loader
×

به نام خداوند بخشاینده مهربان

خدا در آئینه آیات (12)

حزب صالحین

در مقالات قبل تشکیل بیوت و خانه‌های الهی با شرایط خاص آن را یکی از راه‌های فروپاشیده نشدن جامعه مؤمنان بیان کردیم. در ادامه باید اذعان داریم که در همین بیوت الهی نیز خطر نفوذ شیطان در بین اعضای خانواده وجود دارد. مؤمنین در بیوت الهی باید به طور دائمی در حال حرکت به سوی خداوند باشند. لذا مؤمنان باید صفات دیگری را نیز به رفتارهای خود اضافه کنند.

ارائه طریق برای مؤمنان خاص و جامعه خاص مؤمنانه

داشتن برنامه برای تک تک مؤمنانی که کنار یکدیگر جمع شده اند، اهمیّت ویژه‌ای دارد. در قرآن کریم توجه فکری و عملی به این صفات تأکید شده است که به گوشه‌ای از آن‌ها ذیلاً اشاره می‌شود:

1. همیشه مؤمنان باید نقطه نهایی تفکرشان رسیدن به دیدار خداوند و حضوری فراتر در قیامت باشد. آن‌ها باید زندگی ملکوتی خوب، لقاء رب و زندگی در کنارِ خدا را در دنیا تمرین کنند.[1]

2. همچنین فروتنی در برابر مربیِ عالمِ هستی و ایمان و عمل صالح سرلوحه رفتاری آنان باشد.[2]

3. قلب آن‌ها باید با ذکر خدا آرامش بگیرد[3] و وقتی که به یاد خدا می‌افتند باید قلبشان به خشوع بیافتد[4] و دل هایشان بتپد.[5]

4. ایمان مؤمنان نباید ثابت بماند. بلکه دائماً باید در حال افزایش باشد. وقتی آیات و نشانه‌های خدا برای آن‌ها خوانده می‌شود بر ایمانشان افزوده می‌شود و بر خدا توکل می‌کنند.[6]

5. ذکر خدا ورد زبان‌های آنان باید باشد و به طور کثیر و زیاد خدا را یاد کنند.[7]

6. صلوات دائم بر حضرت رسول(ص) هدیه نمایند.[8]

7. قائم به نماز هستند و نمازشان عطر و بوی خاص دارد و بعضی از آن‌ها عبارت‌اند از:

الف ـ از نماز به طور دائم کمک می‌گیرند و این صورت نمی گیرد الا به خشوع قلب.[9]

ب ـ از نماز خود محافظت می‌کنند.[10]

ج ـ بعد از نماز خدا را ایستاده، نشسته، به پهلو، خوابیده و کلاً در همه حال یاد می‌کنند.[11]

د ـ خانه خود را عبادت گاه می‌کنند.[12]

هـ ـ در نماز خشوع دارند.[13]

و ـ نمازشان دائمی است وهمه لحظات دلشان در گروی خدا و ذکر اوست.[14]

ز ـ نماز را فقط برای خدا می‌خوانند.[15]

ی ـ هیچ کاری را مهم‌تر از نماز نمی دانند. به خصوص نمازهای اول وقت. در این کار از بی‌خبران و غافلان نیستند.[16]

ط ـ در کنار نماز همیشه دستی بخشنده و زکات دهنده دارند. در ده‌ها آیه که در قرآن درباره نماز آمده است، بلافاصله پرداخت زکات نیز ذکر می‌شود.[17]

8. قول آن‌ها محکم است و بر آن ثابت می‌ایستند.[18]

9. برای خود و دیگر مؤمنان استغفار می‌کنند.[19]

10. حرف فاسق را گوش نکرده و از آن تبعیت نمی کنند.[20]

11. از شک و طعن درباره مؤمنان دوری می‌گزینند.[21]

12. یاران خود را از صادقین انتخاب می‌کنند و همراه آنان خواهند بود.[22]

مؤمنانی که جامعه خاص را تشکیل می‌دهند نسبت به دیگر مؤمنان باید دقّت بیشتری داشته باشند.

