loader
×

به نام خداوند بخشاینده مهربان

خدا در آئینه آیات (11)

بیوت و خانه‌های الهی

در هر دوره‌ای از تاریخ انسان ها، بعد از خلقت حضرت آدم(ع) ، جوامع جواب گوی حفظ شرایطی که یک انسان مؤمن نیاز دارد نبوده است. هدف اصلی مؤمنان عبادت و بندگی[1]، تحمل سختی‌ها و آزمایشات خداوند برای پاک کردن وجود خود از وابستگی‌ها در دنیا بود[2] که نتیجه این رنج‌ها کسب هدایت الهی و آمادگی برای زندگی در جهان ملکوت بعد از رحلت از دنیا و مورد صله و رحمت خدا قرار گرفتن است[3] و ... .

هیچگاه این شرایط در هیچ مقطع تاریخی برای انسانها فراهم نبوده است. تاریخ پر رنج انبیاء الهی از نظر قرآن، گویای همین مظلومیت است. پیامبران که سلام و درود خدا بر آنها باد برای ایجاد شرایط زندگی مطلوب برای مؤمنان در راه رسیدن به اهداف آسمانی آنها برگزیده و به بعثت برانگیخته می‌شدند امّا اکثریت آنان با پیروان اندکی که می‌یافتند در محیط پر نیرنگ و زور و ستمِ حاکمان و جهالت و خیانت مردم عادی و سنت‌ها و فرهنگ‌های باطل که از گذشته در جان مردم وجود داشت گرفتار می‌آمدند[4] و بسیاری از این پیامبران که قصد آنها حاکم کردن حق و عدالت بین مردم بود به دست کافران به قتل رسیده اند، هنوزگلی نشکفته، به شکنجه، تبعید، تهمت و آزار توسط مردم و حاکمان به شهادت می‌رسیدند.[5] شیطانِ کینه توز و شیطان زده‌های گمراه به طور دائم آنها را آزار داده‌اند.[6]

ما در قرآن در می‌یابیم که آخرین پیامبر شوریده بر هر چه دار و صلیب و جهالت و بی‌عدالتی و بی‌هدایتی و ... مبعوث گردید و کتاب خدا یعنی قرآن را به مردم عرضه کرد[7] و شمشیر عدالت در دست گرفت[8] و به دنبال ایجاد جامعه‌ای رفت که نیاز واقعی مؤمنان بود و خداوند او را شاهد و بشارت دهنده و انزار دهنده قرار داد[9] و به دستور خداوند، جانشینان به حق بعد از خود را معرفی کرد[10] که دوازده امام معصوم(ع) بودند[11] که مردم و حاکمانشان هیچ ارزشی بر این تأکید قرآن و پیام حضرت رسول(ص) قائل نشدند و به هیچ یک از آن امامان بزرگوار اجازه حاکمیت برای هدایت و عدالت ندادند و در همان ابتدا حضرت علی(ع) خانه نشین شد و حضرت زهرا(س) دختر پیامبر در مورد ضرب و شتم و بی‌مهری شدید قرار گرفت و در اوج تنهایی و غربت به شهادت رسید، حتی مدفن ایشان بنابر وصیتش پنهان ماند. اکنون باید پرسید چه باید کرد؟ آیا نهضت انبیاء با شکست مواجه شده است؟ آیا خداوند (نعوذبالله) کار عبثی در ارسال پیامبران و امامان انجام داده است؟

هدایت بنیادی

همه پیامبران به ویژه پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) برای هدایت مؤمنان به سوی اهداف الهی شان برنامه ریزی‌های متنوعی انجام داده اندکه کانون آموزشی و هدایتی آنها خانه بوده است. تحکیم خانه را در میان خانواده‌های مؤمنان و تحکیم مساجد را به عنوان خانه خدا در شهرها نمودند و دستور به آباد کردن آنها صادر کردند[12] و برای جامعه جهانی مؤمنان، خانه کعبه را محور قرار دادند[13] و حج عمره و تمتع وضع کردند.[14] امّا مساجد مؤمنان و حاکمیت بر خانه کعبه نیز در ادوار تاریخ مورد هجوم منافقان، ضالین و کافران و ... قرار گرفته است.[15] پس چاره کار در شرایط جدید چیست؟

خانه مؤمن

در صورت تصرف مسجد و بیت الله الحرام به دست نااهلان تنها محلِ امنِ باقی مانده، خانه مؤمن است تا به اهداف آفرینش خود دست پیدا کند و از این آخرین سنگر، مؤمن راه و چاه بسیاری برای بازگرداندن خود و خانواده و مؤمنان به سر منزل اهداف خلقت پدید می‌آید.

خانه امن رسول(ص) به عنوان الگو

خداوند برای حضرت رسول اکرم(ص) در قرآن خانه امنی را ترسیم کرده و آن را قانونمند نموده و به عنوان الگو برای ساختن خانه مؤمنان بیان نموده که نمونه عملی است که هر مؤمنی امکان برپایی آن را خواهد داشت. قوانین متعددی در جهت ساختن خانه رسول(ص) در قرآن آمده که به بعضی از آنها ذیلاً اشاره می‌کنیم:

1. سازماندهی ارزش‌های الهی در خانه برای زنان و فرزندان[16] و ... .

