loader
×

به نام خداوند بخشاینده مهربان

خدا در آئینه آیات (10)

اکثریت جامعه بر علیه مؤمنان

با توجه به شرایط موجود در نظام هستی امکان به تعالی رسیدن در بسیاری از مردم سخت و دور از دسترس می‌باشد. در نگاه کلی چه در جامعه و چه در تاریخ، انسان‌ها به دو دسته تقسیم شده‌اند. دسته‌ای که همیشه حائز اکثریت هستند، یعنی کافرین، ظالمین، مشرکین، منافقین، ضالین و ... و همه امکانات موجود را به نفع خود استفاده کرده و قدرت بسیاری داشته‌اند. این تعداد هم در سرشماری و هم در انواع اعمال زشت تعدادشان کثیر است. قرآن کریم در بسیاری از آیات پرده از وجود چنین جریان مخرب و مهیب در میان جامعه و تاریخ برداشته است که اکثریت مردم از راه خدا جدا می‌شوند. به بخشی از این افشاءگری‌های خداوند دقّت فرمائید:

1. می‌فرماید اکثر مردم به وجود نشانه‌های خداوند و آیات او ایمان نمی آورند.[1]

2. اکثراً از حق روی برمی گردانند.[2]

3. اکثراً در میل به حق کراهت دارند.[3]

4. اکثراً میل به کفر می‌نمایند.[4]

5. اکثراً به طرف شرک می‌روند.[5]

از سوی دیگر خداوند نداشتن آگاهی و استفاده نکردن از عقل و اندیشیدن را در بسیاری از مردم حائز اهمیت می‌داند و اکثر مردم را مبتلا به این بی‌عقلی و ناآگاهی می‌داند. می‌فرماید:

1. اکثر مردم علم ندارند.[6]

2. اکثر مردم علم به وعده‌های حق ندارند.[7]

3. اکثریت ضال،گمراه و نادان بوده و بی‌بهره از عقل می‌باشند.[8]

4. یکی دیگر از ریشه‌های گمراهی، کافر بودن به لقاء خدا و روز قیامت است که اکثریت انکار می‌کنند.[9]

5. اکثر مردم در فهم حق و حقیقت در غفلت هستند.[10]

6. اکثر مردم راه ایمان را در پیش نمی گیرند.[11]

7. اکثر مردم با چنین میل گریز از حق، جهل و ظلمتی که در آنها ایجاد می‌شود تمایل به طغیان و سرکشی پیدا می‌کنند.[12]

8. اکثریت در گناه کردن از یکدیگر پیشی گرفته و به آن سرعت بخشیده و با یکدیگر دشمنی می‌کنند.[13]

 و ...

متأسفانه این بی‌ایمانی و جهل و گریز از حق تنها در فکر و اندیشه باقی نمی ماند و خیلی زود به رفتارهای بسیار زشت و ناپسند در سیستم‌های اجتماعی و فرهنگی در فرد و جامعه تبدیل می‌شود که اکثریت مردم به آنها میل می‌نمایند. خدا می‌فرماید:

1. اکثراً مردم روی به فسق آورده و از حدود خداوند خارج می‌شوند.[14]

2. اکثراً به دروغ و کذب روی می‌آورند.[15]

3. اکثراً مسرف بوده و اسراف کاری می‌کنند.[16]

4. اکثراً شاکر هیچ نعمتی از نعمت‌های خداوند نیستند.[17]

