loader
×

بسمه تعالی

نقدی بر کتاب « مکتب در فرایند تکامل»

قسمت نهم

آقای مدرسی در فصل سوم کتاب خود، ابتدا سیر تاریخی امامت و حوادثی که بر سر جانشینی امامان معصوم تا حضرت امام حسن عسگری(ع)، رخ داده را بیان نموده است.1

می نویسد: «یک گروه از شیعیان پر حرارت که طرفدار قیام مسلحانه بوده و روش صبر و انتظار امام صادق(ع) را نمی پذیرفتند، نخست در سال 122 به قیام زید بن علی پیوسته و پس از آن به شاخه ی حسنی از خاندان پیامبر روی آوردند که در آن زمان، بزرگ آنها عبد ا... ابن محض از نواده ی امام حسن مجتبی(ع) بود.»2

این تحلیل بسیار غلط است، چرا که اولاً خود زید بن علی در زمانی که قیام کرد، مردم را به امامت حضرت امام محمد باقر(ع) فرا می خواند. شیخ مفید می نویسد: «زید بن علی بن حسین مردم را به مرد پسندیده از آل محمد(ص) دعوت می فرمود. مردم گمان کردند که مقصودش از این کلمه، خود آن جناب است؛ در صورتی که او چنین مقصودی نداشت، چون شایستگی برادرش حضرت باقر(ع) را برای امامت، بیش از خود می دانست و از وصیت امام باقر(ع) به امامت حضرت امام صادق آگاه بود.»3

ثانیاً قیام زید بن علی در حقیقت، در زمان هشام ابن عبدالملک اموی آغاز شد که در دوران امام محمد باقر(ع) بوده است.

ثالثاً این شیعیان پرحرارت که طرفدار قیام مسلحانه بودند، (به زعم آقای مدرسی) گروهی بسیار اندک بودند (که قبلاً در مقاله ی شماره ی 2 از این نوشتار در مورد آن توضیح داده شده است.)

رابعاً: امام صادق(ع) رابطه ی بسیار خوبی با زید داشت و او را بسیار دوست می داشت و وقتی که خبر شهادت زید را شنید، به شدت اندوهگین شد و از مال خود هزار دینار میان خانواده های پیروان زید که با او کشته شده بودند، پخش کرد.4

و اما در مورد قیام عبدا... ابن محض که برای پسرش محمد نفس زکیه در اواخر حکومت بنی امیه در محل "اَبواء" بیعت گرفت5 ، باید چنین گفت که مردمی که به نفس زکیه و برادرش ابراهیم -که به "قتیل باخمراء" معروف است- پیوستند و هر دوی آنها تقریباً در یک زمان، در مدینه و عراق علیه بنی عباس قیام کردند، از عموم جامعه بودند و شیعیان امام صادق(ع) هیچ کدام به او نپیوستند. در کتاب "طبقات المعتزله" آمده است، ابراهیم در زمانی که منصور عباسی او را دستگیر کرده بود، به کمک سفیان بن حیان- فقیه و متکلم مُرجئی - گریخت و به بصره رفت.6 ابن اثیر می نویسد: "گروهی از بنی عباس نیز از ابراهیم حمایت می کردند، از جمله سفیان بن معاویه، امیر بصره."7 "از جمله کسانی که به کمک ابراهیم رفتند، معتزلیان بودند."8 بسیاری از فقیهان و محدثان غیر شیعه به او پیوستند، مانند ابن ابی واصل، عیسی بن اسحاق، ابوخالد احمر، یونس بن اسحاق، یزید بن هارون و ...9. از دیگر کسانی که به ابراهیم پیوستند، ابوحنیفه پیشوای حنفیان است که به طور علنی و آشکار، پیروان سنی خود را به حمایت از ابراهیم و عبدا... محض فرا خواند و به این قیام فتوا داد و کشته شدگان نبرد باخمراء را با شهدای غزوه ی بدر حضرت رسول(ص) یکی دانست.10 حتی نوشته اند که به دلیل همین پشتیبانی، منصور به ابوحنیفه زهر داد و او را به قتل رسانید. مالک بن انس، دیگر رهبر اهل تسنن نیز از قیام ابراهیم و نفس زکیه پشتیبانی کرده بود. گروه زیدیه به رهبری عیسی بن زید نیز به ابراهیم پیوستند، اما شیعیان به رهبری امام جعفر صادق(ع) هیچ کدام به ابراهیم و نفس زکیه نپیوستند.11

ما نمی دانیم که آقای مدرسی بر اساس چه سند و مدرک تاریخی چنین تحلیلی را ارائه داده است. همه ی مدارک دقیقاً بر خلاف تحلیل و نظر ایشان است.