2. هشدار به اهل خانه به مجازات خداوند در صورت تخلف و انجام کار زشت به اندازه دو برابر دیگران.[17]

3. تشویق اهل خانه به پاداش اعمال نیکو در برابر دیگران به همراه رزقی کریمانه.[18]

4. تنظیم رفتار زنان در ارتباط با نامحرمان برای جلوگیری از سقوط در طمعِ مردانِ ناپاک یا کسانی که در دلشان نیت پست دارند.[19]

5. این تنظیم رفتار شامل موارد ذیل است:

الف ـ عمل صالح. ب ـ فرمانبرداری از رسول خدا(ص) و قبول دستورات او.            ج ـ استمرار و قطع نکردن این اعمال.[20] د ـ باور الگو بودن و مورد نظر دیگران قرار گرفتن توسط مردم و مؤمنان دیگر.[21] هـ ـ سخن به قدر کفایت گفتن در حد عُرف و مورد نیاز با نامحرمان[22] و ... .

6. محل قرار و کسب آرامش قلبی را در خانه بدانند و قرن فی بُیُوتکُن.[23]

7. تبرّج نکردن (تبرّج به معنای خودنمایی زنان و اینکه زیبایی و زینتشان را آشکار کنند. از ریشه برج یعنی بروز و ظهور و نشان دادن است).[24] تبرج که در قرآن کریم برای همه زنان بیان گردیده، علاوه بر حجاب شامل رفتار و منش و در مواجه زنان با افراد نامحرم در خارج از خانه است و چیزی فراتر از حجاب است چون یک زن محجبه هم ممکن است فساد کند، امّا زنی که تبرّج نکند و حجاب را رعایت نماید کمترین آسیب را خواهد خورد و به دیگران نیز کمتر آسیب خواهد زد. بنابر آیات و احادیث، تبرج حرام شمرده شده است به این معنی که هر گونه عملی که زن به منظور خودنمایی، جلوه گری، جلب توجه مردان بیگانه و تأثیر در دل آنها انجام دهد به عنوان مصداق تبرج نهی شده است.[25] موارد تبرج را می‌توان با توجه به نظر مفسرین و فقها چنین برشمرد: آرایش، عطر زدن، راه رفتنی که جلب توجه کند، بی‌حجاب بیرون آمدن، موها را بیرون ریختن، چشم در چشم نامحرمان انداختن و ... .

8. تبرج از فرهنگ جاهلی است و خاندان پیامبر باید از فرهنگ جهالت خود را رها کنند.

9. نماز به پا کردن، زکات دادن و انفاق کردن، اطاعت کردن از رسول اکرم(ص)،آیات خدا در قرآن را تلاوت کردن و اجرا کردن آنها و حکمت‌های آن را در یافتن، حفظ کردن اندام ها، خدا را فراوان یاد کردن، مسلمان و مؤمن بودن، ذاکر خدا شدن، خشوع داشتن، روزه داری و ... را به عنوان فرهنگ الهی جایگزین فرهنگ جاهلی کردن.[26] در رابطه با فرهنگ سازی بیت رسول خدا(ص) روایت و آیات در قرآن فراوان آمده است که ما به همین کم بسنده می‌کنیم که بسیاری از آنها مردانِ محرم بیت رسول(ص) را نیز شامل می‌شود.

الگو گرفتن بیت‌ها از بیت رسول(ص)

بعضی از دستوراتی که قرآن برای خانه‌های پاک اعلام داشته است:

زن پاک با مرد پاک ازدواج کند و مرد پاک، زن پاک را به ازدواج خود در آورد.[27]

ورود به خانه یکدیگر بدون اجازه صاحب خانه صورت نگیرد و با سلام و احوال پرسی باشد.[28]

چشم مرد بطور مستقیم به نامحرم نیفتد و همچنین چشم زن به نامحرم بطور مستقیم نباشد.[29]

احترام و حفظ شئونات بیت پیامبر

مؤمنان نه تنها باید از بیت رسول(ص) الگو بگیرند بلکه حفظ شئونات آن خانه عظیم را نیز حفظ نمایند. هیچ گاه نباید اعضای خانه رسول(ص) را مورد آزار قرار داد. در این رابطه آیه ی بلندی برای تأکید در حفظ ارزش‌های خانه رسول(ص) نازل شده است.[30] قرآن از مؤمنان می‌خواهد که حتی صدای خود را بلندتر از صدای رسول(ص) نکنند و سخن گفتن با رسول(ص) با احترام و بطور خاص باشد.[31]

این احترام و حفظ شئونات بنابر دستور قرآن بعد از رسول(ص)، خاندان پاک عصمت و طهارت و ائمه معصومین(ع) را شامل می‌شود. بنابراین بیتی که مؤمنان برای در امان بودن از هجوم شیطان می‌سازند باید با الگوبرداری از بیت حضرت رسول(ص) و ائمه اطهار(ع) باشد تا همه جانبه اعضای خانواده را محافظت نماید و در جامعه ی ناپاک خانه‌ای پاک بنیاد گردد. پاکی دارای قوانین و مقررات خاص خود است و محافظت از این پاکی‌ها با الگویی که قرآن و روایات به ما می‌دهد بیت مؤمن را به پا می‌کند که یک چنین خانه‌ای نشانه و آیت خداوند است و در آن می‌توان به دیدار و لقاء خداوند رفت. با توجه به این شرایط در جامعه هر گونه فساد، ظلم و بی‌عدالتی که باشد نمی تواند مانعی برای تشکیلِ این زیباترین و اولیه ترین بنیاد جامعه باشد.

بیت در زمان پیامبران قبل از حضرت رسول(ص) نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است.