وصل شدن به راه مستقیم توسط امام معصوم

یکی از مهم ترین ارزش‌های ایمانی برای مؤمنان دست در دستان امام معصوم گزاردن است تا به کمک آن‌ها راه تعالی پیش گرفته شود که اصطلاحاً به آن ایصال الی الطریق گویند.

بنابراین مشخص می‌شود که دو نوع ایمان وجود دارد. یکی ایمان در زبان و دل، به خدا و رسول(ص) و همه آن چه را که قرآن و رسول(ص) می‌گویند.که این نقطه شروع ایمان برای مؤمن است. ایمان دوم حرکت و رسیدن به تعالی با حفظ ایمان اولی است. ایمان دوم که ایمان در مسیر تعالی است، مهم‌تر از ایمان اولی است و تکامل و بقاء مؤمن در گرو یک چنین ایمانی است و این حفظ ایمان در طی مسیر، میسر نمی شود الا با رعایت دستورات قرآن و رسول(ص) و اولی امرِ جانشین رسول(ص). لذا در قرآن می‌فرماید: یا اَیُها الَذینَ امَنُوا امَنوا بِاللهِ وَ رَسولِه ...‌ای کسانی که ایمان آوردید به خدا و رسولش و این کتاب (قرآن) که بر پیامبر نازل شده و آن کتاب که پیش از آن نازل کرده به حقیقت ایمان بیاورید و هر که به خدا و فرشتگانش و کتاب هایش و پیامبرانش و به روز قیامت کافر شود سخت در گمراهی افتاده است.[23] اگر به این آیه دقّت شود موارد ذیل از آن قابل برداشت است:

1. ایمان به خدا.

2. ایمان به پیامبر.

3. ایمان به قرآن.

4. ایمان به کتبی که از قبل بر پیامبران دیگر نازل شده است.

5. ایمان به فرشتگان.

6. ایمان به پیامبران قبل از حضرت رسول(ص).

7. ایمان به روز قیامت.

که هیچ گاه مؤمن نباید نسبت به این موارد بی‌توجهی کند و آن‌ها را در نظر نگیرد.

با توجه به تکرار کلمه " امنوا " مشخص می‌شود که" امنوا " ی دوم مربوط به موارد فوق است که مؤمن باید به طور مرتب به آن‌ها توجه کند تا راهِ به سوی خداوند، طی شود. قرآن بسیار تأکید دارد که دستورات خدا و رسول(ص) باید توسط مؤمن اطاعت شود.[24] تأکید بسیار مهم‌تر قرآن بر اطاعت از خدا و رسول(ص) و اولی الامر بعد از رسول(ص) است. می‌فرماید: یا اَیُها الَذِینَ امَنوا اَطیعُوا الله وَ اَطیعوا الرّسول وَ اولی الامرِ مِنکُم،‌ای کسانی که ایمان آورده اید اطاعت کنید خدا و رسول و اولی الامر خود را.[25] ایمان اول قبول خدا و رسول و ... است. ایمان دوم اطاعت از خدا و رسول و اولی الامر است، تا دست در دست آن‌ها راه هدایت و تعالی حفظ شود و خداوند آدرس اولی الامر را که دارای صفات خاص است را نیز در قرآن مشخص کرده است. می‌فرماید: اِنَما وَلیُکُم الله وَ رَسولِه وَ الَذینَ امَنوا یُقیمونَ الصَلاه وَ یوتونَ الزَکاه وَ هُم راکِعون،[26] همانا ولی و هدایتگر شما خدا و رسول و کسانی هستند که قائم به نماز و عطاکننده زکات هستند و او کسی است که در حین نماز و در رکوع آن انگشتری را به سائل می‌بخشد. با نظر اکثر علمای اهل سنت و تمام علمای اهل شیعه آن شخص حضرت علی(ع) است که با استمرار ولایت، اولی الامر، حضرت علی(ع) و یازده فرزندش می‌باشند که ولی امرِ زمان حضرت بقیه الله اعظم، امام زمان(عج) است. با توجه به آیات و روایات نقل شده از قرآن کریم و سنت رسول(ص) و شیوه تربیتی امامان معصوم(ع)که کارشان بردن مؤمنان از نقطه ایمان به صراط و شاهراه هدایت و رساندن آن‌ها به لقاء رب است. موارد ذیل به طور دائم توسط ایشان طرح شده و به روز می‌شود:

1. آیات و روایاتی که درباره اخلاق مؤمنان آمده که همه موظف به انجام آن هستند مانند: راستگویی، وفای به عهد، جوانمردی و ... .

