loader
×

به نام خداوند بخشاینده مهربان

خدا در آئینه آیات (6)

شیطان، اغواگرِ قدرتمند بر علیه مردم

در سر راه انسان به سوی تعالی و رسیدن به لقاء خداوند چه به صورت فردی و چه جمعی موانعی وجود دارد که راه رفتن را سد می‌کند. از جمله این موانع، موجود خطرناک و خبیثی به اسم شیطان می‌باشد.

کار شیطان القای نظر، خط دادن، وسوسه کردن و میل دادن انسان به سوی مواردی است که اگر انسان اراده به انجام آن‌ها نماید رشد او را از بین می‌برد. پیچیدگی‌های شیطان بسیار وسیع است و وقتی که با نفس اماره انسان ـ که میل به دنیا و لذت‌های آن را دارد ـ متحد می‌شود، آسیب‌های فراوانی به دین، اعتقاد، اخلاق و... فرد یا جامعه وارد می‌کند و ما در ادامه در حد اختصار به بیان چگونگی شیطان، با توجه به آیات قرآن می‌پردازیم.

معنی لغوی شیطان

شیطان از ماده شطن به معنی مخالف می‌باشد و به هر موجود طغیانگر و مخالف گویند، خواه از انسان باشد یا از جن یا از حیوانات.[1]

نام دیگر شیطان که در قرآن آمده است ابلیس است. ابلیس در لغت به معنی یأس، پشیمانی، درماندن، حزن ناشی از یأس و حیرت است و از آن جهت او را به این نام خواندند که از هر خیر یا رحمت الهی مأیوس شده است.[2]

تکرار دفعاتِ نام شیطان و ابلیس در قرآن

نام شیطان و شیاطین 88 بار در قرآن به کار رفته که 70 بار به صورت مفرد و 18 بار به صورت جمع آمده است.[3]

رابطه بین کلمه شیطان و ابلیس

شیطان اسم جنس و نامی فراگیر برای هر موجود شرور و فریبکار است، شیطان مصداق بارز ابلیس است.[4]

ابلیس یا همان شیطان موجودی از جنس جن است که به فرمان خدا که از همه فرشتگان خواست که بر حضرت آدم(ع) سجده کنند، بی‌اعتنایی کرد و از این کار سرپیچی نمود.

در سوره بقره آیه 34 آمده است که بعد از خلق انسان و خلیفه شدن او خداوند از همه فرشتگان خواست که به پای حضرت آدم(ع) سجده کنند و همه این کار را انجام دادند به جز ابلیس که تمرد کرد و استکبار نمود و از کافرین بود. استاد علامه طباطبایی در ذیل تفسیر این آیه می‌فرمایدکه ابلیس قبل از به وجود آمدن صحنه خلقت آدم(ع) و سجده ملائکه، کافر بود (چون فرموده کان من الکافرین، از کفار بود) و سجده نکردنش و مخالفت ظاهریش ناشی از مخالفتی بود که در باطن پنهان داشته است.[5]

با توجه به عُجب داشتن شیطان و کافر بودن او به نظر می‌رسد که صحنه خلقت انسان و امر سجدهِ همه ملائک به پای حضرت آدم(ع)، خود آزمایشی بوده برای شیطان تا انحراف درونی او مشخص شود. شیطان در این سرپیچی به مقایسه خودش با آدم در پیشگاه خداوند پرداخت و گفت من برای بشری که از گل خشک و از لجن بویناک آفریده‌ای سجده نمی کنم.[6] همچنین گفت من از او بهترم، مرا از آتش آفریدی و او را از گِل.[7] در همین چند جمله که از قول شیطان در قرآن نقل شده است موارد زیر به چشم می‌خورد:

1. مخالفت با خدا و رد امر و دستور او که فسقی آشکار و عصیانی علیه خدای رحمان بود.[8]

2. تحقیر حضرت آدم(ع) و آدمیان با بیان جنس خاکی و لجنی آدم(ع).

3. قیاس بین خود و آدم(ع).

4. برتر دانستن خلقت خود که از آتش بوده و حضرت آدم(ع) که از خاک و گل بوده است . (غرور و استکبار).

5. سجده نکردن بر آدم(ع).

سپس شیطان به اغوای حضرت آدم(ع) در بهشت پرداخت و بعد از اغوای او خداوند دستور هبوط همه آنها را به زمین داد.[9] شیطان از خداوند خواست که او را تا قیامت فرصت دهد امّا خداوند به او تا وقت معلوم فرصت داد.[10]

امام صادق(ع) وقت معلوم را تا ظهور علنی امام زمان(عج) می‌داند و می‌فرمایند روزی که قائم ما ظهور کنند موهای پیشانی او را می‌گیرند و گردنش را می‌زنند.[11] البته یوم المعلوم را زمان‌های دیگر نیز اعلام کرده‌اند.

در کتاب علل الشرایع آمده است که فرصت دادن به ابلیس تا وقت معلوم، پاداش عبادت طولانی او بوده است.[12]

شیطان در اغوای حضرت آدم(ع) او را وسوسه کرد تا میوه ممنوعه که خدا خوردن آن را برای حضرت آدم(ع) ممنوع کرده بود را بخورد و در این وسوسه به او گفت با خوردن میوه ممنوعه به دو چیز دست پیدا می‌کند: یکی جاودانگی در بهشت و دیگری ملکی که کهنه نشود.[13]

شیطان به عزت خداوند قسم یاد کرد که همه انسان‌ها را اغوا خواهد کرد مگر عده‌ای از بندگان را که از مخلصین باشند.[14]

اغوای از کلمه غی به معنی ضد رشد است و رشد یعنی رسیدن به واقع[15] و چون انسان برای رشد به سوی تعالی و خداوند خلق شده است، کار شیطان جلوگیری از این رشد یعنی اغوای انسان است.