درباره بیتِ حضرت ابراهیم(ع) وقتی که فرشتگان خداوند نازل شدند از زبان قرآن چنین آمده است" رحمت و برکات خدا بر شما اهل بیت این خانه ارزانی باد. "[32]

حضرت نوح(ع) خانه خود را خانه‌ای امن برای مؤمنان معرفی می‌کند و می‌فرمایند هر کسی در آن خانه در آید در امان می‌ماند.[33]

قرآن بیت مؤمن را محلی برای مهاجرت به سوی خدا معرفی می‌کند و تأکید دارد که هر کسی از خانه اش به سوی رسولش هجرت نماید اگر بمیرد، مزدش به عهده خداست و خدا آمرزنده و مهربان است.[34] یعنی هجرت به سوی رسول برای برپایی ارزش‌های خدایی چنان بااهمیت است که اگر در این راه فرد بمیرد یا کشته شود مورد لطف و عنایت حق قرار می‌گیرد، این تعالی از خانه مؤمن آغاز می‌شود.

مثل‌های قرآن

قرآن مثل‌های زیادی را برای فهم بیشتر حقایق به نام" آیات " بیان کرده است. می‌فرماید در این قرآن برای مردم هر مثلی را گوناگون بیان کردیم ولی بیشتر مردم کفر کردند.[35] می‌فرماید: در قرآن هر گونه مثالی را بیان کردیم ولی آدمیان به جدال برمی خیزند.[36]

خداوند مثل‌ها را مانند آیات و نشانه‌های خودش معرفی می‌کند و توجه به مثل‌ها را مانند توجه به نشانه‌های خودش می‌داند. می‌فرماید: در این قرآن همه نوع مثل آوردیم، وقتی آیه و نشانه‌ای بیاوری کافران خواهند گفت شما یاوه گو هستید.[37] می‌فرماید: به درستی که برای شما آیاتی روشن و مثل‌هایی از کسانی که قبل از شما بودند نازل کردیم که این اندرزها برای پرهیزکاران است[38] دهها نوع از این دست آیات در قرآن بیان گردیده است.

یکی از مثال‌های عجیب قرآن مثال نور خداوند است که چگونه می‌توان این نور را با مثل‌های خدا در حد توان بشری فهم کرد. این مثال‌ها به صورت آیات و نشانه‌های خدا از آیه 35 سوره نور آغاز می‌شود می‌فرماید: خدا نور آسمانها و زمین است. مثل نور او چون چراغدانی است که در آن چراغی باشد، آن چراغ درون آبگینه و آن آبگینه چون ستاره‌ای درخشنده از روغنِ درختِ پر برکتِ زیتون که نه شرقی و نه غربی است بر افروخته باشد، روغنش روشنی بخشد هر چند آتش بدان نرسیده باشد، نوری افزون بر نور دیگر خدا هر کس را که بخواهد بدان نور راه می‌نماید و برای مردم مثلها می‌آورد زیرا بر هر چیزی آگاه است.[39] این همه رمز و راز در ظهور نور خداوند بسیار اعجاز آور و دور از فهم و درک انسانی است، امّا خداوند کشف این نور و ملاقات با انوار خداوند ـ به عنوان نشانه و آیات خودش برای لقاء مؤمن با او ـ را میسر دانسته و تنها راه تجلی نور الهی را، در رفتار و عملکرد مؤمنان می‌داندکه چگونگی آن رفتار را نیز بیان می‌دارد و نکته قابل توجه در آیات بعد معرفی بیت مؤمن به عنوان محل و مرکز این ظهور نورانی می‌باشد که ذیلاً به شرایطی که این بیت‌ها باید داشته باشد با توجه به آیات می‌پردازیم. می‌فرماید:

" آن نور در خانه‌هایی است که خدا رخصت داد ارجمندش دارند و نامش در آنجا یاد شود و او را هر بامداد و شبانگاه تسبیح گویند. مردانی که هیچ تجارت و خرید و فروشی آنها را از یاد خدا بازشان نمی دارد و اهل نماز و پرداخت زکات و انفاق هستند و از روزی که دلها و دیدگان در آنها دگرگون می‌شود در هراسند. "[40] و ...

اگر توصیه‌های فوق را دسته بندی نمائیم می‌توان به شرح ذیل از آنها یاد کرد که نور خدا در خانه‌هایی است که :

1. خداوند به اعضای آن خانه اجازه دهد که خدا را به عظمت یاد کنند.

2. نام خدا در آن خانه‌ها به بلندی و برتر از هر چیز دیگری برده شود.

3. تسبیح خداوند در شبانگاه و صبحگاه انجام شود.

4. تجارت مردم و ارتباط اقتصادی آنها با بیرون از خانه آنها را تحت تأثیر قرار      نمی دهد و یاد خدا را فراموش نمی کنند.

5. خرید و فروش و بیع نیز فراموشی نام خدا را به همراه نمی آورد.[41]

6. نماز برپا می‌شود.

7. انفاق و زکات داده می‌شود.

8. ترس از روز قیامت که در آن دیده و دل دگرگون می‌شود دارند.

9. خداوند به نیکوترین از آنچه کرده‌اند جزایشان می‌دهد و از فضل خود بر آن می‌افزاید و روزیِ بی‌حساب می‌دهد. که این بند علامت پذیرفته شدن بیت مؤمن به درگاه خداست.

بنابراین ظهور نور خداوند یکی از نشانه‌های خداست و بیتی که در آن نور خدا ظاهر می‌شود نیز یکی دیگر از نشانه‌های خداست و پاداش و فضلی که خدا به این بیوت ارزانی می‌دارد نیز از نشانه‌های دیگر خداوند است.