2. آیات و روایاتی که درباره رعایت احکام مؤمنان بیان شده و همه باید احکامی را که خدا و رسول و اولی الامر مقرر کرده‌اند را به اجرا در آورند. مانند: امر به معروف، نهی از منکر، تولی، تبری، خمس، زکات و ... .

3. آیات و روایاتی که در جهت خودسازی و تزکیه نفس و شناخت و عرفان مؤمنان است باید مورد اطاعت مؤمنان باشد. مانند: خودسازی در روزه ماه مبارک رمضان، کنترل زبان، چشم، گوش، دل، قلب و ... .

و بدین ترتیب جامعه مؤمن تشکیل می‌شود که مؤمنان در آن از یکدیگر محافظت می‌کنند، امر به معروف می‌کنند، تولی و تبری دارند، حرف ولی امر را آویزه گوش دارند، اهل نماز و عبادت خاص هستند، لحظه‌ای از یاد خدا غافل نمی شوند، چنگ در دامان قرآن دارند، عبادت خود را خالص می‌کنند، نمازهایشان یکسان نیست و به طور دائم آن‌ها را به خدا نزدیک‌تر می‌کند، نشانه‌ها و آیاتِ بی‌نهایتِ خدا در حد توان خود را کشف کرده و به ذکر آن‌ها و سپس شکر آن‌ها می‌پردازند. در برابر دشمنان خدا با یکدیگر متحدند. در فرهنگ بروجی و خود نمایی جامعه وارد نمی شوند. عفت و پاکدامنی و دوری از گناه دارند. دائماً در حال استغفار و طلب و بخشش بابت گناهان خود هستند. شب زنده داری می‌کنند. با خداوند عاشقانه رابطه برقرار می‌کنند. خانواده تشکیل می‌دهند و خانه را عبادتگاه خود می‌کنند. نور خدا را در خانه روشن نگاه می‌دارند. داشته هایشان را فدای ایمانشان می‌کنند. تکبر، حرص، کینه، ناامیدی و ... ندارند. دنبال روزی پاک و حلال می‌روند و رزاق را خدا می‌دانند و به روزیِ کسب شده راضی و شاکر هستند. در صورت نبودن شرایط مناسب اجتماعی دست به هجرت می‌زنند، و اگر جایی برای زیستن مؤمنانه نبود به خانه‌ها و کهف‌ها پناه می‌برند و اگر باز هم نتوانستند جایی برای تعالی پیدا کنند اقدام به جهاد تا مرز شهادت می‌نمایند، تا مکانی دلخواه برای آنان پدید آید و اگر باز هم نتوانستند لباس آخرت می‌پوشند و به دیدار خدا نائل می‌شوند. مؤمنان جامعه خاص و کهفی، دنیا را مزرعه آخرت می‌کنند. برای زندگی جدید در ملکوت، در دنیا برنامه دارند و با تلاشی مداوم، خانه و ابزار زندگی آخرت را از دنیا به آخرت ارسال می‌کنند. آن‌ها در زندگی دنیایی خود لحظه‌ای از عدالت دور نمی شوند. آزادیِ بی‌بند و بار را قبول نکرده و آزادی واقعی را بندگی خدای رحمان می‌دانند. از همه مؤمنان محافظت کرده و به آن‌ها محبت و مهربانی می‌نمایند. چشم و دل آن‌ها از دنیا سیر است. صله رحم می‌کنند و اقوام و خویشاوندان مؤمن خود را یاری می‌کنند. حق جو هستند و همیشه معیارشان دوری از باطل و میل به حق است و کسانی که اهل باطل هستند را از مودت و دوستی خود دور می‌نمایند. حتی اگر این افراد پدر،مادر، برادر، خواهر، عشیره و فامیلشان باشند. آن‌ها دلشان را به ایمان مُهر زده‌اند و وارد حزب صالحین شده و حزب الله را انتخاب کرده‌اند. خداوند در قرآن چنین می‌فرماید: نمی یابی مردمی را که به خدا و روز قیامت ایمان آورده باشند ولی با کسانی که با خدا و پیامبرش مخالفت می‌ورزند دوستی کنند. هر چند که مخالفان، پدران، فرزندان، برادران و یا قبیله و عشیره آن‌ها باشد. خدا بر دل هایشان رقم ایمان زده است و به روحی از خود یاریشان کرده و آن‌ها را به بهشت‌هایی که در آن نهرها جاری است، در آورد و در آنجا جاودانه باشند. خدا از آن‌ها خشنود است و آنها نیز از خدا خشنودند. اینان حزب خدایند، آگاه باش که حزب خدا رستگارانند.[27]