آقای مدرسی می نویسد که اکثریت عظیم شیعه ی امامیه، عبدا... پسر ارشد امام صادق(ع) را به عنوان جانشین امام صادق(ع) پذیرفتند.12

این ادعا صددرصد دروغ و افتراء است که با وجود امام صادق(ع)، مردم به جای موسی بن جعفر(ع)، به عبدا... رجوع کرده باشند.

در الارشاد مفید، باب پانزده13 که در ذکر امام پس از حضرت صادق(ع) است، روایات ذیل آمده است:

1- از مفضل ابن عمر روایت شده که امام صادق(ع) به او فرموده که موسی بن جعفر(ع) امام بعد از من است؛ زمانی که او در گهواره بوده.

2- معاذ بن کثیر از قول امام صادق(ع) فرموده که او موسی بن جعفر(ع) را در کودکی به من نشان داد که امام بعد از من است.

3- ابوعلی ارجانی از عبدالرحمن بن حجاج روایت کرده که امام صادق(ع) فرمود: لباس امامت بر اندام موسی پسرم رسا آمده است.

4- از فیض مختار روایت شده که امام صادق(ع) فرمود که برای فرار از آتش، دامن فرزندم موسی را بگیر.

5- ابن ابی نجران از منصور بن حازم روایت می کند که گفت امام صادق(ع)، امام موسی بن جعفر(ع) را زمانی که 5 ساله بود به ما نشان داد و او را امام بعدی معرفی کرد.

6- عیسی بن عبدا... حدیث کرده که از امام صادق(ع) سؤال کردم، بعد از شما امام کیست؟ فرمود پسرم موسی و بعد از او پسرش و بعد از پسرش، پسر پسرش.

7- طاهر بن محمد خادم از امام صادق(ع) نقل کرده است که امام صادق(ع) به فرزندش عبدا... گفت که تو پسر من هستی ولی موسی بن جعفر جان من است.

8- یعقوب ابن سراج روایت کرده که امام صادق(ع) وقتی امام موسی(ع) در گهواره بود، به من گفت برو و به مولایت سلام کن. من نزد کودک در گهواره رفتم و سلام کردم. او جواب سلام مرا داد و به من گفت که نام دخترت نام خوبی نیست، آن را عوض کن و حتی نام دختر من که حمیراء بود را نیز به من گفت (در حالی که او طفل شیرخوار بود) و من نام دخترم را عوض کردم.

9- سلیمان بن خالد روایت کرده که امام صادق(ع) روزی موسی بن جعفر(ع) را پیش ما خواند و ما در خدمتش بودیم. سپس به ما فرمود: پس از من ملازم این فرزندم (موسی کاظم) باشید، زیرا به خدا او پس از من امام شماست.

10- وشاء از صفوان حدیث نقل کرده که امام صادق(ع)، موسی بن جعفر(ع) را به سینه چسبانده و فرموده است: بعد از من او امام است.

11- جعفر اسحاق از امام صادق(ع) حدیث نقل کرده که بعد از من به موسی بن جعفر(ع) پناه ببرید.

12- علی بن جعفر حدیث نقل کرده که امام صادق(ع) به گروهی از نزدیکان و اصحاب خود فرمود: وصیت مرا درباره ی فرزندم موسی بپذیرید، زیرا او برترین فرزندان و یادگاران من است. او جانشین من و حجت خدای تعالی بر همه ی مردم پس از من می باشد.