باور کردن شیطان و دشمنی علنی او با انسان

چیزی که برای هر مؤمنی باید مسلم باشد باور به وجود شیطان در زندگی خود و تلاش او برای بردن او به سوی جهنم است، این امر را خداوند بارها و بارها در قرآن تأکید کرده است و از همه انسان‌ها تعهد گرفته است که گول وسوسه‌های شیطان را نخورند. دقت فرمائید خداوند می‌فرمایند:‌ای فرزندان آدم آیا با شما پیمان نبستم که شیطان را نپرستید زیرا او دشمنی آشکار است، مرا بپرستید که صراط مستقیم همین است، شیطان بسیاری از شما را به گمراهی و ضلالت انداخت چرا با عقل خود آن را در نمی یافتید؟[16]

تعیین موقعیت هر انسان در برابر حضور شیطان و یارانش از وظایف اصلی اوست و با عقل و درایت انواع دشمنی‌هایی که او انجام می‌دهد را کشف کند و از آن همه پلیدی به خدا پناه برد. قرآن می‌فرماید: " بگو‌ای پروردگار من، از وسوسه‌های شیطان به تو پناه می‌آورم ‌ای پروردگار من اگر نزد من حاضر آیند. "[17]

بنابراین کشف مختصات روحی، روانی، عملیاتی، ذهنی و ... نسبت به شیطان از برنامه‌های روزانه و هر لحظه مؤمن است و او فاصله خود با شیطان و توطئه‌ها و اهداف او را باید معین کند و در جهت خنثی کردن آنها در خود اقدام کند که کاری سخت و بسیار مهم است. آگاهی‌ها از عملکرد شیطان و نوع نفوذ او در بین فرد یا جامعه در قرآن تبیین گردیده که ذیلاً به تعدادی از آنها اشاره می‌نمائیم:

1. دوری و تبعیت نکردن از خطوط شیطان.[18]

2. شیطان وعده فقر و امر به فحشاء می‌کند.[19]

3. رباخواران مسخ شیطان می‌شوند و شیطان آنها را مس می‌کند.[20]

4. شیطان به ذلت می‌کشاند و بهشت را از دست آدم خارج می‌کند. همانطور که حضرت آدم(ع) را از بهشت راند.[21]

5. دوری از شیطان برای خود و فرزندان خواستن.[22]

6. شیطان به خطا می‌اندازد (وقتی پاره‌ای از اعمال صحیح نباشد) و ذلت ایجاد می‌کند.[23]

7. شیطان در دل دوستان خود ترس و خوف ایجاد می‌کند.[24]

8. شیطان قرین و همنشین می‌شود و آدمی را به ریا در انفاق، بی‌ایمانی به قیامت، بخل برای خود و برای مردم و پنهان کردن مال وا می‌دارد.[25]

9. شیطان گمراه می‌کند و از حق دوری می‌نماید.[26]

10. با دوستان شیطان باید جهاد کرد[27] و در جنگ با او باید دانست که حیله او ضعیف است.[28]

11. برگزیدن دوستی شیطان خسرانی آشکار است.[29]

12. شیطان باعث غرور و تکبر می‌شود.[30]

13. شیطان عداوت و کینه ایجاد می‌کند.[31]

14. قمار و شراب از عمل شیطان است.[32]

15. شیطان قساوت قلب ایجاد می‌کند و آن را زینت می‌دهد و اعمال ما را نیز زینت می‌کند.[33]

16. شیطان به فراموشی مبتلا می‌کند.[34]

17. آنچه را که خدا روزی کرده، باید مصرف کرد و از پیروان خطوط شیطان نشد.[35]

18. شیطان وسوسه ایجاد می‌کند.[36]

19. شیطان دشمنی آشکار است.[37]

20. شیطان فتنه و فریب ایجاد می‌کند.[38]

21. شیطان آدمی را به غاوین می‌رساند.[39]

22. در هنگام وسوسه شیطان باید به خدا پناه برد.[40]

23. شیطان نزاع بین مؤمن با برادرانش ایجاد می‌کند.[41]

24. هنگام خواندن قرآن از شر شیطان باید به خدا پناه برد.[42]

25. شیطان در برابر خدا کافر شد.[43]

26. شیطان در برابر خدا عصیان کرد.[44]

27. شیطان سعی در دوستی با مؤمن دارد.[45]

28. شیطان حضرت آدم(ع) و حوا را اغوا کرد.[46]

29. شیطان مجادله از روی نادانی در مردم ایجاد می‌کند.[47]

30. شیطان در قلب‌ها می‌دمد.[48]

31. القای شیطان در قلب‌های مریض صورت می‌گیرد.[49]

32. شیطان امر به فحشاء و منکر می‌کند.[50]

33. شیطان آدمی را تنها و خوار می‌کند.[51]

34. شیطان اعمال آدمی را زینت می‌بخشد و سد راه او می‌شود.[52]

35. شیطان انسان را به عذاب سعیر می‌اندازد.[53]

36. به دلیل اینکه شیطان دشمن است، از دشمن باید دوری کرد.[54]

37. آدمی در عالم ذر به خدا قول داده است که تبعیت از شیطان نکند.[55]

38. شیطان حزب دارد.[56]

39. شیطان به انسان دستور کفر می‌دهد.[57]

40. حزب شیطان دچار خسران شود.[58]

41. دور شدن از ذکر خدا شیطان را قرین می‌کند.[59]

42. پیامبران دشمنانی از شیطان از جنس جن و انسان دارند.[60]

43. شیطان ذکر خدا را در انسان به فراموشی می‌سپارد.[61]

44. شیطان به دوستان خود وحی می‌کند.[62]

45. تبذیرکنندگان برادران شیطان هستند.[63]

46. شیطان را نباید دوست گرفت.[64]

47. شیطان دوست کسانی می‌شود که ایمان نمی آورند.[65]

48. از شیطان و همزات شیطان باید به خدا پناه برد.[66]

49. شیطان باعث نزول انسان می‌شود.[67]

50. شیاطین با دوستان خود خلوت می‌کنند.[68]

 و . . . .

حال باید دید که هر مؤمنی در روز با کدام یک از این حمله‌های شیطان رو در رو می‌شود و برای مقابله با آنها چه چاره‌ای اندیشه می‌گردد؟ این اعمال و برنامه‌هایی که شیطان جهت به جهنم بردن انسان دارد در درجه ی اول نشانه‌های خدا و راهنمایان خدا را محو می‌کند، در سوره کهف آمده است که حضرت موسی(ع) و دوستش به دنبال خضر(ع) برای فهم و کسبِ رشد و تعالی رفتند.[69]

نشانه‌های مجمع البحرین که محل دیدار آن دو با حضرت خضر(ع) بود توسط شیطان به فراموشی سپرده شد. نشانه آن بود که ماهیِ مرده و پخته شده زنده شود و به دریا رود. این معجزه عظیم و آشکار از یاد همراه موسی(ع) به وسیله شیطان رفت.[70] در این آیات مشخص می‌شود که حضرت موسی(ع) و دوست او که علامت‌ها را شیطان از یادش برده بود برای جبران آن به نشان قدم‌های خود که از محل ملاقات دور شده بودند دوباره برگشتند.[71] یعنی موقعیت خود را نسبت به فراموشی ‌ای که شیطان به آنها داده بود کشف کرده و بلافاصله آن را جبران کرده و به محل ملاقات برگشتند. این شیوه‌ای است که هر انسان با جامعه‌ای که فریب شیطان را می‌خورد باید به اجرا در بیاورد.