یکی از مهم ترین خطراتی که مؤمنان خاص را تهدید می‌کند توجه به فرزند، پدر، مادر، خواهر، برادر، همسر و ... در مقابل حق است که ابتلاء و امتحان بزرگی است که مؤمن مهاجر به سوی خدا با آن رو به رو می‌گردد و این یکی از گردنه‌های سخت در تعالی است. در مجموع هر چیزی که مؤمن آن را بیشتر از خدا دوست دارد باید از خود دور نماید و دوست داشتن خدا را بر هر چیز دیگری ترجیح دهد. در قرآن می‌فرماید: هر چه را که دونِ خداست و دوست داری، باید خدا را بیشتر از آن دوست داشته باشی.[28]

جامعه مؤمنان در این مسیر، تهمت می‌خورند، ترور شخصیت می‌شوند، تبعید می‌گردنند، اموالشان به تاراج می‌رود، به شهادت می‌رسند، تنها می‌مانند، مورد تمسخر قرار می‌گیرند و راهشان تکذیب می‌گردد. شیطان سخت بر آن‌ها می‌تازد و سعی در ایجاد اختلاف بین آن‌ها دارد که در بسیاری از مواقع نیز موفق می‌گردد و ...[29] امّا مؤمنان واقعی همچون کوه، استوار، به سوی خدا رهسپار می‌مانند. در این ابتلائات پا بر جا باقی می‌مانند و مسیرشان را به سوی خدای رحمان طی می‌کنند.

البته خصوصیات دیگری نیز برای مؤمنانی که ایصال الی الطریق دارند وجود دارد که با رجوع به قرآن و روایات، دریایی از آن‌ها قابل فهم و دقّت است.

والسلام

 


[1]. سوره يونس، آيه 11 ـ سوره هود، آيه 29.

[2]. سوره هود، آيه 23.

[3]. سوره رعد، آيه 28.

[4]. سوره حديد، آيه 16.

[5]. سوره انفال، آيه 2.

[6]. همان.

[7]. سوره شعراء، آيه 227 ـ سوره احزاب، آيه 41.

[8]. سوره احزاب، آيه 56.

[9]. سوره بقره، آيات 45 و 153.

[10]. سوره بقره، آيه 238 ـ سوره معارج، آيه 34 ـ سوره مؤمنون، آيه 9 ـ سوره انعام، آيه 92.

[11]. سوره نساء، آيه 103.

[12]. سوره يونس، آيه 87.

[13]. سوره مؤمنون، آيه 2.

[14]. سوره معارج، آيه 22.

[15]. سوره انعام، آيه 162.

[16]. سوره ماعون، آيه 4.

[17]. سوره بقره، آيات 83، 177، 277 ـ سوره مائده، آيه 55 ـ سوره انفال، آيه 3 ـ سوره توبه، آيه 11 و ... .

[18]. سوره ابراهيم، آيه 27 ـ سوره احزاب، آيه 70.

[19]. سوره غافر، آيه 7.

[20]. سوره حجرات، آيه 12.

[21]. همان.

[22]. سوره توبه، آيه 119.

[23]. سوره نساء، آيه 136.

[24]. سوره انفال، آيات 20 تا 24.

[25]. سوره نساء، آيه 59.

[26]. سوره مائده، آيه 55.

[27]. سوره مجادله، آيه 22.

[28]. سوره بقره، آيه 165.

[29]. در همه موارد فوق آيات و روايات بسياري وارد شده است.

