراغ را به همين دليل به احمد بن موسي داده اند[9] و نيز آورده آن كه بر نگين انگشتر وي اسم او حك شده بود.[10]

 

 


[1]. بانک جامع امام زادگان ايران، ص 1003.

[2]. اربلي کشف الغمه، ج 2، ص 236ـ ابن صباغ الفصول و المهمه، ج 2، ص 961.

[3]. ارشاد المفيد، ج 2، ص 245.

[4]. رجال کشي، ص 294.

[5]. بحر العلوم، ج 2، ص 27.

[6]. مقالات الاسلاميين اشعري، ص 30ـ فرق الشيعه، ص 85، نوبختي ملل و نحل شهرستاني، ج 1، ص 169.

[7]. جامع السادات بيهقي و شبهاي پيشاور، ص 118.

[8]. بانک جامع امام زادگان ايران، ص 992 الي 995.

[9]. زندگاني امام موسي کاظم عمادزاده، ج 2، ص 271.

[10]. در بعضي از روايات تاريخي زمان کشف محل دفن احمد ابن موسي را به دوران اتابکان نسبت مي دهند که مصادف بود با حکومت مظفرالدين امير مقرب الدين مسعود بن بدرالدين که جنازه او را وقتي يافتند با بدني تازه رو به رو شدند که در انگشتر وي لعزة الله احمد بن موسي حک شده بود که اين واقعه چهارصد سال بعد از شهادت او رخ داده است. شبهاي پيشاور نوشته سلطان الواعظين شيرازي، ص 96 الي 99.

حضرت احمد ابن موسی (ع)

حسین سعادت۱۳۹۷-۲-۸۸۷
تغییر رنگ پس زمینه

احمد ابن موسي شاه چراغ (ع)

احمد ابن موسي ملقب به شاه چراغ يكي از پسران با وفاي امام موسي كاظم(ع) بود كه ملقب به سيدالسادات الاعاظم مي‌باشد.[1] او در نهضت بزرگ مهاجرت به ايران، سردمدار اوليه آن محسوب مي‌شود كه به همراه تعداد زيادي از شيعيان كه تعداد آنها را از پنج تا پانزده هزار نفر ذكر كرده‌اند، براي دفاع و ماندن در كنار امام رضا(ع) به سوي ايران هجرت نمودند. امام كاظم(ع) او را بسيار دوست مي‌داشت.[2] شيخ مفيد او را كريم النفس و جليل القدر و پرهيزكار مي‌دانست كه پدرش او را بسيار دوست مي‌داشت و امام مزرعه خويش را كه به يسيره معروف بود، به او بخشيد، لذا وي مردي با درآمد مناسب گرديد، در شرح احوال او آورده اند كه هزار بنده آزاد كرد.[3] در رجال كشي آمده است كه احاديث زيادي آموخته و به نقل از پدرش آنها را بازگو مي‌كرد و علاقه زيادي به قرآن داشته و با دست خود قرآن را كتابت كرد.[4] در بيشتر كتب تاريخ آمده است كه بعد از شهادت امام موسي كاظم(ع) مردم به عنوان امام در مدينه با او بيعت كرده اند و سپس او به منبر رفت و بعد از درود و صلوات بر رسول6 و امامان گذشته اعلام كرد كه اكنون شما با من بيعت كرديد؛ بدانيد كه من هم در بيعت برادرم علي ابن موسي الرضا(ع) هستم و او امام من و امام همه شماست و ولي خدا اوست و پيشوا و جانشين بعد از پدرم مي‌باشد[5] و سپس همه مردم امامت امام رضا(ع) را پذيرفتند. امام رضا(ع) از شنيدن اين عمل برادر بسيار خوشحال شد و در حق او دعاهاي بسيار كرد؛ چرا كه از يك تفرقه بزرگ در ميان شيعيان جلوگيري به عمل آورد.