این شرایط خطرناک در عمق و درون اجتماع که همیشه در طول تاریخ حاکم بوده است، مردمی را که میل به لذت و قدرت و ... دارند را به خود جذب می‌کند و از طرفی نگرانی‌های زیادی در میان کسانی که نمی خواهند به سوی جو حاکم بروند ایجاد می‌کند. مانند ترس از انزوا و تنهایی، تحقیر شدن، انگشت نما شدن، مورد دشمنی قرار گرفتن و این امر باعث می‌شود که به تدریج گرایش به نظام‌های کافر و باطل در میان مردم صورت پذیرد. در مقابل این گروهِ اکثریتِ دور از خدا، گروه اندک مؤمنان نیز همیشه وجود داشته است. امّا واقعیت دردناک این است که همین گروه اندک به دلیل شرایط حاکم فوق، به تدریج از دسته مؤمنان جدا شده و تحت تأثیر راه باطل قرار گرفته و به آن‌ها می‌پیوندند. تاریخ انبیاء و پیروانشان در قرآن بیانگر یک چنین اتفاقات تلخ است. گمراهی پسر آدم(ع)، قابیل، پسر حضرت نوح(ع)، قوم نمک نشناس بنی اسرائیل که از چنگ فرعون نجات یافته و معجزات بی‌شمار الهی را دیده‌اند امّا گوساله پرست می‌شوند، یاران حضرت مسیح(ع) که گمراهی را برمیگزیند و بسیاری از صحابه حضرت رسول(ص) که دستورات قرآن در ولایت حضرت علی(ع) را زیر پا گذاشتند و تا کشتن دختر حضرت رسول(ص) که در قرآن امر به مودت با او داشتند رفتند، همه و همه گویای همین مطلب است. این گروه برای آرام کردن وجدان خود و میلی که در فطرتشان برای گرایش به خدا است به تدریج دین و دستورات آن را تغییر می‌دهند. میل الهی فطری را تبدیل به میل دنیایی و دین الهی را تبدیل به دین دنیایی می‌کنند[18] و به خواسته‌های نفسانی خود رنگ دینی می‌زنند و رنگ خدا را از دامن دین پاک می‌کنند. قرآن می‌فرماید (صبغه الله من اَحسَنُ من الله صبغه ...)[19] این رنگ خداست و رنگ چه کسی از رنگ خدا بهتر است ... .

در چنین شرایطی هیچ راهی برای مؤمنان نمی ماند الا اینکه حزب صالحین و گروه مؤمنان خاص را تشکیل دهند. زیرا نظام‌هایی که بر پایه اکثریت تشکیل شود و نه بر پایه حق، به دلیل میل اکثریت به لذت و قدرت و سلطه و زیاده خواهی و ... را ه را بر ارزش‌های مؤمنان و اهداف آن‌ها خواهد بست و مؤمنان مجبور هستند که به کهف‌های تنهایی ، انتظار و صبوری خود پناه ببرند و شرایطی را بسازند که در آن محیط ایمان و سیر الی الله آن‌ها در امان باقی بماند.

 


[1]. سوره شعراء، آيات 8، 67، 103، 121، 139، 158، 174و 190ـ سوره نمل، آيه 61 و ... .

[2]. سوره انبياء، آيه 28.

[3]. سوره مؤمنون، آيه 70.

[4]. سوره نحل، آيه 83.

[5]. سوره يوسف، آيه 106ـ سوره روم، آيه 42.

[6]. سوره انفال، آيه 34ـ سوره يونس، آيه 55ـ سوره نحل، آيات 75 و 101ـ سوره زمر، آيات 29 و 42ـ سوره دخان، آيه 39ـ سوره طور، آيه 47ـ سوره يوسف، آيات 21، 68 و 40.

[7]. سوره قصص، آيه 13.

[8]. سوره نوح، آيه 24ـ سوره انعام، آيه 119ـ سوره مائده، آيه 77 و ... ـ سوره عنکبوت، آيه 93ـ سوره حجرات، آيه 4.

[9]. سوره روم، آيه 8.

[10]. سوره يونس، آيه 92.

[11]. سوره هود، آيه 17ـ سوره نحل، آيه 38ـ سوره غافر، آيه 59.

[12]. سوره مائده، آيه 68.

[13]. همان، آيه 62.

[14]. سوره توبه، آيه 8ـ سوره مائده، آيات 49، 51، 81ـ سوره آل عمران، آيه 110ـ سوره حديد، آيات 16 و 27 و ... .

[15]. سوره شعراء، آيات 223.

[16]. سوره مائده، آيه 32.

[17]. سوره يونس، آيه 60ـ سوره نمل، آيه 73ـ سوره يوسف، آيه 38ـ سوره بقره، آيه 243ـ سوره غافر، آيه 61.

[18]. لِيردوهُم وَلِيلبسوا عَلَيهِم دينِهِم. به شک در دينشان و پذيرفتن اشتباه در دين افکنده شده‌اند. سوره انعام، آيه 137.

[19]. سوره بقره، آيه 138.