خدا در آئینه آیات (12) - حزب صالحین

حسین سعادت۱۳۹۸-۳-۵۵۸
تغییر رنگ پس زمینه

به نام خداوند بخشاینده مهربان

خدا در آئینه آیات (12)

حزب صالحین

در مقالات قبل تشکیل بیوت و خانه‌های الهی با شرایط خاص آن را یکی از راه‌های فروپاشیده نشدن جامعه مؤمنان بیان کردیم. در ادامه باید اذعان داریم که در همین بیوت الهی نیز خطر نفوذ شیطان در بین اعضای خانواده وجود دارد. مؤمنین در بیوت الهی باید به طور دائمی در حال حرکت به سوی خداوند باشند. لذا مؤمنان باید صفات دیگری را نیز به رفتارهای خود اضافه کنند.

ارائه طریق برای مؤمنان خاص و جامعه خاص مؤمنانه

داشتن برنامه برای تک تک مؤمنانی که کنار یکدیگر جمع شده اند، اهمیّت ویژه‌ای دارد. در قرآن کریم توجه فکری و عملی به این صفات تأکید شده است که به گوشه‌ای از آن‌ها ذیلاً اشاره می‌شود:

1. همیشه مؤمنان باید نقطه نهایی تفکرشان رسیدن به دیدار خداوند و حضوری فراتر در قیامت باشد. آن‌ها باید زندگی ملکوتی خوب، لقاء رب و زندگی در کنارِ خدا را در دنیا تمرین کنند.[1]

2. همچنین فروتنی در برابر مربیِ عالمِ هستی و ایمان و عمل صالح سرلوحه رفتاری آنان باشد.[2]

3. قلب آن‌ها باید با ذکر خدا آرامش بگیرد[3] و وقتی که به یاد خدا می‌افتند باید قلبشان به خشوع بیافتد[4] و دل هایشان بتپد.[5]

4. ایمان مؤمنان نباید ثابت بماند. بلکه دائماً باید در حال افزایش باشد. وقتی آیات و نشانه‌های خدا برای آن‌ها خوانده می‌شود بر ایمانشان افزوده می‌شود و بر خدا توکل می‌کنند.[6]

5. ذکر خدا ورد زبان‌های آنان باید باشد و به طور کثیر و زیاد خدا را یاد کنند.[7]

6. صلوات دائم بر حضرت رسول(ص) هدیه نمایند.[8]

7. قائم به نماز هستند و نمازشان عطر و بوی خاص دارد و بعضی از آن‌ها عبارت‌اند از:

الف ـ از نماز به طور دائم کمک می‌گیرند و این صورت نمی گیرد الا به خشوع قلب.[9]

ب ـ از نماز خود محافظت می‌کنند.[10]

ج ـ بعد از نماز خدا را ایستاده، نشسته، به پهلو، خوابیده و کلاً در همه حال یاد می‌کنند.[11]

د ـ خانه خود را عبادت گاه می‌کنند.[12]

هـ ـ در نماز خشوع دارند.[13]

و ـ نمازشان دائمی است وهمه لحظات دلشان در گروی خدا و ذکر اوست.[14]

ز ـ نماز را فقط برای خدا می‌خوانند.[15]

ی ـ هیچ کاری را مهم‌تر از نماز نمی دانند. به خصوص نمازهای اول وقت. در این کار از بی‌خبران و غافلان نیستند.[16]

ط ـ در کنار نماز همیشه دستی بخشنده و زکات دهنده دارند. در ده‌ها آیه که در قرآن درباره نماز آمده است، بلافاصله پرداخت زکات نیز ذکر می‌شود.[17]

8. قول آن‌ها محکم است و بر آن ثابت می‌ایستند.[18]

9. برای خود و دیگر مؤمنان استغفار می‌کنند.[19]

10. حرف فاسق را گوش نکرده و از آن تبعیت نمی کنند.[20]

11. از شک و طعن درباره مؤمنان دوری می‌گزینند.[21]

12. یاران خود را از صادقین انتخاب می‌کنند و همراه آنان خواهند بود.[22]

مؤمنانی که جامعه خاص را تشکیل می‌دهند نسبت به دیگر مؤمنان باید دقّت بیشتری داشته باشند.