با توجه به بیان این مطالب در می‌یابیم که جوامع در هر شرایطی از فسق و فساد و بی‌عدالتی و ظلم باشند باز هم امکان تشکیل مراکزی که در آن سلامت روح و اعمال تضمین می‌شود وجود دارد، این خانه‌ها که توسط مؤمنان تشکیل می‌شود، پناه گاه آنها می‌شود و اگر چند خانواده که بیت خود را اینگونه آراسته‌اند کنار هم جمع شوند و یاد خدا و تسبیح خداوند نمایند و الگوی آنها حضرت رسول(ص) و ائمه اطهار(ع) باشد و ویژگی‌های بیوت آنها نیز سرلوحه زندگیشان گردد، جوامع ایمانیِ خاص تشکیل می‌گردد و نیز یک روح جمعی مؤمن شکل می‌گیرد که کهف ، غار و مأمن مؤمنان خاص می‌گردد و همچون کشتی در دریای مواج حوادث، آنها را نگه می‌دارد و در این خانه‌های فردی و جمعی، آیات و نشانه‌ها و معجزات خداوند یکی پس از دیگری برایشان ظاهر می‌گردد و حضور و ظهور خداوند را احساس می‌کنند و مسیر عالم دنیا تا ملکوت را در سلامت طی خواهند کرد. البته باید توجه داشت که امکان نفوذِ شیطان در این بیوت نیز ممکن می‌باشد. امّا این نفوذ به مراتب کمتر از جوامع عادی خواهد بود. نفس اماره در کنار میل به دنیا نیز می‌تواند در سستی این بیوت تأثیر گذارد و لذا حراست و پاسداری از آن بیوت همیشه در رأس برنامه‌های مؤمنان ساکن در آن است. دشمنانِ شیطانی و نفس‌های دریدهِ حیوانی همواره در صدد نابودی این نوع کهف‌ها و یا بیوت پاک هستند و از انواع روش‌ها و تهمت‌ها و توطئه‌ها برای نابودی آن استفاده می‌کنند.امّا به شرطی که حدود بیان شده در این نوشتار رعایت گردد. پایداری این جوامع از هر نوع جامه ی دیگری قوی‌تر و مورد حفاظت بهتری می‌باشد و به ندرت آسیب پذیر می‌گردد.

 


[1]. ما جن و انسان را خلق نکرديم مگر براي عبادت. سوره ذاريات، آيه 56.

[2]. ما هيچ پيامبري را به هيچ قريه اي نفرستاديم مگر آن که ساکنينش را به سختي و خسارت گرفتار کرديم ... سپس جاي گناه را به نيکي و پاکي سپرديم ... امّا مردم نادان اين حسنات را از پدران خود دانستند نه خداوند ... . برگرفته از سوره اعراف، آيات 94 و 95.

[3]. سوره بقره، آيات155 الي 157.

[4]. سوره آل عمران، آيات 146 الي 148.

[5]. سوره آل عمران، آيات 21 و 22ـ سوره بقره، آيه 61ـ سوره آل عمران 112ـ سوره نساء، آيه 155ـ سوره فرقان، آيه 31ـ سوره زخرف، آيه 7 و ... .

[6]. سوره انعام، آيه 112.

[7]. سوره اعراف، آيه 158.

[8]. سوره حديد، آيه 22.

[9]. اي پيامبر تو شاهد، مشر و نذير هستي، يا اَيها نَبي اِنّا اَرسَلناکَ شاهِداً وَ مُبَشِراً وَ نَذيرا. سوره احزاب، آيه 45.

[10]. سوره مائده، آيه 55ـ سوره مائده، آيه 3ـ سوره نساء، آيه 59ـ سوره مائده، آيه 67 و ... .

[11]. اصول کافي، ج 2، ص 78 و 79 ـ مناقب، ج 4، ص 211ـ بحارالانوار، ج 64، ص 229ـ اصول کافي، ج 2، ص 482ـ نور الابصار، ص47ـ انوار البهيمه، ص 116ـ امالي شيخ طوسي، ج 2، جلسه پانزدهم، ح 47ف ص 127 و ... .

[12]. سوره توبه، آيه 9.

[13]. سوره بقره، آيات 125، 144، 149 تا 152.

[14]. همان، آيات 196 و 197.

[15]. همان، آيه 114.

[16]. سوره احزاب، آيات 28 و 29.

[17]. همان، آيه 30.

[18]. همان ، آيه 31.

[19]. همان ، آيه 32.

[20]. همان ، آيه 31.

[21]. همان ، آيه 32.

[22]. سوره احزاب، آيه 32.

[23]. همان.

[24]. ابن فارس معجم مقاييس اللغه، ج 1، ص 238.

[25]. مصطفوي (التحقيق في کلمات القرآن کريم ذيل برج) ـ سابق فقه السنه، ج 2، ص 190 و 192. و ....

[26]. سوره احزاب، آيات 34 و 35.

[27]. سوره نور، آيه 26.

[28]. همان ، آيات 27 و 28.

[29]. همان ، آيات 30 و 31.

[30]. سوره احزاب، آيه 53.

[31]. سوره حجرات، آيه 2.

[32]. سوره هود، آيه 73.

[33]. سوره نوح، آيه 28.

[34]. سوره نساء، آيه 100.

[35]. سوره نحل، آيه 60.

[36]. سوره کهف، آيه 34.

[37]. سوره روم، آيات 57 و 58.

[38]. سوره نور، آيه 34.

[39]. سوره نور، آيه 35

[40]. همان ، آيات 36 تا 38.

[41]. تجارت را صادرات و واردات، خريد و فروش کلان و بيع را خريد و فروش در سطح فروشگاهي و خرد بيان کرده‌اند.