البته تعدا كمي از بيعت كنندگان به امامت امام رضا(ع) تن ندادند و همچنان اعلام مي‌كردند كه امامشان احمد بن موسي است و فرقه احمديه را به وجود آوردند.[6]

در هر صورت احمد بن موسي بعد از بردن امام رضا(ع) توسط مأمون عباسي به مرو به سوي ايران حركت كرد. بعضي زمان حركت او را بعد از شهادت امام كاظم(ع) به منظور حمايت از امام رضا(ع) ذكر كرده اند[7] يقيناً سپاهي كه تا 15 هزار سرباز برايش ذكر كرده اند براي هر حاكمي بسيار مهم و خطرناك جلوه مي‌نمايد. بخصوص كاروان در بين راه تعداد زيادي از مردم را نيز همراه خود كرده بود و هر لحظه جمعيت آن بيشتر و بيشتر مي‌گرديده است. لذا به دستور مأمون، حاكم شيراز به نام قتلغ خان راه را بر روي آن بزرگ مرد بست و از وي خواست كه سفر به ايران و مرو را متوقف كند كه وي نپذيرفت و سرانجام بين او و سپاهيان قتلع خان جنگ شديدي در گرفت كه منجر به شكست سپاه مأمون گرديد و حاكم شيراز به قلعه شيراز عقب نشيني كرد و سپس دست به توطئه زد و اعلام كرد كه علي ابن موسي الرضا(ع) از دنيا رفته است. اين خبر باعث سردي و پراكنده شدن ياران احمد ابن موسي گرديد و سپس سپاه مأمون بر باقي مانده آنها تاختند و لشكر او فراري شدند و خود احمد ابن موسي به شيراز آمد و در آنجا جنگ ادامه يافت و سپاه قتلع نمي‌توانست بر او دست يابد. سرانجام به صورت شبيخون از پشت سر بر وي حمله كردند و در محلي در شيراز، او را از پشت سر با شمشير زدند كه بر زمين افتاد و سپس سقف محل را بر روي سر وي خراب كردند كه اين همان محلي است كه اكنون مدفن آن مرد عارف و مجاهد و مهاجر خداست.[8] او را نه كفن كردند و نه مقبره‌اي برايش ايجاد كردند و در زير خروارها خاك ساختمان مدفون گرديد. 

لقب شاه چراغ

در مورد وجه شهرت احمد بن موسي به شاه چراغ آورده اند كه در زمان عضدالدوله ديلمي پيرزني نزد او رفت و اظهار داشت شب‌ها نزديك تپه منزل من چراغي روشن ديده مي‌شود و چون نزديك مي‌روم اثري نمي‌بينم. شاه شبي به خانه پيرزن رفت و آنجا خوابيد و زن وقتي دوباره آن نور را ديد شاه را بيدا كرد، شاه هم آن نور را هفت بار ديد. روز بعد دستور داد تپه را حفر كردند و به هنگام حفر به سردابي رسيدند كه جسدي روي تخت بود. عارفي به نام شيخ عفيف الدين شب خواب ديد كه شاه به ديدار احمد ابن موسي(ع) رفته است و خواب خود را به شاه اطلاع داد، عضدالدوله آن روز را تعطيل اعلام كرد و بر آن سرداب بناي باشكوهي بنا نهاد و لقب شاه چراغ را به همين دليل به احمد بن موسي داده اند[9] و نيز آورده آن كه بر نگين انگشتر وي اسم او حك شده بود.[10]

 

 


[1]. بانک جامع امام زادگان ايران، ص 1003.

[2]. اربلي کشف الغمه، ج 2، ص 236ـ ابن صباغ الفصول و المهمه، ج 2، ص 961.

[3]. ارشاد المفيد، ج 2، ص 245.

[4]. رجال کشي، ص 294.

[5]. بحر العلوم، ج 2، ص 27.

[6]. مقالات الاسلاميين اشعري، ص 30ـ فرق الشيعه، ص 85، نوبختي ملل و نحل شهرستاني، ج 1، ص 169.

[7]. جامع السادات بيهقي و شبهاي پيشاور، ص 118.

[8]. بانک جامع امام زادگان ايران، ص 992 الي 995.

[9]. زندگاني امام موسي کاظم عمادزاده، ج 2، ص 271.

[10]. در بعضي از روايات تاريخي زمان کشف محل دفن احمد ابن موسي را به دوران اتابکان نسبت مي دهند که مصادف بود با حکومت مظفرالدين امير مقرب الدين مسعود بن بدرالدين که جنازه او را وقتي يافتند با بدني تازه رو به رو شدند که در انگشتر وي لعزة الله احمد بن موسي حک شده بود که اين واقعه چهارصد سال بعد از شهادت او رخ داده است. شبهاي پيشاور نوشته سلطان الواعظين شيرازي، ص 96 الي 99.