محل‌های ظهور شیطان

شیطان و سربازانش توانایی دارند که هم درون هر فرد یا جامعه نفوذ کرده و آنان را تصرف کنند و هم در محیط بیرونی هر فرد یا جامعه خود را ظاهر نمایند.

 

 

ظهور شیطان در نفس انسان

بنابر آیات قرآنی انسان با سه نوع نفس قرابت دارد: نفس اماره[72]، نفس لوامه[73] و نفس مطمئنه[74].

نفس اماره

نفس اماره نفسی است که لذت‌های مادی و دنیایی را در درون انسان تقاضا می‌نماید و خداوند آن را برای بقای نسل و استفاده از مواهب مادی دنیا در انسان نهادینه کرده که غرایز انسان همه در نفس اماره اوست . امّا این نفس اگر به حال خود گذاشته شود و از حدود و اندازه اش بیرون بیاید همچون گرگ، انسانیت انسان را می‌درد و او را از راه تعالی و رشد وا می‌دارد. لذا خداوند نفس دیگری را بر او حاکم کرده که خطا و انحراف‌های او را گوشزد می‌کند و آن نفس لوامه است و اگر با نفس لوامه به مبارزه با انحرافاتِ نفسِ اماره نرویم، نفس اماره تمام پستی‌ها و پلیدی‌ها را در انسان ایجاد می‌کند و رابطه مستقیم با شیطان برقرار نموده و تحت تأثیر وسوسه او، بنیاد وجودی آدمی را به باد می‌دهد مگر آنکه خداوند رحم کند. اگر کسی بتواند در برابر فجوری که نفس اماره ایجاد می‌کند مقاومت کند و او را به کنترل در بیاورد، نفس مطمئنه در او شکوفا می‌شود که مراتب رشد و تعالی به وسیله این نفس آغاز می‌گردد.

حضرت علی(ع) می‌فرمایند: نفس اماره همچون فرد منافق، تملق انسان را می‌گوید و در قالب دوست جلوه می‌کند تا بر انسان مسلط شود و ...[75] حضرت رسول(ص) می‌فرمایند: دشمن ترین دشمن تو، نفس توست.[76]

شیطان و نفس اماره

شیطان و یارانش با وسوسه‌های فراوان وارد نفس اماره انسان می‌شود (یُوَسوِسُ فی صُدُور الناس).[77] و خداوند می‌فرماید: هر کس که از یاد خدا روی گرداند، خداوند شیطانی را بر او می‌گمارد تا همواره قرین او باشد[78] و آن شیاطین آنان را از راه خدا باز می‌گردانند و می‌پندارند که هدایت یافتگان هستند.[79] امام علی(ع) می‌فرمایند: شیطان در درون سینه‌های پیروان خود تخم گذاری کرد سپس آن را مبدل به جوجه نمود، این جوجه‌ها از درون سینه‌های آنها خارج شده و در دامانشان حرکت کرد و پرورش یافت.[80] و امام علی(ع) می‌فرمایند: از آن دشمنی بپرهیزید که در سینه‌ها مخفیانه نفوذ می‌کند و در گوش‌ها آهسته فوت می‌کند.[81]

 تسلط شیاطین در محیط انسان

خداوند می‌فرماید که من بر کسانی که در دنیا شیطان بر آنها چیره شد، و نام خدا را فراموش کرده اند، عذابی سخت آماده کرده ام و نشانه آنها این است که، با مردمی که خداوند بر آنها خشم گرفته دوستی می‌ورزند[82] و اموال و اولادشان برایشان در برابر خشم خدا سود نکند آنها اهل همیشگی جهنم هستند.[83]

 شیطان بر آنها چیره شده است و نام خدا را از یادشان برده است، ایشان حزب شیطان هستند و آگاه باش که حزب شیطان، زیان کنندگان هستند.[84]

بنابراین شیطان از کسانی که نفس آنها را تصرف کرده است حزب تشکیل می‌دهد و حزب شیطان در درون جوامع فعالیت کرده و جامعه را به تباهی می‌کشد. درباره کسانی که شیطان قلب آنها را تصرف کرده است امام علی(ع) می‌فرمایند: " پس شیطان با چشم آنها نگاه می‌کند و با زبان آنها حرف می‌زند. "[85]

تجلی شیطان در انسان

شیطان خط و جای پای خود را برای پیروانش مهیا می‌کند و آنها را به این خط وارد می‌نماید، لذا خداوند می‌فرماید: " یا اَیُهَا الَذینَ امَنوا لاتتبعوا خُطواتِ الشَیطان "[86]‌ای کسانی که ایمان آورده اید از خطوط شیطان پیروی نکنید.

وقتی که نفس انسان یا وسوسه‌های شیطان به سوی پلیدی‌ها سیر کرد آن فرد آماده عملیات انجام دادن برای شیطان و یاران او می‌گردد. نفس اماره علائمی دارد که شیطان آنها را پرورش داده است. همانند نفسی که در شراب، قمار، شرط بندی و بت پرستی حضور یابد[87]، نفسی که در دلش مرض است[88]، نفسی که ریاکاری در انفاق می‌کند[89]، کسانی که حقیقت را می‌پوشانند و کافر هستند[90] و کسانی که بی‌ایمان بوده و دوستان شیطان می‌شوند[91] و ... .

در روایت آمده است که فرشتگان در جمع کسانی که خدا را یاد می‌کنند حاضر می‌شوند و ابلیس نیز یکی از یارانش را برای برهم زدن جمع آنها می‌فرستد. همچنین شیاطین در جمع منکران حق حاضر می‌شوند و چنانچه ابلیس در دارالندوه در جمع مشرکین حاضر شد و نقشه قتل پیامبر را کشید[92]، این شیاطین به شدت دشمن پیامبران بودند. در این زمینه قرآن می‌فرماید: کذالک جعلنا لکل نبی عدواً شیاطین الانس و الجن یوحی بعضهم الی بعض ... [93] " همچنین برای پیامبر دشمنانی از شیاطین از انسان و جن قرار دادیم که بعضی به بعضی الهام و وحی می‌کنند تا یکدیگر را فریب دهند ... ."