خدا در آئینه آیات (10) - اکثریت جامعه بر علیه مؤمنان

حسین سعادت۱۳۹۸-۳-۵۷۳
تغییر رنگ پس زمینه

به نام خداوند بخشاینده مهربان

خدا در آئینه آیات (10)

اکثریت جامعه بر علیه مؤمنان

با توجه به شرایط موجود در نظام هستی امکان به تعالی رسیدن در بسیاری از مردم سخت و دور از دسترس می‌باشد. در نگاه کلی چه در جامعه و چه در تاریخ، انسان‌ها به دو دسته تقسیم شده‌اند. دسته‌ای که همیشه حائز اکثریت هستند، یعنی کافرین، ظالمین، مشرکین، منافقین، ضالین و ... و همه امکانات موجود را به نفع خود استفاده کرده و قدرت بسیاری داشته‌اند. این تعداد هم در سرشماری و هم در انواع اعمال زشت تعدادشان کثیر است. قرآن کریم در بسیاری از آیات پرده از وجود چنین جریان مخرب و مهیب در میان جامعه و تاریخ برداشته است که اکثریت مردم از راه خدا جدا می‌شوند. به بخشی از این افشاءگری‌های خداوند دقّت فرمائید:

1. می‌فرماید اکثر مردم به وجود نشانه‌های خداوند و آیات او ایمان نمی آورند.[1]

2. اکثراً از حق روی برمی گردانند.[2]

3. اکثراً در میل به حق کراهت دارند.[3]

4. اکثراً میل به کفر می‌نمایند.[4]

5. اکثراً به طرف شرک می‌روند.[5]

از سوی دیگر خداوند نداشتن آگاهی و استفاده نکردن از عقل و اندیشیدن را در بسیاری از مردم حائز اهمیت می‌داند و اکثر مردم را مبتلا به این بی‌عقلی و ناآگاهی می‌داند. می‌فرماید:

1. اکثر مردم علم ندارند.[6]

2. اکثر مردم علم به وعده‌های حق ندارند.[7]

3. اکثریت ضال،گمراه و نادان بوده و بی‌بهره از عقل می‌باشند.[8]

4. یکی دیگر از ریشه‌های گمراهی، کافر بودن به لقاء خدا و روز قیامت است که اکثریت انکار می‌کنند.[9]

5. اکثر مردم در فهم حق و حقیقت در غفلت هستند.[10]

6. اکثر مردم راه ایمان را در پیش نمی گیرند.[11]

7. اکثر مردم با چنین میل گریز از حق، جهل و ظلمتی که در آنها ایجاد می‌شود تمایل به طغیان و سرکشی پیدا می‌کنند.[12]

8. اکثریت در گناه کردن از یکدیگر پیشی گرفته و به آن سرعت بخشیده و با یکدیگر دشمنی می‌کنند.[13]

 و ...

متأسفانه این بی‌ایمانی و جهل و گریز از حق تنها در فکر و اندیشه باقی نمی ماند و خیلی زود به رفتارهای بسیار زشت و ناپسند در سیستم‌های اجتماعی و فرهنگی در فرد و جامعه تبدیل می‌شود که اکثریت مردم به آنها میل می‌نمایند. خدا می‌فرماید:

1. اکثراً مردم روی به فسق آورده و از حدود خداوند خارج می‌شوند.[14]

2. اکثراً به دروغ و کذب روی می‌آورند.[15]

3. اکثراً مسرف بوده و اسراف کاری می‌کنند.[16]

4. اکثراً شاکر هیچ نعمتی از نعمت‌های خداوند نیستند.[17]