وصل شدن به راه مستقیم توسط امام معصوم

یکی از مهم ترین ارزش‌های ایمانی برای مؤمنان دست در دستان امام معصوم گزاردن است تا به کمک آن‌ها راه تعالی پیش گرفته شود که اصطلاحاً به آن ایصال الی الطریق گویند.

بنابراین مشخص می‌شود که دو نوع ایمان وجود دارد. یکی ایمان در زبان و دل، به خدا و رسول(ص) و همه آن چه را که قرآن و رسول(ص) می‌گویند.که این نقطه شروع ایمان برای مؤمن است. ایمان دوم حرکت و رسیدن به تعالی با حفظ ایمان اولی است. ایمان دوم که ایمان در مسیر تعالی است، مهم‌تر از ایمان اولی است و تکامل و بقاء مؤمن در گرو یک چنین ایمانی است و این حفظ ایمان در طی مسیر، میسر نمی شود الا با رعایت دستورات قرآن و رسول(ص) و اولی امرِ جانشین رسول(ص). لذا در قرآن می‌فرماید: یا اَیُها الَذینَ امَنُوا امَنوا بِاللهِ وَ رَسولِه ...‌ای کسانی که ایمان آوردید به خدا و رسولش و این کتاب (قرآن) که بر پیامبر نازل شده و آن کتاب که پیش از آن نازل کرده به حقیقت ایمان بیاورید و هر که به خدا و فرشتگانش و کتاب هایش و پیامبرانش و به روز قیامت کافر شود سخت در گمراهی افتاده است.[23] اگر به این آیه دقّت شود موارد ذیل از آن قابل برداشت است:

1. ایمان به خدا.

2. ایمان به پیامبر.

3. ایمان به قرآن.

4. ایمان به کتبی که از قبل بر پیامبران دیگر نازل شده است.

5. ایمان به فرشتگان.

6. ایمان به پیامبران قبل از حضرت رسول(ص).

7. ایمان به روز قیامت.

که هیچ گاه مؤمن نباید نسبت به این موارد بی‌توجهی کند و آن‌ها را در نظر نگیرد.

با توجه به تکرار کلمه " امنوا " مشخص می‌شود که" امنوا " ی دوم مربوط به موارد فوق است که مؤمن باید به طور مرتب به آن‌ها توجه کند تا راهِ به سوی خداوند، طی شود. قرآن بسیار تأکید دارد که دستورات خدا و رسول(ص) باید توسط مؤمن اطاعت شود.[24] تأکید بسیار مهم‌تر قرآن بر اطاعت از خدا و رسول(ص) و اولی الامر بعد از رسول(ص) است. می‌فرماید: یا اَیُها الَذِینَ امَنوا اَطیعُوا الله وَ اَطیعوا الرّسول وَ اولی الامرِ مِنکُم،‌ای کسانی که ایمان آورده اید اطاعت کنید خدا و رسول و اولی الامر خود را.[25] ایمان اول قبول خدا و رسول و ... است. ایمان دوم اطاعت از خدا و رسول و اولی الامر است، تا دست در دست آن‌ها راه هدایت و تعالی حفظ شود و خداوند آدرس اولی الامر را که دارای صفات خاص است را نیز در قرآن مشخص کرده است. می‌فرماید: اِنَما وَلیُکُم الله وَ رَسولِه وَ الَذینَ امَنوا یُقیمونَ الصَلاه وَ یوتونَ الزَکاه وَ هُم راکِعون،[26] همانا ولی و هدایتگر شما خدا و رسول و کسانی هستند که قائم به نماز و عطاکننده زکات هستند و او کسی است که در حین نماز و در رکوع آن انگشتری را به سائل می‌بخشد. با نظر اکثر علمای اهل سنت و تمام علمای اهل شیعه آن شخص حضرت علی(ع) است که با استمرار ولایت، اولی الامر، حضرت علی(ع) و یازده فرزندش می‌باشند که ولی امرِ زمان حضرت بقیه الله اعظم، امام زمان(عج) است. با توجه به آیات و روایات نقل شده از قرآن کریم و سنت رسول(ص) و شیوه تربیتی امامان معصوم(ع)که کارشان بردن مؤمنان از نقطه ایمان به صراط و شاهراه هدایت و رساندن آن‌ها به لقاء رب است. موارد ذیل به طور دائم توسط ایشان طرح شده و به روز می‌شود:

1. آیات و روایاتی که درباره اخلاق مؤمنان آمده که همه موظف به انجام آن هستند مانند: راستگویی، وفای به عهد، جوانمردی و ... .