با توجه به مطالب ذکر شده فوق به این باور می‌رسیم که محیط اجتماعی انسان به وسیله شیاطین و اجنه مورد محاصره قرار گرفته است و جوامع در خطر سقوط به حزب شیطان قرار دارند که تاریخ نشان داده است که در تمام کشورها به خدمت آنها در آمده‌اند. آنها یا ادیان را به انحراف کشیده‌اند و کلام و سخنان آنها را قلب و جعل کرده‌اند یَسمَعونَ کَلامَ اللّهِ ثُمَ یُحَرِفونَه[94] یا انکار دین کرده و مادیت و دنیا پرستی و سودمندی مادی دنیا را جایگزین اهداف الهی نموده‌اند.

بسیاری از مؤمنین در درون جوامع نیز به دام آنها افتاده‌اند و از دین یا فروریخته‌اند یا ضال شده‌اند و دینی غیر واقع در افراطی گری یا تفریطی گری را پذیرفته‌اند که همه این موارد سد راه تعالی انسان گردیده است وَ صَد عَنِ السَبیل شده است، از طرفی نفس اماره روح فردی و جمعی جامعه نیز به کمک شیطان و جن رفته و از درون، حمایت همه جانبه از آنها می‌نماید.

حال این سؤال مهم مطرح می‌گردد که چه باید کرد؟

 برای برون رفت و رهایی از این شرایط و رسیدن به تعالی و رشد چه راهی را باید جست؟

 


[1]. المنجد في اللغة.

[2]. زبيدي تاج العروس، ج 8، ص 208ـ در کتاب المفردات في غريب القرآن، تأليف راغب اصفهاني در ذيل کلمه ابليس آن را از ريشه ابلاس دانسته که به معني غم و اندوه از شدت يأس و ناميدي است.

[3]. المعجم المفهرس.

[4]. الميزان، ج 7، ص 321ـ روح المعاني اثر آلوسي، ج 4، ص 202.

[5]. الميزان، ج 1، ذيل آيه 34 سوره بقره.

[6]. سوره حجر، آيه 33.

[7]. سوره ص، آيه 76.

[8]. سوره مريم، 44.

[9]. سوره طه، آيه 123.

[10]. سوره ص، آيات 79 الي 81ـ سوره حجر، آيات 36 الي 40.

[11]. تفسير عياشي، ج 12، ص 175، چاپ 1363.

[12]. علل الشرايع شيخ صدوق، ص 178.

[13]. سوره طه، 120.

[14]. سوره حجر، آيات 39 و 40.

[15]. ترجمه تفسير الميزان، ج 1، ص 63.

[16]. سوره يس، آيات 60 الي 62.

[17]. سوره مؤمنون، آيات 97 و 98.

[18]. سوره نور، آيه 21ـ سوره بقره، آيه 208.

[19]. سوره بقره، آيه 268.

[20]. همان ، آيه 275.

[21]. سوره بقره، آيه 36.

[22]. سوره آل عمران، آيه 36.

[23]. همان ، آيه 155.

[24]. همان ، آيه 175.

[25]. سوره نساء، آيات 37 و 38.

[26]. همان ، آيه 60.

[27]. همان ، آيه76.

[28]. همان ، آيه 76.

[29]. همان ، آيه 119.

[30]. همان ، آيه120ـ سوره اسراء، آيه 64.

[31]. سوره مائده، آيه 91 در قمار و شراب.

[32]. سوره مائده، آيه 90.

[33]. سوره انعام، آيه 43ـ سوره نحل، آيه 63.

[34]. سوره انعام، آيه 68ـ سوره يوسف، آيه 42ـ سوره کهف، آيه 44.

[35]. همان ، آيه 142.

[36]. سوره اعراف، آيه 20.

[37]. همان ، آيه 22ـ سوره يوسف،آيه 5ـ سوره اسراء، آيه 53.

[38]. همان ، آيه 27.

[39]. همان ، آيه 175.

[40]. همان ، آيه200 و 201.

[41]. سوره يوسف، آيه 100ـ سوره اسراء، آيه 53.

[42]. سوره نحل، آيه 98.

[43]. سوره اسراء، آيه 27.

[44]. سوره مريم، آيه 44.

[45]. همان ، آيه 45.

[46]. سوره طه، آيه 120.

[47]. سوره حج، آيه 2.

[48]. همان ، آيه 52.

[49]. همان ، آيه 53.

[50]. سوره نور، آيه 21.

[51]. سوره فرقان، آيه 29.

[52]. سوره نمل، آيه 24ـ سوره عنکبوت، آيه 38.

[53]. سوره لقمان، آيه 21.

[54]. سوره فاطر، آيه 6.

[55]. سوره يس، آيه 60.

[56]. سوره مجادله، آيه 19.

[57]. همان .

[58]. همان .

[59]. سوره زخرف، آيه 36.

[60]. سوره انعام، آيه 112.

[61]. سوره مجادله، آيه 19.

[62]. سوره انعام، آيه 121.

[63]. سوره اسراء، آيه 27.

[64]. سوره اعراف، آيه 27.

[65]. همان .

[66]. سوره مؤمنون، آيه 97.

[67]. سوره شعراء، آيه 210.

[68]. سوره بقره، آيه 14.

[69]. سوره کهف، آيه 66.

[70]. همان ، آيات 60 الي 65.

[71]. همان ، آيه 64.

[72]. سوره يوسف، آيه 53.

[73]. سوره قيامت، آيه 2.

[74]. سوره فجر، آيه 27.

[75]. غرر الحکم.

[76]. بحار الانوار، ج 67، ص 64.

[77]. سوره ناس، آيه 5.

[78]. سوره زخرف، آيه 36.

[79]. همان ، آيه 37.

[80]. نهج البلاغه، خطبه 7.

[81]. غررالحکم.

[82]. سوره مجادله، آيه 14.

[83]. سوره مجادله، آيه 17.

[84]. همان ، آيه 19.

[85]. نهج البلاغه، خطبه 7.

[86]. سوره نور، آيه 21.

[87]. سوره مائده، آيه 90.

[88]. سوره حج، آيه 52.

[89]. سوره نساء، آيه 38.

[90]. سوره مريم، آيه 83.

[91]. سوره اعراف، آيات 27 و 30.

[92]. خلاصه حديث بحارالانوار، ج 60، ص 258.

[93]. سوره انعام، آيه 112.

[94]. سوره بقره، آيه 75.