شیخ مفید در ادامه می فرماید: روایات در مورد امامت موسی بن جعفر بسیار زیاد است. وی در باب شانزده به ذکر معجزات بسیار گسترده ی حضرت موسی بن جعفر(ع) می پردازد که روایات آن مفصل است.

ما احادیث مرحوم شیخ مفید از ارشاد را بدین دلیل آوردیم که آقای مدرسی یکی از سند های خود را که به آن ادعا کرده بود، از همین کتاب معرفی کرده که در بررسی آن ( الارشاد- صفحه ی 291) به چنین سندی که اکثریت عظیم شیعه ی امامیه، عبدا... را در میان فرزندان بازمانده ی امام صادق(ع) به عنوان امام پذیرفته اند نبود و حتی در کل کتاب الارشاد چنین حدیثی نبود و دقیقاً تمام روایات برعکس بود که بخشی از آنها را از همین کتاب ارائه دادیم. اسناد و مدارکی را که آقای مدرسی به عنوان دلیل تحلیل هایشان ارائه می دهند برای ما اهمیت پیدا کرد و به چندین سندی که از ایشان ارائه شده رجوع کردیم؛ بسیاری از آنها خلاف ادعای ایشان بود؛ بسیاری از آنها اصولاً وجود نداشت و تعدادی نیز فقط یک برداشت نادرست از متن سند صورت گرفته است. گویا ایشان از قبل چیزی را برای خود فرض کرده و به دنبال دلیل رفته و با سر و ته زدن بسیاری از احادیث و روایات تاریخی، دقیقاً کاری را که بسیاری از سازمان های سیاسی نظیر حزب توده و دیگر گروه های مخالف اسلام در گذشته انجام می دادند، انجام داده است.

آقای مدرسی می نویسد: «شایعاتی قوی در جامعه ی شیعه به وجود آمده بود که امام پسر خود اسماعیل را صریحاً به عنوان جانشین خود معین فرموده است. فوت غیر منتظره ی اسماعیل به این دلیل مشکلاتی عقیدتی برای بسیاری از شیعیان پیش آورد.»14 این نظر آقای مدرسی نیز بسیار سست است، زیرا اولاً نه امام صادق چنین حرفی را زده که هیچ سندی در این زمینه وجود ندارد و برعکس، سخنان زیادی از امام صادق در تمام کتب روایی شیعه نقل است که صریحاً امام صادق، جانشین خود را موسی بن جعفر(ع) معرفی کرده که در مبحث قبل بعضی از آن اسناد از مرحوم شیخ مفید ارائه گردید. ثانیاً به تأیید صدها روایت از شیعه و سنی، اسامی سلسله و دوازده امام شیعه از زبان حضرت رسول به نام و کنیه آمده است.15 چطور شیعیان واقعی با وجود چنین روایات مطمئنی باز اسماعیل یا عبدا... یا کسی دیگر را امام بدانند. ثالثاً همیشه امامان به وسیله ی معجزات و اخبار غیبی که از خود بروز می دادند، اثبات امامت خود می کردند.16 رابعاً هر امام به وسیله ی امامان قبل نیز نامشان برده شده است.

از طرفی دیگر به اسناد و شواهد تاریخی و احادیث مستند شیعیان به دنبال اسماعیل که در زمان خود حضرت امام صادق از دنیا رفته بود، نیفتادند؛ بلکه گروهی از ماجراجویان که می خواستند علیه بنی عباس قیام کنند، چنین طرح و پیشنهادی را پیگیری کردند که ربطی به شیعیان امام صادق نداشت.

شیخ مفید (ره) می نویسد: «چون اسماعیل از دنیا رفت، آنان که گمان به امامت او (اسماعیل) پس از امام صادق(ع) داشتند، از این عقیده بازگشتند و گروه اندکی که نه در زمره ی نزدیکان امام صادق(ع) بودند و نه از راویان حدیث آن بزرگوار، بلکه گروهی که از مردمان دور دست و بی خبر از جریان کار امامت بودند، گفتند اسماعیل زنده است.»17

این سند دقیقاً عکس نظرات آقای مدرسی است که از همین کتاب ارشاد، سند آورده و ما در هیچ جای کتاب نتوانستیم آن را بیابیم.