2. آیات و روایاتی که درباره رعایت احکام مؤمنان بیان شده و همه باید احکامی را که خدا و رسول و اولی الامر مقرر کرده‌اند را به اجرا در آورند. مانند: امر به معروف، نهی از منکر، تولی، تبری، خمس، زکات و ... .

3. آیات و روایاتی که در جهت خودسازی و تزکیه نفس و شناخت و عرفان مؤمنان است باید مورد اطاعت مؤمنان باشد. مانند: خودسازی در روزه ماه مبارک رمضان، کنترل زبان، چشم، گوش، دل، قلب و ... .

و بدین ترتیب جامعه مؤمن تشکیل می‌شود که مؤمنان در آن از یکدیگر محافظت می‌کنند، امر به معروف می‌کنند، تولی و تبری دارند، حرف ولی امر را آویزه گوش دارند، اهل نماز و عبادت خاص هستند، لحظه‌ای از یاد خدا غافل نمی شوند، چنگ در دامان قرآن دارند، عبادت خود را خالص می‌کنند، نمازهایشان یکسان نیست و به طور دائم آن‌ها را به خدا نزدیک‌تر می‌کند، نشانه‌ها و آیاتِ بی‌نهایتِ خدا در حد توان خود را کشف کرده و به ذکر آن‌ها و سپس شکر آن‌ها می‌پردازند. در برابر دشمنان خدا با یکدیگر متحدند. در فرهنگ بروجی و خود نمایی جامعه وارد نمی شوند. عفت و پاکدامنی و دوری از گناه دارند. دائماً در حال استغفار و طلب و بخشش بابت گناهان خود هستند. شب زنده داری می‌کنند. با خداوند عاشقانه رابطه برقرار می‌کنند. خانواده تشکیل می‌دهند و خانه را عبادتگاه خود می‌کنند. نور خدا را در خانه روشن نگاه می‌دارند. داشته هایشان را فدای ایمانشان می‌کنند. تکبر، حرص، کینه، ناامیدی و ... ندارند. دنبال روزی پاک و حلال می‌روند و رزاق را خدا می‌دانند و به روزیِ کسب شده راضی و شاکر هستند. در صورت نبودن شرایط مناسب اجتماعی دست به هجرت می‌زنند، و اگر جایی برای زیستن مؤمنانه نبود به خانه‌ها و کهف‌ها پناه می‌برند و اگر باز هم نتوانستند جایی برای تعالی پیدا کنند اقدام به جهاد تا مرز شهادت می‌نمایند، تا مکانی دلخواه برای آنان پدید آید و اگر باز هم نتوانستند لباس آخرت می‌پوشند و به دیدار خدا نائل می‌شوند. مؤمنان جامعه خاص و کهفی، دنیا را مزرعه آخرت می‌کنند. برای زندگی جدید در ملکوت، در دنیا برنامه دارند و با تلاشی مداوم، خانه و ابزار زندگی آخرت را از دنیا به آخرت ارسال می‌کنند. آن‌ها در زندگی دنیایی خود لحظه‌ای از عدالت دور نمی شوند. آزادیِ بی‌بند و بار را قبول نکرده و آزادی واقعی را بندگی خدای رحمان می‌دانند. از همه مؤمنان محافظت کرده و به آن‌ها محبت و مهربانی می‌نمایند. چشم و دل آن‌ها از دنیا سیر است. صله رحم می‌کنند و اقوام و خویشاوندان مؤمن خود را یاری می‌کنند. حق جو هستند و همیشه معیارشان دوری از باطل و میل به حق است و کسانی که اهل باطل هستند را از مودت و دوستی خود دور می‌نمایند. حتی اگر این افراد پدر،مادر، برادر، خواهر، عشیره و فامیلشان باشند. آن‌ها دلشان را به ایمان مُهر زده‌اند و وارد حزب صالحین شده و حزب الله را انتخاب کرده‌اند. خداوند در قرآن چنین می‌فرماید: نمی یابی مردمی را که به خدا و روز قیامت ایمان آورده باشند ولی با کسانی که با خدا و پیامبرش مخالفت می‌ورزند دوستی کنند. هر چند که مخالفان، پدران، فرزندان، برادران و یا قبیله و عشیره آن‌ها باشد. خدا بر دل هایشان رقم ایمان زده است و به روحی از خود یاریشان کرده و آن‌ها را به بهشت‌هایی که در آن نهرها جاری است، در آورد و در آنجا جاودانه باشند. خدا از آن‌ها خشنود است و آنها نیز از خدا خشنودند. اینان حزب خدایند، آگاه باش که حزب خدا رستگارانند.[27]