خدا در آئینه آیات (6) - شیطان، اغواگرِ قدرتمند بر علیه مردم

حسین سعادت۱۳۹۸-۳-۵۱۷۸
تغییر رنگ پس زمینه

به نام خداوند بخشاینده مهربان

خدا در آئینه آیات (6)

شیطان، اغواگرِ قدرتمند بر علیه مردم

در سر راه انسان به سوی تعالی و رسیدن به لقاء خداوند چه به صورت فردی و چه جمعی موانعی وجود دارد که راه رفتن را سد می‌کند. از جمله این موانع، موجود خطرناک و خبیثی به اسم شیطان می‌باشد.

کار شیطان القای نظر، خط دادن، وسوسه کردن و میل دادن انسان به سوی مواردی است که اگر انسان اراده به انجام آن‌ها نماید رشد او را از بین می‌برد. پیچیدگی‌های شیطان بسیار وسیع است و وقتی که با نفس اماره انسان ـ که میل به دنیا و لذت‌های آن را دارد ـ متحد می‌شود، آسیب‌های فراوانی به دین، اعتقاد، اخلاق و... فرد یا جامعه وارد می‌کند و ما در ادامه در حد اختصار به بیان چگونگی شیطان، با توجه به آیات قرآن می‌پردازیم.

معنی لغوی شیطان

شیطان از ماده شطن به معنی مخالف می‌باشد و به هر موجود طغیانگر و مخالف گویند، خواه از انسان باشد یا از جن یا از حیوانات.[1]

نام دیگر شیطان که در قرآن آمده است ابلیس است. ابلیس در لغت به معنی یأس، پشیمانی، درماندن، حزن ناشی از یأس و حیرت است و از آن جهت او را به این نام خواندند که از هر خیر یا رحمت الهی مأیوس شده است.[2]

تکرار دفعاتِ نام شیطان و ابلیس در قرآن

نام شیطان و شیاطین 88 بار در قرآن به کار رفته که 70 بار به صورت مفرد و 18 بار به صورت جمع آمده است.[3]

رابطه بین کلمه شیطان و ابلیس

شیطان اسم جنس و نامی فراگیر برای هر موجود شرور و فریبکار است، شیطان مصداق بارز ابلیس است.[4]

ابلیس یا همان شیطان موجودی از جنس جن است که به فرمان خدا که از همه فرشتگان خواست که بر حضرت آدم(ع) سجده کنند، بی‌اعتنایی کرد و از این کار سرپیچی نمود.

در سوره بقره آیه 34 آمده است که بعد از خلق انسان و خلیفه شدن او خداوند از همه فرشتگان خواست که به پای حضرت آدم(ع) سجده کنند و همه این کار را انجام دادند به جز ابلیس که تمرد کرد و استکبار نمود و از کافرین بود. استاد علامه طباطبایی در ذیل تفسیر این آیه می‌فرمایدکه ابلیس قبل از به وجود آمدن صحنه خلقت آدم(ع) و سجده ملائکه، کافر بود (چون فرموده کان من الکافرین، از کفار بود) و سجده نکردنش و مخالفت ظاهریش ناشی از مخالفتی بود که در باطن پنهان داشته است.[5]

با توجه به عُجب داشتن شیطان و کافر بودن او به نظر می‌رسد که صحنه خلقت انسان و امر سجدهِ همه ملائک به پای حضرت آدم(ع)، خود آزمایشی بوده برای شیطان تا انحراف درونی او مشخص شود. شیطان در این سرپیچی به مقایسه خودش با آدم در پیشگاه خداوند پرداخت و گفت من برای بشری که از گل خشک و از لجن بویناک آفریده‌ای سجده نمی کنم.[6] همچنین گفت من از او بهترم، مرا از آتش آفریدی و او را از گِل.[7] در همین چند جمله که از قول شیطان در قرآن نقل شده است موارد زیر به چشم می‌خورد:

1. مخالفت با خدا و رد امر و دستور او که فسقی آشکار و عصیانی علیه خدای رحمان بود.[8]

2. تحقیر حضرت آدم(ع) و آدمیان با بیان جنس خاکی و لجنی آدم(ع).

3. قیاس بین خود و آدم(ع).

4. برتر دانستن خلقت خود که از آتش بوده و حضرت آدم(ع) که از خاک و گل بوده است . (غرور و استکبار).

5. سجده نکردن بر آدم(ع).

سپس شیطان به اغوای حضرت آدم(ع) در بهشت پرداخت و بعد از اغوای او خداوند دستور هبوط همه آنها را به زمین داد.[9] شیطان از خداوند خواست که او را تا قیامت فرصت دهد امّا خداوند به او تا وقت معلوم فرصت داد.[10]

امام صادق(ع) وقت معلوم را تا ظهور علنی امام زمان(عج) می‌داند و می‌فرمایند روزی که قائم ما ظهور کنند موهای پیشانی او را می‌گیرند و گردنش را می‌زنند.[11] البته یوم المعلوم را زمان‌های دیگر نیز اعلام کرده‌اند.

در کتاب علل الشرایع آمده است که فرصت دادن به ابلیس تا وقت معلوم، پاداش عبادت طولانی او بوده است.[12]

شیطان در اغوای حضرت آدم(ع) او را وسوسه کرد تا میوه ممنوعه که خدا خوردن آن را برای حضرت آدم(ع) ممنوع کرده بود را بخورد و در این وسوسه به او گفت با خوردن میوه ممنوعه به دو چیز دست پیدا می‌کند: یکی جاودانگی در بهشت و دیگری ملکی که کهنه نشود.[13]

شیطان به عزت خداوند قسم یاد کرد که همه انسان‌ها را اغوا خواهد کرد مگر عده‌ای از بندگان را که از مخلصین باشند.[14]

اغوای از کلمه غی به معنی ضد رشد است و رشد یعنی رسیدن به واقع[15] و چون انسان برای رشد به سوی تعالی و خداوند خلق شده است، کار شیطان جلوگیری از این رشد یعنی اغوای انسان است.