خدا در آئینه آیات (11) - بیوت و خانه‌های الهی

حسین سعادت۱۳۹۸-۳-۵۱۱۲
تغییر رنگ پس زمینه

به نام خداوند بخشاینده مهربان

خدا در آئینه آیات (11)

بیوت و خانه‌های الهی

در هر دوره‌ای از تاریخ انسان ها، بعد از خلقت حضرت آدم(ع) ، جوامع جواب گوی حفظ شرایطی که یک انسان مؤمن نیاز دارد نبوده است. هدف اصلی مؤمنان عبادت و بندگی[1]، تحمل سختی‌ها و آزمایشات خداوند برای پاک کردن وجود خود از وابستگی‌ها در دنیا بود[2] که نتیجه این رنج‌ها کسب هدایت الهی و آمادگی برای زندگی در جهان ملکوت بعد از رحلت از دنیا و مورد صله و رحمت خدا قرار گرفتن است[3] و ... .

هیچگاه این شرایط در هیچ مقطع تاریخی برای انسانها فراهم نبوده است. تاریخ پر رنج انبیاء الهی از نظر قرآن، گویای همین مظلومیت است. پیامبران که سلام و درود خدا بر آنها باد برای ایجاد شرایط زندگی مطلوب برای مؤمنان در راه رسیدن به اهداف آسمانی آنها برگزیده و به بعثت برانگیخته می‌شدند امّا اکثریت آنان با پیروان اندکی که می‌یافتند در محیط پر نیرنگ و زور و ستمِ حاکمان و جهالت و خیانت مردم عادی و سنت‌ها و فرهنگ‌های باطل که از گذشته در جان مردم وجود داشت گرفتار می‌آمدند[4] و بسیاری از این پیامبران که قصد آنها حاکم کردن حق و عدالت بین مردم بود به دست کافران به قتل رسیده اند، هنوزگلی نشکفته، به شکنجه، تبعید، تهمت و آزار توسط مردم و حاکمان به شهادت می‌رسیدند.[5] شیطانِ کینه توز و شیطان زده‌های گمراه به طور دائم آنها را آزار داده‌اند.[6]

ما در قرآن در می‌یابیم که آخرین پیامبر شوریده بر هر چه دار و صلیب و جهالت و بی‌عدالتی و بی‌هدایتی و ... مبعوث گردید و کتاب خدا یعنی قرآن را به مردم عرضه کرد[7] و شمشیر عدالت در دست گرفت[8] و به دنبال ایجاد جامعه‌ای رفت که نیاز واقعی مؤمنان بود و خداوند او را شاهد و بشارت دهنده و انزار دهنده قرار داد[9] و به دستور خداوند، جانشینان به حق بعد از خود را معرفی کرد[10] که دوازده امام معصوم(ع) بودند[11] که مردم و حاکمانشان هیچ ارزشی بر این تأکید قرآن و پیام حضرت رسول(ص) قائل نشدند و به هیچ یک از آن امامان بزرگوار اجازه حاکمیت برای هدایت و عدالت ندادند و در همان ابتدا حضرت علی(ع) خانه نشین شد و حضرت زهرا(س) دختر پیامبر در مورد ضرب و شتم و بی‌مهری شدید قرار گرفت و در اوج تنهایی و غربت به شهادت رسید، حتی مدفن ایشان بنابر وصیتش پنهان ماند. اکنون باید پرسید چه باید کرد؟ آیا نهضت انبیاء با شکست مواجه شده است؟ آیا خداوند (نعوذبالله) کار عبثی در ارسال پیامبران و امامان انجام داده است؟

هدایت بنیادی

همه پیامبران به ویژه پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) برای هدایت مؤمنان به سوی اهداف الهی شان برنامه ریزی‌های متنوعی انجام داده اندکه کانون آموزشی و هدایتی آنها خانه بوده است. تحکیم خانه را در میان خانواده‌های مؤمنان و تحکیم مساجد را به عنوان خانه خدا در شهرها نمودند و دستور به آباد کردن آنها صادر کردند[12] و برای جامعه جهانی مؤمنان، خانه کعبه را محور قرار دادند[13] و حج عمره و تمتع وضع کردند.[14] امّا مساجد مؤمنان و حاکمیت بر خانه کعبه نیز در ادوار تاریخ مورد هجوم منافقان، ضالین و کافران و ... قرار گرفته است.[15] پس چاره کار در شرایط جدید چیست؟

خانه مؤمن

در صورت تصرف مسجد و بیت الله الحرام به دست نااهلان تنها محلِ امنِ باقی مانده، خانه مؤمن است تا به اهداف آفرینش خود دست پیدا کند و از این آخرین سنگر، مؤمن راه و چاه بسیاری برای بازگرداندن خود و خانواده و مؤمنان به سر منزل اهداف خلقت پدید می‌آید.

خانه امن رسول(ص) به عنوان الگو

خداوند برای حضرت رسول اکرم(ص) در قرآن خانه امنی را ترسیم کرده و آن را قانونمند نموده و به عنوان الگو برای ساختن خانه مؤمنان بیان نموده که نمونه عملی است که هر مؤمنی امکان برپایی آن را خواهد داشت. قوانین متعددی در جهت ساختن خانه رسول(ص) در قرآن آمده که به بعضی از آنها ذیلاً اشاره می‌کنیم:

1. سازماندهی ارزش‌های الهی در خانه برای زنان و فرزندان[16] و ... .