یکی از مهم ترین خطراتی که مؤمنان خاص را تهدید می‌کند توجه به فرزند، پدر، مادر، خواهر، برادر، همسر و ... در مقابل حق است که ابتلاء و امتحان بزرگی است که مؤمن مهاجر به سوی خدا با آن رو به رو می‌گردد و این یکی از گردنه‌های سخت در تعالی است. در مجموع هر چیزی که مؤمن آن را بیشتر از خدا دوست دارد باید از خود دور نماید و دوست داشتن خدا را بر هر چیز دیگری ترجیح دهد. در قرآن می‌فرماید: هر چه را که دونِ خداست و دوست داری، باید خدا را بیشتر از آن دوست داشته باشی.[28]

جامعه مؤمنان در این مسیر، تهمت می‌خورند، ترور شخصیت می‌شوند، تبعید می‌گردنند، اموالشان به تاراج می‌رود، به شهادت می‌رسند، تنها می‌مانند، مورد تمسخر قرار می‌گیرند و راهشان تکذیب می‌گردد. شیطان سخت بر آن‌ها می‌تازد و سعی در ایجاد اختلاف بین آن‌ها دارد که در بسیاری از مواقع نیز موفق می‌گردد و ...[29] امّا مؤمنان واقعی همچون کوه، استوار، به سوی خدا رهسپار می‌مانند. در این ابتلائات پا بر جا باقی می‌مانند و مسیرشان را به سوی خدای رحمان طی می‌کنند.

البته خصوصیات دیگری نیز برای مؤمنانی که ایصال الی الطریق دارند وجود دارد که با رجوع به قرآن و روایات، دریایی از آن‌ها قابل فهم و دقّت است.

والسلام

 


[1]. سوره يونس، آيه 11 ـ سوره هود، آيه 29.

[2]. سوره هود، آيه 23.

[3]. سوره رعد، آيه 28.

[4]. سوره حديد، آيه 16.

[5]. سوره انفال، آيه 2.

[6]. همان.

[7]. سوره شعراء، آيه 227 ـ سوره احزاب، آيه 41.

[8]. سوره احزاب، آيه 56.

[9]. سوره بقره، آيات 45 و 153.

[10]. سوره بقره، آيه 238 ـ سوره معارج، آيه 34 ـ سوره مؤمنون، آيه 9 ـ سوره انعام، آيه 92.

[11]. سوره نساء، آيه 103.

[12]. سوره يونس، آيه 87.

[13]. سوره مؤمنون، آيه 2.

[14]. سوره معارج، آيه 22.

[15]. سوره انعام، آيه 162.

[16]. سوره ماعون، آيه 4.

[17]. سوره بقره، آيات 83، 177، 277 ـ سوره مائده، آيه 55 ـ سوره انفال، آيه 3 ـ سوره توبه، آيه 11 و ... .

[18]. سوره ابراهيم، آيه 27 ـ سوره احزاب، آيه 70.

[19]. سوره غافر، آيه 7.

[20]. سوره حجرات، آيه 12.

[21]. همان.

[22]. سوره توبه، آيه 119.

[23]. سوره نساء، آيه 136.

[24]. سوره انفال، آيات 20 تا 24.

[25]. سوره نساء، آيه 59.

[26]. سوره مائده، آيه 55.

[27]. سوره مجادله، آيه 22.

[28]. سوره بقره، آيه 165.

[29]. در همه موارد فوق آيات و روايات بسياري وارد شده است.