باور کردن شیطان و دشمنی علنی او با انسان

چیزی که برای هر مؤمنی باید مسلم باشد باور به وجود شیطان در زندگی خود و تلاش او برای بردن او به سوی جهنم است، این امر را خداوند بارها و بارها در قرآن تأکید کرده است و از همه انسان‌ها تعهد گرفته است که گول وسوسه‌های شیطان را نخورند. دقت فرمائید خداوند می‌فرمایند:‌ای فرزندان آدم آیا با شما پیمان نبستم که شیطان را نپرستید زیرا او دشمنی آشکار است، مرا بپرستید که صراط مستقیم همین است، شیطان بسیاری از شما را به گمراهی و ضلالت انداخت چرا با عقل خود آن را در نمی یافتید؟[16]

تعیین موقعیت هر انسان در برابر حضور شیطان و یارانش از وظایف اصلی اوست و با عقل و درایت انواع دشمنی‌هایی که او انجام می‌دهد را کشف کند و از آن همه پلیدی به خدا پناه برد. قرآن می‌فرماید: " بگو‌ای پروردگار من، از وسوسه‌های شیطان به تو پناه می‌آورم ‌ای پروردگار من اگر نزد من حاضر آیند. "[17]

بنابراین کشف مختصات روحی، روانی، عملیاتی، ذهنی و ... نسبت به شیطان از برنامه‌های روزانه و هر لحظه مؤمن است و او فاصله خود با شیطان و توطئه‌ها و اهداف او را باید معین کند و در جهت خنثی کردن آنها در خود اقدام کند که کاری سخت و بسیار مهم است. آگاهی‌ها از عملکرد شیطان و نوع نفوذ او در بین فرد یا جامعه در قرآن تبیین گردیده که ذیلاً به تعدادی از آنها اشاره می‌نمائیم:

1. دوری و تبعیت نکردن از خطوط شیطان.[18]

2. شیطان وعده فقر و امر به فحشاء می‌کند.[19]

3. رباخواران مسخ شیطان می‌شوند و شیطان آنها را مس می‌کند.[20]

4. شیطان به ذلت می‌کشاند و بهشت را از دست آدم خارج می‌کند. همانطور که حضرت آدم(ع) را از بهشت راند.[21]

5. دوری از شیطان برای خود و فرزندان خواستن.[22]

6. شیطان به خطا می‌اندازد (وقتی پاره‌ای از اعمال صحیح نباشد) و ذلت ایجاد می‌کند.[23]

7. شیطان در دل دوستان خود ترس و خوف ایجاد می‌کند.[24]

8. شیطان قرین و همنشین می‌شود و آدمی را به ریا در انفاق، بی‌ایمانی به قیامت، بخل برای خود و برای مردم و پنهان کردن مال وا می‌دارد.[25]

9. شیطان گمراه می‌کند و از حق دوری می‌نماید.[26]

10. با دوستان شیطان باید جهاد کرد[27] و در جنگ با او باید دانست که حیله او ضعیف است.[28]

11. برگزیدن دوستی شیطان خسرانی آشکار است.[29]

12. شیطان باعث غرور و تکبر می‌شود.[30]

13. شیطان عداوت و کینه ایجاد می‌کند.[31]

14. قمار و شراب از عمل شیطان است.[32]

15. شیطان قساوت قلب ایجاد می‌کند و آن را زینت می‌دهد و اعمال ما را نیز زینت می‌کند.[33]

16. شیطان به فراموشی مبتلا می‌کند.[34]

17. آنچه را که خدا روزی کرده، باید مصرف کرد و از پیروان خطوط شیطان نشد.[35]

18. شیطان وسوسه ایجاد می‌کند.[36]

19. شیطان دشمنی آشکار است.[37]

20. شیطان فتنه و فریب ایجاد می‌کند.[38]

21. شیطان آدمی را به غاوین می‌رساند.[39]

22. در هنگام وسوسه شیطان باید به خدا پناه برد.[40]

23. شیطان نزاع بین مؤمن با برادرانش ایجاد می‌کند.[41]

24. هنگام خواندن قرآن از شر شیطان باید به خدا پناه برد.[42]

25. شیطان در برابر خدا کافر شد.[43]

26. شیطان در برابر خدا عصیان کرد.[44]

27. شیطان سعی در دوستی با مؤمن دارد.[45]

28. شیطان حضرت آدم(ع) و حوا را اغوا کرد.[46]

29. شیطان مجادله از روی نادانی در مردم ایجاد می‌کند.[47]

30. شیطان در قلب‌ها می‌دمد.[48]

31. القای شیطان در قلب‌های مریض صورت می‌گیرد.[49]

32. شیطان امر به فحشاء و منکر می‌کند.[50]

33. شیطان آدمی را تنها و خوار می‌کند.[51]

34. شیطان اعمال آدمی را زینت می‌بخشد و سد راه او می‌شود.[52]

35. شیطان انسان را به عذاب سعیر می‌اندازد.[53]

36. به دلیل اینکه شیطان دشمن است، از دشمن باید دوری کرد.[54]

37. آدمی در عالم ذر به خدا قول داده است که تبعیت از شیطان نکند.[55]

38. شیطان حزب دارد.[56]

39. شیطان به انسان دستور کفر می‌دهد.[57]

40. حزب شیطان دچار خسران شود.[58]

41. دور شدن از ذکر خدا شیطان را قرین می‌کند.[59]

42. پیامبران دشمنانی از شیطان از جنس جن و انسان دارند.[60]

43. شیطان ذکر خدا را در انسان به فراموشی می‌سپارد.[61]

44. شیطان به دوستان خود وحی می‌کند.[62]

45. تبذیرکنندگان برادران شیطان هستند.[63]

46. شیطان را نباید دوست گرفت.[64]

47. شیطان دوست کسانی می‌شود که ایمان نمی آورند.[65]

48. از شیطان و همزات شیطان باید به خدا پناه برد.[66]

49. شیطان باعث نزول انسان می‌شود.[67]

50. شیاطین با دوستان خود خلوت می‌کنند.[68]

 و . . . .

حال باید دید که هر مؤمنی در روز با کدام یک از این حمله‌های شیطان رو در رو می‌شود و برای مقابله با آنها چه چاره‌ای اندیشه می‌گردد؟ این اعمال و برنامه‌هایی که شیطان جهت به جهنم بردن انسان دارد در درجه ی اول نشانه‌های خدا و راهنمایان خدا را محو می‌کند، در سوره کهف آمده است که حضرت موسی(ع) و دوستش به دنبال خضر(ع) برای فهم و کسبِ رشد و تعالی رفتند.[69]

نشانه‌های مجمع البحرین که محل دیدار آن دو با حضرت خضر(ع) بود توسط شیطان به فراموشی سپرده شد. نشانه آن بود که ماهیِ مرده و پخته شده زنده شود و به دریا رود. این معجزه عظیم و آشکار از یاد همراه موسی(ع) به وسیله شیطان رفت.[70] در این آیات مشخص می‌شود که حضرت موسی(ع) و دوست او که علامت‌ها را شیطان از یادش برده بود برای جبران آن به نشان قدم‌های خود که از محل ملاقات دور شده بودند دوباره برگشتند.[71] یعنی موقعیت خود را نسبت به فراموشی ‌ای که شیطان به آنها داده بود کشف کرده و بلافاصله آن را جبران کرده و به محل ملاقات برگشتند. این شیوه‌ای است که هر انسان با جامعه‌ای که فریب شیطان را می‌خورد باید به اجرا در بیاورد.