2. هشدار به اهل خانه به مجازات خداوند در صورت تخلف و انجام کار زشت به اندازه دو برابر دیگران.[17]

3. تشویق اهل خانه به پاداش اعمال نیکو در برابر دیگران به همراه رزقی کریمانه.[18]

4. تنظیم رفتار زنان در ارتباط با نامحرمان برای جلوگیری از سقوط در طمعِ مردانِ ناپاک یا کسانی که در دلشان نیت پست دارند.[19]

5. این تنظیم رفتار شامل موارد ذیل است:

الف ـ عمل صالح. ب ـ فرمانبرداری از رسول خدا(ص) و قبول دستورات او.            ج ـ استمرار و قطع نکردن این اعمال.[20] د ـ باور الگو بودن و مورد نظر دیگران قرار گرفتن توسط مردم و مؤمنان دیگر.[21] هـ ـ سخن به قدر کفایت گفتن در حد عُرف و مورد نیاز با نامحرمان[22] و ... .

6. محل قرار و کسب آرامش قلبی را در خانه بدانند و قرن فی بُیُوتکُن.[23]

7. تبرّج نکردن (تبرّج به معنای خودنمایی زنان و اینکه زیبایی و زینتشان را آشکار کنند. از ریشه برج یعنی بروز و ظهور و نشان دادن است).[24] تبرج که در قرآن کریم برای همه زنان بیان گردیده، علاوه بر حجاب شامل رفتار و منش و در مواجه زنان با افراد نامحرم در خارج از خانه است و چیزی فراتر از حجاب است چون یک زن محجبه هم ممکن است فساد کند، امّا زنی که تبرّج نکند و حجاب را رعایت نماید کمترین آسیب را خواهد خورد و به دیگران نیز کمتر آسیب خواهد زد. بنابر آیات و احادیث، تبرج حرام شمرده شده است به این معنی که هر گونه عملی که زن به منظور خودنمایی، جلوه گری، جلب توجه مردان بیگانه و تأثیر در دل آنها انجام دهد به عنوان مصداق تبرج نهی شده است.[25] موارد تبرج را می‌توان با توجه به نظر مفسرین و فقها چنین برشمرد: آرایش، عطر زدن، راه رفتنی که جلب توجه کند، بی‌حجاب بیرون آمدن، موها را بیرون ریختن، چشم در چشم نامحرمان انداختن و ... .

8. تبرج از فرهنگ جاهلی است و خاندان پیامبر باید از فرهنگ جهالت خود را رها کنند.

9. نماز به پا کردن، زکات دادن و انفاق کردن، اطاعت کردن از رسول اکرم(ص)،آیات خدا در قرآن را تلاوت کردن و اجرا کردن آنها و حکمت‌های آن را در یافتن، حفظ کردن اندام ها، خدا را فراوان یاد کردن، مسلمان و مؤمن بودن، ذاکر خدا شدن، خشوع داشتن، روزه داری و ... را به عنوان فرهنگ الهی جایگزین فرهنگ جاهلی کردن.[26] در رابطه با فرهنگ سازی بیت رسول خدا(ص) روایت و آیات در قرآن فراوان آمده است که ما به همین کم بسنده می‌کنیم که بسیاری از آنها مردانِ محرم بیت رسول(ص) را نیز شامل می‌شود.

الگو گرفتن بیت‌ها از بیت رسول(ص)

بعضی از دستوراتی که قرآن برای خانه‌های پاک اعلام داشته است:

زن پاک با مرد پاک ازدواج کند و مرد پاک، زن پاک را به ازدواج خود در آورد.[27]

ورود به خانه یکدیگر بدون اجازه صاحب خانه صورت نگیرد و با سلام و احوال پرسی باشد.[28]

چشم مرد بطور مستقیم به نامحرم نیفتد و همچنین چشم زن به نامحرم بطور مستقیم نباشد.[29]

احترام و حفظ شئونات بیت پیامبر

مؤمنان نه تنها باید از بیت رسول(ص) الگو بگیرند بلکه حفظ شئونات آن خانه عظیم را نیز حفظ نمایند. هیچ گاه نباید اعضای خانه رسول(ص) را مورد آزار قرار داد. در این رابطه آیه ی بلندی برای تأکید در حفظ ارزش‌های خانه رسول(ص) نازل شده است.[30] قرآن از مؤمنان می‌خواهد که حتی صدای خود را بلندتر از صدای رسول(ص) نکنند و سخن گفتن با رسول(ص) با احترام و بطور خاص باشد.[31]

این احترام و حفظ شئونات بنابر دستور قرآن بعد از رسول(ص)، خاندان پاک عصمت و طهارت و ائمه معصومین(ع) را شامل می‌شود. بنابراین بیتی که مؤمنان برای در امان بودن از هجوم شیطان می‌سازند باید با الگوبرداری از بیت حضرت رسول(ص) و ائمه اطهار(ع) باشد تا همه جانبه اعضای خانواده را محافظت نماید و در جامعه ی ناپاک خانه‌ای پاک بنیاد گردد. پاکی دارای قوانین و مقررات خاص خود است و محافظت از این پاکی‌ها با الگویی که قرآن و روایات به ما می‌دهد بیت مؤمن را به پا می‌کند که یک چنین خانه‌ای نشانه و آیت خداوند است و در آن می‌توان به دیدار و لقاء خداوند رفت. با توجه به این شرایط در جامعه هر گونه فساد، ظلم و بی‌عدالتی که باشد نمی تواند مانعی برای تشکیلِ این زیباترین و اولیه ترین بنیاد جامعه باشد.

بیت در زمان پیامبران قبل از حضرت رسول(ص) نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است.