این شایعات که امام، شخص دیگری به غیر از امامان معصوم بوده است، در مورد فرزند امام هادی(ع)، یعنی محمد بن علی نیز در آن زمان شنیده شد، که این امری تازه نبوده است. علت این شایعات، دلایل متعددی است که بعضی از آنها را بیان می کنیم.

1- همان طوری که در تحلیل تاریخی قرن دوم و سوم در قسمت 8 این نوشتار آوردیم، شرایط کاملاً نامناسبی در افکار، رفتار، اخلاق، سیاست، حکومت، اقتصاد، فرهنگ، دین و ... در این دو قرن، در مردم وجود داشته است که کجروی های زیادی در عموم مردم ظاهر گردید. طبیعتاً این فروپاشی گسترده به طیف طرفداران و شیعیان امامان ما نیز سرایت می کرد و مردم بر اساس شایعات و اخبار دروغی که هر کس به خود اجازه می داد آن را نقل کند، باورهای گوناگونی پیدا می کردند؛ من جمله در مورد جانشینان امامان معصوم.

2- بسیاری از مردم که خواسته های مخصوص به خود داشتند و دوست داشتند با قیام و انقلاب از نظام حاکم انتقام بگیرند، یا جاه طلبی، قدرت طلبی و دنیا طلبی داشتند، با توسل به کسانی که این امکان را برایشان فراهم می کردند، خطوط موازی امامت را تقویت می کردند.

3- بعضی از فرزندان ائمه ی معصوم ما، نسبت به جانشینان واقعی پدرانشان دچار بخل یا حسادت شده و با آنکه به طور روشن و صریح از سوی امامان قبل به امامت بعد یقین داشتند، آن را نمی پذیرفتند. مانند عبدا... افطح یا جعفر کذاب.

4- امامان به حق شیعه به دلیل آنکه از سوی انبوه دشمنانشان احساس خطر می کردند، در معرفی امام بعد از خودشان برای عموم جامعه تا آخرین لحظات، تقیه می کردند و جز برای خواص آن را روشن نمی نمودند و ... .

حسین کهفی

دی ماه 1388

پی‌نوشت‌ها:

1- از صفحه ی 111 الی 173

2- صفحه ی 111

3- الارشاد شیخ مفید، باب ذکر اخویه و طرف من اخبارهم

4- همان منبع فوق

5- مقاتل الطالبین ابوالفرج اصفهانی، صفحه ی 206

6- طبقات المعتزله اثر قاضی عبدالجبار، صفحه ی 228

7- تاریخ خلیفه ابن خیاط، جلد 2، صفحه ی 649

8- مروج الذهب مسعودی، جلد 3، صفحه ی 296

9- مقاتل الطالبین ابوالفرج اصفهانی،صفحه ی 354 تا 356

10- ذهبی شمس الدین محمد العبر، جلد 1، صفحه ی 156 و ابوالفرج، صفحه ی 364

11- ابوالفرج، صفحه ی 367

12- العیون و الحدائق، جلد 3، صفحه ی 231

13- صفحه ی 121

14- الارشاد مفید ده ها سند در این زمینه دارد.

15- صفحه ی 119 الی 120

16- حدیث لوح و امثال حدیث معروفی از حضرت رسول است که نام دوازده امام در آن ذکر شده. هاشم بحرانی کتاب جداگانه ای به نام الانصاف فی النص در این باره تألیف کرده است. در این کتاب متجاوز از 340 حدیث از شیعه و سنی نقل کرده که نام دوازده امام به اسم و سند از حضرت رسول بیان شده است.

17- محمد بن قولویه به سند خود از هشام بن سالم روایت مفصلی را در مورد شرایط تعیین امام از قول امام صادق بیان کرده که موارد فوق در آن گنجانده شده است. باب 16 ارشاد در بیان معجزات و نشانه های امامت حضرت موسی بن جعفر.

18- باب 14 ارشاد، مبحث در بیان فرزندان امام صادق(ع)

 

 

 

نقدی بر کتاب «مکتب در فرایند تکامل» - قسمت 9 .