محل‌های ظهور شیطان

شیطان و سربازانش توانایی دارند که هم درون هر فرد یا جامعه نفوذ کرده و آنان را تصرف کنند و هم در محیط بیرونی هر فرد یا جامعه خود را ظاهر نمایند.

 

 

ظهور شیطان در نفس انسان

بنابر آیات قرآنی انسان با سه نوع نفس قرابت دارد: نفس اماره[72]، نفس لوامه[73] و نفس مطمئنه[74].

نفس اماره

نفس اماره نفسی است که لذت‌های مادی و دنیایی را در درون انسان تقاضا می‌نماید و خداوند آن را برای بقای نسل و استفاده از مواهب مادی دنیا در انسان نهادینه کرده که غرایز انسان همه در نفس اماره اوست . امّا این نفس اگر به حال خود گذاشته شود و از حدود و اندازه اش بیرون بیاید همچون گرگ، انسانیت انسان را می‌درد و او را از راه تعالی و رشد وا می‌دارد. لذا خداوند نفس دیگری را بر او حاکم کرده که خطا و انحراف‌های او را گوشزد می‌کند و آن نفس لوامه است و اگر با نفس لوامه به مبارزه با انحرافاتِ نفسِ اماره نرویم، نفس اماره تمام پستی‌ها و پلیدی‌ها را در انسان ایجاد می‌کند و رابطه مستقیم با شیطان برقرار نموده و تحت تأثیر وسوسه او، بنیاد وجودی آدمی را به باد می‌دهد مگر آنکه خداوند رحم کند. اگر کسی بتواند در برابر فجوری که نفس اماره ایجاد می‌کند مقاومت کند و او را به کنترل در بیاورد، نفس مطمئنه در او شکوفا می‌شود که مراتب رشد و تعالی به وسیله این نفس آغاز می‌گردد.

حضرت علی(ع) می‌فرمایند: نفس اماره همچون فرد منافق، تملق انسان را می‌گوید و در قالب دوست جلوه می‌کند تا بر انسان مسلط شود و ...[75] حضرت رسول(ص) می‌فرمایند: دشمن ترین دشمن تو، نفس توست.[76]

شیطان و نفس اماره

شیطان و یارانش با وسوسه‌های فراوان وارد نفس اماره انسان می‌شود (یُوَسوِسُ فی صُدُور الناس).[77] و خداوند می‌فرماید: هر کس که از یاد خدا روی گرداند، خداوند شیطانی را بر او می‌گمارد تا همواره قرین او باشد[78] و آن شیاطین آنان را از راه خدا باز می‌گردانند و می‌پندارند که هدایت یافتگان هستند.[79] امام علی(ع) می‌فرمایند: شیطان در درون سینه‌های پیروان خود تخم گذاری کرد سپس آن را مبدل به جوجه نمود، این جوجه‌ها از درون سینه‌های آنها خارج شده و در دامانشان حرکت کرد و پرورش یافت.[80] و امام علی(ع) می‌فرمایند: از آن دشمنی بپرهیزید که در سینه‌ها مخفیانه نفوذ می‌کند و در گوش‌ها آهسته فوت می‌کند.[81]

 تسلط شیاطین در محیط انسان

خداوند می‌فرماید که من بر کسانی که در دنیا شیطان بر آنها چیره شد، و نام خدا را فراموش کرده اند، عذابی سخت آماده کرده ام و نشانه آنها این است که، با مردمی که خداوند بر آنها خشم گرفته دوستی می‌ورزند[82] و اموال و اولادشان برایشان در برابر خشم خدا سود نکند آنها اهل همیشگی جهنم هستند.[83]

 شیطان بر آنها چیره شده است و نام خدا را از یادشان برده است، ایشان حزب شیطان هستند و آگاه باش که حزب شیطان، زیان کنندگان هستند.[84]

بنابراین شیطان از کسانی که نفس آنها را تصرف کرده است حزب تشکیل می‌دهد و حزب شیطان در درون جوامع فعالیت کرده و جامعه را به تباهی می‌کشد. درباره کسانی که شیطان قلب آنها را تصرف کرده است امام علی(ع) می‌فرمایند: " پس شیطان با چشم آنها نگاه می‌کند و با زبان آنها حرف می‌زند. "[85]

تجلی شیطان در انسان

شیطان خط و جای پای خود را برای پیروانش مهیا می‌کند و آنها را به این خط وارد می‌نماید، لذا خداوند می‌فرماید: " یا اَیُهَا الَذینَ امَنوا لاتتبعوا خُطواتِ الشَیطان "[86]‌ای کسانی که ایمان آورده اید از خطوط شیطان پیروی نکنید.

وقتی که نفس انسان یا وسوسه‌های شیطان به سوی پلیدی‌ها سیر کرد آن فرد آماده عملیات انجام دادن برای شیطان و یاران او می‌گردد. نفس اماره علائمی دارد که شیطان آنها را پرورش داده است. همانند نفسی که در شراب، قمار، شرط بندی و بت پرستی حضور یابد[87]، نفسی که در دلش مرض است[88]، نفسی که ریاکاری در انفاق می‌کند[89]، کسانی که حقیقت را می‌پوشانند و کافر هستند[90] و کسانی که بی‌ایمان بوده و دوستان شیطان می‌شوند[91] و ... .

در روایت آمده است که فرشتگان در جمع کسانی که خدا را یاد می‌کنند حاضر می‌شوند و ابلیس نیز یکی از یارانش را برای برهم زدن جمع آنها می‌فرستد. همچنین شیاطین در جمع منکران حق حاضر می‌شوند و چنانچه ابلیس در دارالندوه در جمع مشرکین حاضر شد و نقشه قتل پیامبر را کشید[92]، این شیاطین به شدت دشمن پیامبران بودند. در این زمینه قرآن می‌فرماید: کذالک جعلنا لکل نبی عدواً شیاطین الانس و الجن یوحی بعضهم الی بعض ... [93] " همچنین برای پیامبر دشمنانی از شیاطین از انسان و جن قرار دادیم که بعضی به بعضی الهام و وحی می‌کنند تا یکدیگر را فریب دهند ... ."