این شرایط خطرناک در عمق و درون اجتماع که همیشه در طول تاریخ حاکم بوده است، مردمی را که میل به لذت و قدرت و ... دارند را به خود جذب می‌کند و از طرفی نگرانی‌های زیادی در میان کسانی که نمی خواهند به سوی جو حاکم بروند ایجاد می‌کند. مانند ترس از انزوا و تنهایی، تحقیر شدن، انگشت نما شدن، مورد دشمنی قرار گرفتن و این امر باعث می‌شود که به تدریج گرایش به نظام‌های کافر و باطل در میان مردم صورت پذیرد. در مقابل این گروهِ اکثریتِ دور از خدا، گروه اندک مؤمنان نیز همیشه وجود داشته است. امّا واقعیت دردناک این است که همین گروه اندک به دلیل شرایط حاکم فوق، به تدریج از دسته مؤمنان جدا شده و تحت تأثیر راه باطل قرار گرفته و به آن‌ها می‌پیوندند. تاریخ انبیاء و پیروانشان در قرآن بیانگر یک چنین اتفاقات تلخ است. گمراهی پسر آدم(ع)، قابیل، پسر حضرت نوح(ع)، قوم نمک نشناس بنی اسرائیل که از چنگ فرعون نجات یافته و معجزات بی‌شمار الهی را دیده‌اند امّا گوساله پرست می‌شوند، یاران حضرت مسیح(ع) که گمراهی را برمیگزیند و بسیاری از صحابه حضرت رسول(ص) که دستورات قرآن در ولایت حضرت علی(ع) را زیر پا گذاشتند و تا کشتن دختر حضرت رسول(ص) که در قرآن امر به مودت با او داشتند رفتند، همه و همه گویای همین مطلب است. این گروه برای آرام کردن وجدان خود و میلی که در فطرتشان برای گرایش به خدا است به تدریج دین و دستورات آن را تغییر می‌دهند. میل الهی فطری را تبدیل به میل دنیایی و دین الهی را تبدیل به دین دنیایی می‌کنند[18] و به خواسته‌های نفسانی خود رنگ دینی می‌زنند و رنگ خدا را از دامن دین پاک می‌کنند. قرآن می‌فرماید (صبغه الله من اَحسَنُ من الله صبغه ...)[19] این رنگ خداست و رنگ چه کسی از رنگ خدا بهتر است ... .

در چنین شرایطی هیچ راهی برای مؤمنان نمی ماند الا اینکه حزب صالحین و گروه مؤمنان خاص را تشکیل دهند. زیرا نظام‌هایی که بر پایه اکثریت تشکیل شود و نه بر پایه حق، به دلیل میل اکثریت به لذت و قدرت و سلطه و زیاده خواهی و ... را ه را بر ارزش‌های مؤمنان و اهداف آن‌ها خواهد بست و مؤمنان مجبور هستند که به کهف‌های تنهایی ، انتظار و صبوری خود پناه ببرند و شرایطی را بسازند که در آن محیط ایمان و سیر الی الله آن‌ها در امان باقی بماند.

 


[1]. سوره شعراء، آيات 8، 67، 103، 121، 139، 158، 174و 190ـ سوره نمل، آيه 61 و ... .

[2]. سوره انبياء، آيه 28.

[3]. سوره مؤمنون، آيه 70.

[4]. سوره نحل، آيه 83.

[5]. سوره يوسف، آيه 106ـ سوره روم، آيه 42.

[6]. سوره انفال، آيه 34ـ سوره يونس، آيه 55ـ سوره نحل، آيات 75 و 101ـ سوره زمر، آيات 29 و 42ـ سوره دخان، آيه 39ـ سوره طور، آيه 47ـ سوره يوسف، آيات 21، 68 و 40.

[7]. سوره قصص، آيه 13.

[8]. سوره نوح، آيه 24ـ سوره انعام، آيه 119ـ سوره مائده، آيه 77 و ... ـ سوره عنکبوت، آيه 93ـ سوره حجرات، آيه 4.

[9]. سوره روم، آيه 8.

[10]. سوره يونس، آيه 92.

[11]. سوره هود، آيه 17ـ سوره نحل، آيه 38ـ سوره غافر، آيه 59.

[12]. سوره مائده، آيه 68.

[13]. همان، آيه 62.

[14]. سوره توبه، آيه 8ـ سوره مائده، آيات 49، 51، 81ـ سوره آل عمران، آيه 110ـ سوره حديد، آيات 16 و 27 و ... .

[15]. سوره شعراء، آيات 223.

[16]. سوره مائده، آيه 32.

[17]. سوره يونس، آيه 60ـ سوره نمل، آيه 73ـ سوره يوسف، آيه 38ـ سوره بقره، آيه 243ـ سوره غافر، آيه 61.

[18]. لِيردوهُم وَلِيلبسوا عَلَيهِم دينِهِم. به شک در دينشان و پذيرفتن اشتباه در دين افکنده شده‌اند. سوره انعام، آيه 137.

[19]. سوره بقره، آيه 138.