حسین کهفی۱۳۹۷-۲-۲۱۶۵
تغییر رنگ پس زمینه

بسمه تعالی

نقدی بر کتاب « مکتب در فرایند تکامل»

قسمت نهم

آقای مدرسی در فصل سوم کتاب خود، ابتدا سیر تاریخی امامت و حوادثی که بر سر جانشینی امامان معصوم تا حضرت امام حسن عسگری(ع)، رخ داده را بیان نموده است.1

می نویسد: «یک گروه از شیعیان پر حرارت که طرفدار قیام مسلحانه بوده و روش صبر و انتظار امام صادق(ع) را نمی پذیرفتند، نخست در سال 122 به قیام زید بن علی پیوسته و پس از آن به شاخه ی حسنی از خاندان پیامبر روی آوردند که در آن زمان، بزرگ آنها عبد ا... ابن محض از نواده ی امام حسن مجتبی(ع) بود.»2

این تحلیل بسیار غلط است، چرا که اولاً خود زید بن علی در زمانی که قیام کرد، مردم را به امامت حضرت امام محمد باقر(ع) فرا می خواند. شیخ مفید می نویسد: «زید بن علی بن حسین مردم را به مرد پسندیده از آل محمد(ص) دعوت می فرمود. مردم گمان کردند که مقصودش از این کلمه، خود آن جناب است؛ در صورتی که او چنین مقصودی نداشت، چون شایستگی برادرش حضرت باقر(ع) را برای امامت، بیش از خود می دانست و از وصیت امام باقر(ع) به امامت حضرت امام صادق آگاه بود.»3

ثانیاً قیام زید بن علی در حقیقت، در زمان هشام ابن عبدالملک اموی آغاز شد که در دوران امام محمد باقر(ع) بوده است.

ثالثاً این شیعیان پرحرارت که طرفدار قیام مسلحانه بودند، (به زعم آقای مدرسی) گروهی بسیار اندک بودند (که قبلاً در مقاله ی شماره ی 2 از این نوشتار در مورد آن توضیح داده شده است.)

رابعاً: امام صادق(ع) رابطه ی بسیار خوبی با زید داشت و او را بسیار دوست می داشت و وقتی که خبر شهادت زید را شنید، به شدت اندوهگین شد و از مال خود هزار دینار میان خانواده های پیروان زید که با او کشته شده بودند، پخش کرد.4

و اما در مورد قیام عبدا... ابن محض که برای پسرش محمد نفس زکیه در اواخر حکومت بنی امیه در محل "اَبواء" بیعت گرفت5 ، باید چنین گفت که مردمی که به نفس زکیه و برادرش ابراهیم -که به "قتیل باخمراء" معروف است- پیوستند و هر دوی آنها تقریباً در یک زمان، در مدینه و عراق علیه بنی عباس قیام کردند، از عموم جامعه بودند و شیعیان امام صادق(ع) هیچ کدام به او نپیوستند. در کتاب "طبقات المعتزله" آمده است، ابراهیم در زمانی که منصور عباسی او را دستگیر کرده بود، به کمک سفیان بن حیان- فقیه و متکلم مُرجئی - گریخت و به بصره رفت.6 ابن اثیر می نویسد: "گروهی از بنی عباس نیز از ابراهیم حمایت می کردند، از جمله سفیان بن معاویه، امیر بصره."7 "از جمله کسانی که به کمک ابراهیم رفتند، معتزلیان بودند."8 بسیاری از فقیهان و محدثان غیر شیعه به او پیوستند، مانند ابن ابی واصل، عیسی بن اسحاق، ابوخالد احمر، یونس بن اسحاق، یزید بن هارون و ...9. از دیگر کسانی که به ابراهیم پیوستند، ابوحنیفه پیشوای حنفیان است که به طور علنی و آشکار، پیروان سنی خود را به حمایت از ابراهیم و عبدا... محض فرا خواند و به این قیام فتوا داد و کشته شدگان نبرد باخمراء را با شهدای غزوه ی بدر حضرت رسول(ص) یکی دانست.10 حتی نوشته اند که به دلیل همین پشتیبانی، منصور به ابوحنیفه زهر داد و او را به قتل رسانید. مالک بن انس، دیگر رهبر اهل تسنن نیز از قیام ابراهیم و نفس زکیه پشتیبانی کرده بود. گروه زیدیه به رهبری عیسی بن زید نیز به ابراهیم پیوستند، اما شیعیان به رهبری امام جعفر صادق(ع) هیچ کدام به ابراهیم و نفس زکیه نپیوستند.11