با توجه به مطالب ذکر شده فوق به این باور می‌رسیم که محیط اجتماعی انسان به وسیله شیاطین و اجنه مورد محاصره قرار گرفته است و جوامع در خطر سقوط به حزب شیطان قرار دارند که تاریخ نشان داده است که در تمام کشورها به خدمت آنها در آمده‌اند. آنها یا ادیان را به انحراف کشیده‌اند و کلام و سخنان آنها را قلب و جعل کرده‌اند یَسمَعونَ کَلامَ اللّهِ ثُمَ یُحَرِفونَه[94] یا انکار دین کرده و مادیت و دنیا پرستی و سودمندی مادی دنیا را جایگزین اهداف الهی نموده‌اند.

بسیاری از مؤمنین در درون جوامع نیز به دام آنها افتاده‌اند و از دین یا فروریخته‌اند یا ضال شده‌اند و دینی غیر واقع در افراطی گری یا تفریطی گری را پذیرفته‌اند که همه این موارد سد راه تعالی انسان گردیده است وَ صَد عَنِ السَبیل شده است، از طرفی نفس اماره روح فردی و جمعی جامعه نیز به کمک شیطان و جن رفته و از درون، حمایت همه جانبه از آنها می‌نماید.

حال این سؤال مهم مطرح می‌گردد که چه باید کرد؟

 برای برون رفت و رهایی از این شرایط و رسیدن به تعالی و رشد چه راهی را باید جست؟

 


[1]. المنجد في اللغة.

[2]. زبيدي تاج العروس، ج 8، ص 208ـ در کتاب المفردات في غريب القرآن، تأليف راغب اصفهاني در ذيل کلمه ابليس آن را از ريشه ابلاس دانسته که به معني غم و اندوه از شدت يأس و ناميدي است.

[3]. المعجم المفهرس.

[4]. الميزان، ج 7، ص 321ـ روح المعاني اثر آلوسي، ج 4، ص 202.

[5]. الميزان، ج 1، ذيل آيه 34 سوره بقره.

[6]. سوره حجر، آيه 33.

[7]. سوره ص، آيه 76.

[8]. سوره مريم، 44.

[9]. سوره طه، آيه 123.

[10]. سوره ص، آيات 79 الي 81ـ سوره حجر، آيات 36 الي 40.

[11]. تفسير عياشي، ج 12، ص 175، چاپ 1363.

[12]. علل الشرايع شيخ صدوق، ص 178.

[13]. سوره طه، 120.

[14]. سوره حجر، آيات 39 و 40.

[15]. ترجمه تفسير الميزان، ج 1، ص 63.

[16]. سوره يس، آيات 60 الي 62.

[17]. سوره مؤمنون، آيات 97 و 98.

[18]. سوره نور، آيه 21ـ سوره بقره، آيه 208.

[19]. سوره بقره، آيه 268.

[20]. همان ، آيه 275.

[21]. سوره بقره، آيه 36.

[22]. سوره آل عمران، آيه 36.

[23]. همان ، آيه 155.

[24]. همان ، آيه 175.

[25]. سوره نساء، آيات 37 و 38.

[26]. همان ، آيه 60.

[27]. همان ، آيه76.

[28]. همان ، آيه 76.

[29]. همان ، آيه 119.

[30]. همان ، آيه120ـ سوره اسراء، آيه 64.

[31]. سوره مائده، آيه 91 در قمار و شراب.

[32]. سوره مائده، آيه 90.

[33]. سوره انعام، آيه 43ـ سوره نحل، آيه 63.

[34]. سوره انعام، آيه 68ـ سوره يوسف، آيه 42ـ سوره کهف، آيه 44.

[35]. همان ، آيه 142.

[36]. سوره اعراف، آيه 20.

[37]. همان ، آيه 22ـ سوره يوسف،آيه 5ـ سوره اسراء، آيه 53.

[38]. همان ، آيه 27.

[39]. همان ، آيه 175.

[40]. همان ، آيه200 و 201.

[41]. سوره يوسف، آيه 100ـ سوره اسراء، آيه 53.

[42]. سوره نحل، آيه 98.

[43]. سوره اسراء، آيه 27.

[44]. سوره مريم، آيه 44.

[45]. همان ، آيه 45.

[46]. سوره طه، آيه 120.

[47]. سوره حج، آيه 2.

[48]. همان ، آيه 52.

[49]. همان ، آيه 53.

[50]. سوره نور، آيه 21.

[51]. سوره فرقان، آيه 29.

[52]. سوره نمل، آيه 24ـ سوره عنکبوت، آيه 38.

[53]. سوره لقمان، آيه 21.

[54]. سوره فاطر، آيه 6.

[55]. سوره يس، آيه 60.

[56]. سوره مجادله، آيه 19.

[57]. همان .

[58]. همان .

[59]. سوره زخرف، آيه 36.

[60]. سوره انعام، آيه 112.

[61]. سوره مجادله، آيه 19.

[62]. سوره انعام، آيه 121.

[63]. سوره اسراء، آيه 27.

[64]. سوره اعراف، آيه 27.

[65]. همان .

[66]. سوره مؤمنون، آيه 97.

[67]. سوره شعراء، آيه 210.

[68]. سوره بقره، آيه 14.

[69]. سوره کهف، آيه 66.

[70]. همان ، آيات 60 الي 65.

[71]. همان ، آيه 64.

[72]. سوره يوسف، آيه 53.

[73]. سوره قيامت، آيه 2.

[74]. سوره فجر، آيه 27.

[75]. غرر الحکم.

[76]. بحار الانوار، ج 67، ص 64.

[77]. سوره ناس، آيه 5.

[78]. سوره زخرف، آيه 36.

[79]. همان ، آيه 37.

[80]. نهج البلاغه، خطبه 7.

[81]. غررالحکم.

[82]. سوره مجادله، آيه 14.

[83]. سوره مجادله، آيه 17.

[84]. همان ، آيه 19.

[85]. نهج البلاغه، خطبه 7.

[86]. سوره نور، آيه 21.

[87]. سوره مائده، آيه 90.

[88]. سوره حج، آيه 52.

[89]. سوره نساء، آيه 38.

[90]. سوره مريم، آيه 83.

[91]. سوره اعراف، آيات 27 و 30.

[92]. خلاصه حديث بحارالانوار، ج 60، ص 258.

[93]. سوره انعام، آيه 112.

[94]. سوره بقره، آيه 75.