درباره بیتِ حضرت ابراهیم(ع) وقتی که فرشتگان خداوند نازل شدند از زبان قرآن چنین آمده است" رحمت و برکات خدا بر شما اهل بیت این خانه ارزانی باد. "[32]

حضرت نوح(ع) خانه خود را خانه‌ای امن برای مؤمنان معرفی می‌کند و می‌فرمایند هر کسی در آن خانه در آید در امان می‌ماند.[33]

قرآن بیت مؤمن را محلی برای مهاجرت به سوی خدا معرفی می‌کند و تأکید دارد که هر کسی از خانه اش به سوی رسولش هجرت نماید اگر بمیرد، مزدش به عهده خداست و خدا آمرزنده و مهربان است.[34] یعنی هجرت به سوی رسول برای برپایی ارزش‌های خدایی چنان بااهمیت است که اگر در این راه فرد بمیرد یا کشته شود مورد لطف و عنایت حق قرار می‌گیرد، این تعالی از خانه مؤمن آغاز می‌شود.

مثل‌های قرآن

قرآن مثل‌های زیادی را برای فهم بیشتر حقایق به نام" آیات " بیان کرده است. می‌فرماید در این قرآن برای مردم هر مثلی را گوناگون بیان کردیم ولی بیشتر مردم کفر کردند.[35] می‌فرماید: در قرآن هر گونه مثالی را بیان کردیم ولی آدمیان به جدال برمی خیزند.[36]

خداوند مثل‌ها را مانند آیات و نشانه‌های خودش معرفی می‌کند و توجه به مثل‌ها را مانند توجه به نشانه‌های خودش می‌داند. می‌فرماید: در این قرآن همه نوع مثل آوردیم، وقتی آیه و نشانه‌ای بیاوری کافران خواهند گفت شما یاوه گو هستید.[37] می‌فرماید: به درستی که برای شما آیاتی روشن و مثل‌هایی از کسانی که قبل از شما بودند نازل کردیم که این اندرزها برای پرهیزکاران است[38] دهها نوع از این دست آیات در قرآن بیان گردیده است.

یکی از مثال‌های عجیب قرآن مثال نور خداوند است که چگونه می‌توان این نور را با مثل‌های خدا در حد توان بشری فهم کرد. این مثال‌ها به صورت آیات و نشانه‌های خدا از آیه 35 سوره نور آغاز می‌شود می‌فرماید: خدا نور آسمانها و زمین است. مثل نور او چون چراغدانی است که در آن چراغی باشد، آن چراغ درون آبگینه و آن آبگینه چون ستاره‌ای درخشنده از روغنِ درختِ پر برکتِ زیتون که نه شرقی و نه غربی است بر افروخته باشد، روغنش روشنی بخشد هر چند آتش بدان نرسیده باشد، نوری افزون بر نور دیگر خدا هر کس را که بخواهد بدان نور راه می‌نماید و برای مردم مثلها می‌آورد زیرا بر هر چیزی آگاه است.[39] این همه رمز و راز در ظهور نور خداوند بسیار اعجاز آور و دور از فهم و درک انسانی است، امّا خداوند کشف این نور و ملاقات با انوار خداوند ـ به عنوان نشانه و آیات خودش برای لقاء مؤمن با او ـ را میسر دانسته و تنها راه تجلی نور الهی را، در رفتار و عملکرد مؤمنان می‌داندکه چگونگی آن رفتار را نیز بیان می‌دارد و نکته قابل توجه در آیات بعد معرفی بیت مؤمن به عنوان محل و مرکز این ظهور نورانی می‌باشد که ذیلاً به شرایطی که این بیت‌ها باید داشته باشد با توجه به آیات می‌پردازیم. می‌فرماید:

" آن نور در خانه‌هایی است که خدا رخصت داد ارجمندش دارند و نامش در آنجا یاد شود و او را هر بامداد و شبانگاه تسبیح گویند. مردانی که هیچ تجارت و خرید و فروشی آنها را از یاد خدا بازشان نمی دارد و اهل نماز و پرداخت زکات و انفاق هستند و از روزی که دلها و دیدگان در آنها دگرگون می‌شود در هراسند. "[40] و ...

اگر توصیه‌های فوق را دسته بندی نمائیم می‌توان به شرح ذیل از آنها یاد کرد که نور خدا در خانه‌هایی است که :

1. خداوند به اعضای آن خانه اجازه دهد که خدا را به عظمت یاد کنند.

2. نام خدا در آن خانه‌ها به بلندی و برتر از هر چیز دیگری برده شود.

3. تسبیح خداوند در شبانگاه و صبحگاه انجام شود.

4. تجارت مردم و ارتباط اقتصادی آنها با بیرون از خانه آنها را تحت تأثیر قرار      نمی دهد و یاد خدا را فراموش نمی کنند.

5. خرید و فروش و بیع نیز فراموشی نام خدا را به همراه نمی آورد.[41]

6. نماز برپا می‌شود.

7. انفاق و زکات داده می‌شود.

8. ترس از روز قیامت که در آن دیده و دل دگرگون می‌شود دارند.

9. خداوند به نیکوترین از آنچه کرده‌اند جزایشان می‌دهد و از فضل خود بر آن می‌افزاید و روزیِ بی‌حساب می‌دهد. که این بند علامت پذیرفته شدن بیت مؤمن به درگاه خداست.

بنابراین ظهور نور خداوند یکی از نشانه‌های خداست و بیتی که در آن نور خدا ظاهر می‌شود نیز یکی دیگر از نشانه‌های خداست و پاداش و فضلی که خدا به این بیوت ارزانی می‌دارد نیز از نشانه‌های دیگر خداوند است.