ما نمی دانیم که آقای مدرسی بر اساس چه سند و مدرک تاریخی چنین تحلیلی را ارائه داده است. همه ی مدارک دقیقاً بر خلاف تحلیل و نظر ایشان است.

آقای مدرسی می نویسد که اکثریت عظیم شیعه ی امامیه، عبدا... پسر ارشد امام صادق(ع) را به عنوان جانشین امام صادق(ع) پذیرفتند.12

این ادعا صددرصد دروغ و افتراء است که با وجود امام صادق(ع)، مردم به جای موسی بن جعفر(ع)، به عبدا... رجوع کرده باشند.

در الارشاد مفید، باب پانزده13 که در ذکر امام پس از حضرت صادق(ع) است، روایات ذیل آمده است:

1- از مفضل ابن عمر روایت شده که امام صادق(ع) به او فرموده که موسی بن جعفر(ع) امام بعد از من است؛ زمانی که او در گهواره بوده.

2- معاذ بن کثیر از قول امام صادق(ع) فرموده که او موسی بن جعفر(ع) را در کودکی به من نشان داد که امام بعد از من است.

3- ابوعلی ارجانی از عبدالرحمن بن حجاج روایت کرده که امام صادق(ع) فرمود: لباس امامت بر اندام موسی پسرم رسا آمده است.

4- از فیض مختار روایت شده که امام صادق(ع) فرمود که برای فرار از آتش، دامن فرزندم موسی را بگیر.

5- ابن ابی نجران از منصور بن حازم روایت می کند که گفت امام صادق(ع)، امام موسی بن جعفر(ع) را زمانی که 5 ساله بود به ما نشان داد و او را امام بعدی معرفی کرد.

6- عیسی بن عبدا... حدیث کرده که از امام صادق(ع) سؤال کردم، بعد از شما امام کیست؟ فرمود پسرم موسی و بعد از او پسرش و بعد از پسرش، پسر پسرش.

7- طاهر بن محمد خادم از امام صادق(ع) نقل کرده است که امام صادق(ع) به فرزندش عبدا... گفت که تو پسر من هستی ولی موسی بن جعفر جان من است.

8- یعقوب ابن سراج روایت کرده که امام صادق(ع) وقتی امام موسی(ع) در گهواره بود، به من گفت برو و به مولایت سلام کن. من نزد کودک در گهواره رفتم و سلام کردم. او جواب سلام مرا داد و به من گفت که نام دخترت نام خوبی نیست، آن را عوض کن و حتی نام دختر من که حمیراء بود را نیز به من گفت (در حالی که او طفل شیرخوار بود) و من نام دخترم را عوض کردم.

9- سلیمان بن خالد روایت کرده که امام صادق(ع) روزی موسی بن جعفر(ع) را پیش ما خواند و ما در خدمتش بودیم. سپس به ما فرمود: پس از من ملازم این فرزندم (موسی کاظم) باشید، زیرا به خدا او پس از من امام شماست.

10- وشاء از صفوان حدیث نقل کرده که امام صادق(ع)، موسی بن جعفر(ع) را به سینه چسبانده و فرموده است: بعد از من او امام است.

11- جعفر اسحاق از امام صادق(ع) حدیث نقل کرده که بعد از من به موسی بن جعفر(ع) پناه ببرید.

12- علی بن جعفر حدیث نقل کرده که امام صادق(ع) به گروهی از نزدیکان و اصحاب خود فرمود: وصیت مرا درباره ی فرزندم موسی بپذیرید، زیرا او برترین فرزندان و یادگاران من است. او جانشین من و حجت خدای تعالی بر همه ی مردم پس از من می باشد.

شیخ مفید در ادامه می فرماید: روایات در مورد امامت موسی بن جعفر بسیار زیاد است. وی در باب شانزده به ذکر معجزات بسیار گسترده ی حضرت موسی بن جعفر(ع) می پردازد که روایات آن مفصل است.

ما احادیث مرحوم شیخ مفید از ارشاد را بدین دلیل آوردیم که آقای مدرسی یکی از سند های خود را که به آن ادعا کرده بود، از همین کتاب معرفی کرده که در بررسی آن ( الارشاد- صفحه ی 291) به چنین سندی که اکثریت عظیم شیعه ی امامیه، عبدا... را در میان فرزندان بازمانده ی امام صادق(ع) به عنوان امام پذیرفته اند نبود و حتی در کل کتاب الارشاد چنین حدیثی نبود و دقیقاً تمام روایات برعکس بود که بخشی از آنها را از همین کتاب ارائه دادیم. اسناد و مدارکی را که آقای مدرسی به عنوان دلیل تحلیل هایشان ارائه می دهند برای ما اهمیت پیدا کرد و به چندین سندی که از ایشان ارائه شده رجوع کردیم؛ بسیاری از آنها خلاف ادعای ایشان بود؛ بسیاری از آنها اصولاً وجود نداشت و تعدادی نیز فقط یک برداشت نادرست از متن سند صورت گرفته است. گویا ایشان از قبل چیزی را برای خود فرض کرده و به دنبال دلیل رفته و با سر و ته زدن بسیاری از احادیث و روایات تاریخی، دقیقاً کاری را که بسیاری از سازمان های سیاسی نظیر حزب توده و دیگر گروه های مخالف اسلام در گذشته انجام می دادند، انجام داده است.

آقای مدرسی می نویسد: «شایعاتی قوی در جامعه ی شیعه به وجود آمده بود که امام پسر خود اسماعیل را صریحاً به عنوان جانشین خود معین فرموده است. فوت غیر منتظره ی اسماعیل به این دلیل مشکلاتی عقیدتی برای بسیاری از شیعیان پیش آورد.»14 این نظر آقای مدرسی نیز بسیار سست است، زیرا اولاً نه امام صادق چنین حرفی را زده که هیچ سندی در این زمینه وجود ندارد و برعکس، سخنان زیادی از امام صادق در تمام کتب روایی شیعه نقل است که صریحاً امام صادق، جانشین خود را موسی بن جعفر(ع) معرفی کرده که در مبحث قبل بعضی از آن اسناد از مرحوم شیخ مفید ارائه گردید. ثانیاً به تأیید صدها روایت از شیعه و سنی، اسامی سلسله و دوازده امام شیعه از زبان حضرت رسول به نام و کنیه آمده است.15 چطور شیعیان واقعی با وجود چنین روایات مطمئنی باز اسماعیل یا عبدا... یا کسی دیگر را امام بدانند. ثالثاً همیشه امامان به وسیله ی معجزات و اخبار غیبی که از خود بروز می دادند، اثبات امامت خود می کردند.16 رابعاً هر امام به وسیله ی امامان قبل نیز نامشان برده شده است.

از طرفی دیگر به اسناد و شواهد تاریخی و احادیث مستند شیعیان به دنبال اسماعیل که در زمان خود حضرت امام صادق از دنیا رفته بود، نیفتادند؛ بلکه گروهی از ماجراجویان که می خواستند علیه بنی عباس قیام کنند، چنین طرح و پیشنهادی را پیگیری کردند که ربطی به شیعیان امام صادق نداشت.

شیخ مفید (ره) می نویسد: «چون اسماعیل از دنیا رفت، آنان که گمان به امامت او (اسماعیل) پس از امام صادق(ع) داشتند، از این عقیده بازگشتند و گروه اندکی که نه در زمره ی نزدیکان امام صادق(ع) بودند و نه از راویان حدیث آن بزرگوار، بلکه گروهی که از مردمان دور دست و بی خبر از جریان کار امامت بودند، گفتند اسماعیل زنده است.»17

این سند دقیقاً عکس نظرات آقای مدرسی است که از همین کتاب ارشاد، سند آورده و ما در هیچ جای کتاب نتوانستیم آن را بیابیم.