با توجه به بیان این مطالب در می‌یابیم که جوامع در هر شرایطی از فسق و فساد و بی‌عدالتی و ظلم باشند باز هم امکان تشکیل مراکزی که در آن سلامت روح و اعمال تضمین می‌شود وجود دارد، این خانه‌ها که توسط مؤمنان تشکیل می‌شود، پناه گاه آنها می‌شود و اگر چند خانواده که بیت خود را اینگونه آراسته‌اند کنار هم جمع شوند و یاد خدا و تسبیح خداوند نمایند و الگوی آنها حضرت رسول(ص) و ائمه اطهار(ع) باشد و ویژگی‌های بیوت آنها نیز سرلوحه زندگیشان گردد، جوامع ایمانیِ خاص تشکیل می‌گردد و نیز یک روح جمعی مؤمن شکل می‌گیرد که کهف ، غار و مأمن مؤمنان خاص می‌گردد و همچون کشتی در دریای مواج حوادث، آنها را نگه می‌دارد و در این خانه‌های فردی و جمعی، آیات و نشانه‌ها و معجزات خداوند یکی پس از دیگری برایشان ظاهر می‌گردد و حضور و ظهور خداوند را احساس می‌کنند و مسیر عالم دنیا تا ملکوت را در سلامت طی خواهند کرد. البته باید توجه داشت که امکان نفوذِ شیطان در این بیوت نیز ممکن می‌باشد. امّا این نفوذ به مراتب کمتر از جوامع عادی خواهد بود. نفس اماره در کنار میل به دنیا نیز می‌تواند در سستی این بیوت تأثیر گذارد و لذا حراست و پاسداری از آن بیوت همیشه در رأس برنامه‌های مؤمنان ساکن در آن است. دشمنانِ شیطانی و نفس‌های دریدهِ حیوانی همواره در صدد نابودی این نوع کهف‌ها و یا بیوت پاک هستند و از انواع روش‌ها و تهمت‌ها و توطئه‌ها برای نابودی آن استفاده می‌کنند.امّا به شرطی که حدود بیان شده در این نوشتار رعایت گردد. پایداری این جوامع از هر نوع جامه ی دیگری قوی‌تر و مورد حفاظت بهتری می‌باشد و به ندرت آسیب پذیر می‌گردد.

 


[1]. ما جن و انسان را خلق نکرديم مگر براي عبادت. سوره ذاريات، آيه 56.

[2]. ما هيچ پيامبري را به هيچ قريه اي نفرستاديم مگر آن که ساکنينش را به سختي و خسارت گرفتار کرديم ... سپس جاي گناه را به نيکي و پاکي سپرديم ... امّا مردم نادان اين حسنات را از پدران خود دانستند نه خداوند ... . برگرفته از سوره اعراف، آيات 94 و 95.

[3]. سوره بقره، آيات155 الي 157.

[4]. سوره آل عمران، آيات 146 الي 148.

[5]. سوره آل عمران، آيات 21 و 22ـ سوره بقره، آيه 61ـ سوره آل عمران 112ـ سوره نساء، آيه 155ـ سوره فرقان، آيه 31ـ سوره زخرف، آيه 7 و ... .

[6]. سوره انعام، آيه 112.

[7]. سوره اعراف، آيه 158.

[8]. سوره حديد، آيه 22.

[9]. اي پيامبر تو شاهد، مشر و نذير هستي، يا اَيها نَبي اِنّا اَرسَلناکَ شاهِداً وَ مُبَشِراً وَ نَذيرا. سوره احزاب، آيه 45.

[10]. سوره مائده، آيه 55ـ سوره مائده، آيه 3ـ سوره نساء، آيه 59ـ سوره مائده، آيه 67 و ... .

[11]. اصول کافي، ج 2، ص 78 و 79 ـ مناقب، ج 4، ص 211ـ بحارالانوار، ج 64، ص 229ـ اصول کافي، ج 2، ص 482ـ نور الابصار، ص47ـ انوار البهيمه، ص 116ـ امالي شيخ طوسي، ج 2، جلسه پانزدهم، ح 47ف ص 127 و ... .

[12]. سوره توبه، آيه 9.

[13]. سوره بقره، آيات 125، 144، 149 تا 152.

[14]. همان، آيات 196 و 197.

[15]. همان، آيه 114.

[16]. سوره احزاب، آيات 28 و 29.

[17]. همان، آيه 30.

[18]. همان ، آيه 31.

[19]. همان ، آيه 32.

[20]. همان ، آيه 31.

[21]. همان ، آيه 32.

[22]. سوره احزاب، آيه 32.

[23]. همان.

[24]. ابن فارس معجم مقاييس اللغه، ج 1، ص 238.

[25]. مصطفوي (التحقيق في کلمات القرآن کريم ذيل برج) ـ سابق فقه السنه، ج 2، ص 190 و 192. و ....

[26]. سوره احزاب، آيات 34 و 35.

[27]. سوره نور، آيه 26.

[28]. همان ، آيات 27 و 28.

[29]. همان ، آيات 30 و 31.

[30]. سوره احزاب، آيه 53.

[31]. سوره حجرات، آيه 2.

[32]. سوره هود، آيه 73.

[33]. سوره نوح، آيه 28.

[34]. سوره نساء، آيه 100.

[35]. سوره نحل، آيه 60.

[36]. سوره کهف، آيه 34.

[37]. سوره روم، آيات 57 و 58.

[38]. سوره نور، آيه 34.

[39]. سوره نور، آيه 35

[40]. همان ، آيات 36 تا 38.

[41]. تجارت را صادرات و واردات، خريد و فروش کلان و بيع را خريد و فروش در سطح فروشگاهي و خرد بيان کرده‌اند.