این شایعات که امام، شخص دیگری به غیر از امامان معصوم بوده است، در مورد فرزند امام هادی(ع)، یعنی محمد بن علی نیز در آن زمان شنیده شد، که این امری تازه نبوده است. علت این شایعات، دلایل متعددی است که بعضی از آنها را بیان می کنیم.

1- همان طوری که در تحلیل تاریخی قرن دوم و سوم در قسمت 8 این نوشتار آوردیم، شرایط کاملاً نامناسبی در افکار، رفتار، اخلاق، سیاست، حکومت، اقتصاد، فرهنگ، دین و ... در این دو قرن، در مردم وجود داشته است که کجروی های زیادی در عموم مردم ظاهر گردید. طبیعتاً این فروپاشی گسترده به طیف طرفداران و شیعیان امامان ما نیز سرایت می کرد و مردم بر اساس شایعات و اخبار دروغی که هر کس به خود اجازه می داد آن را نقل کند، باورهای گوناگونی پیدا می کردند؛ من جمله در مورد جانشینان امامان معصوم.

2- بسیاری از مردم که خواسته های مخصوص به خود داشتند و دوست داشتند با قیام و انقلاب از نظام حاکم انتقام بگیرند، یا جاه طلبی، قدرت طلبی و دنیا طلبی داشتند، با توسل به کسانی که این امکان را برایشان فراهم می کردند، خطوط موازی امامت را تقویت می کردند.

3- بعضی از فرزندان ائمه ی معصوم ما، نسبت به جانشینان واقعی پدرانشان دچار بخل یا حسادت شده و با آنکه به طور روشن و صریح از سوی امامان قبل به امامت بعد یقین داشتند، آن را نمی پذیرفتند. مانند عبدا... افطح یا جعفر کذاب.

4- امامان به حق شیعه به دلیل آنکه از سوی انبوه دشمنانشان احساس خطر می کردند، در معرفی امام بعد از خودشان برای عموم جامعه تا آخرین لحظات، تقیه می کردند و جز برای خواص آن را روشن نمی نمودند و ... .

حسین کهفی

دی ماه 1388

پی‌نوشت‌ها:

1- از صفحه ی 111 الی 173

2- صفحه ی 111

3- الارشاد شیخ مفید، باب ذکر اخویه و طرف من اخبارهم

4- همان منبع فوق

5- مقاتل الطالبین ابوالفرج اصفهانی، صفحه ی 206

6- طبقات المعتزله اثر قاضی عبدالجبار، صفحه ی 228

7- تاریخ خلیفه ابن خیاط، جلد 2، صفحه ی 649

8- مروج الذهب مسعودی، جلد 3، صفحه ی 296

9- مقاتل الطالبین ابوالفرج اصفهانی،صفحه ی 354 تا 356

10- ذهبی شمس الدین محمد العبر، جلد 1، صفحه ی 156 و ابوالفرج، صفحه ی 364

11- ابوالفرج، صفحه ی 367

12- العیون و الحدائق، جلد 3، صفحه ی 231

13- صفحه ی 121

14- الارشاد مفید ده ها سند در این زمینه دارد.

15- صفحه ی 119 الی 120

16- حدیث لوح و امثال حدیث معروفی از حضرت رسول است که نام دوازده امام در آن ذکر شده. هاشم بحرانی کتاب جداگانه ای به نام الانصاف فی النص در این باره تألیف کرده است. در این کتاب متجاوز از 340 حدیث از شیعه و سنی نقل کرده که نام دوازده امام به اسم و سند از حضرت رسول بیان شده است.

17- محمد بن قولویه به سند خود از هشام بن سالم روایت مفصلی را در مورد شرایط تعیین امام از قول امام صادق بیان کرده که موارد فوق در آن گنجانده شده است. باب 16 ارشاد در بیان معجزات و نشانه های امامت حضرت موسی بن جعفر.

18- باب 14 ارشاد، مبحث در بیان فرزندان امام صادق(ع)