loader
×

به نام خداوند بخشاینده مهربان

الگوی زن در قرآن

 حضرت مریم( س )

 

حضرت مریم( س ) تعریف زن در قرآن کریم است. او به زن بودن معنی بخشیده است و عظمت و بلندای مخلوقی به نام زن را ماهیت داده است. ویژگی هایی یک زن کامل در همه ابعاد، در چهره تعریف شده از حضرت مریم( س ) در قرآن می درخشد. زنی که به عنوان برترین زنانِ جهان تا زمان عصر خود بوده است. تعریف و تمجید خداوندِ خالق هستی از حضرت مریم( س )  چنان عجیب و بی نظیر است که هر شنونده ای را به تعجب وا می دارد و ابعاد او را دست نیافتنی می بیند. ما قبل از اینکه به شرح آیات نازل شده درباره شأن و زندگی حضرت مریم( س ) در قرآن بپردازیم به بررسی مختصری از شرایط اجتماعی و فرهنگی و سیاسی دوران زندگی او خواهیم پرداخت تا معلوم گردد که چنین زن بزرگی در چه شرایط خطرناکی در روزگار خود متولد و بزرگ شده است.

 

یکی از بدترین شرایط تاریخی جهان

در بیش از دو هزار سال قبل در اروپا امپراطوری تازه تأسیس و قدرتمند روم در قدرت و اقتدار کامل قرار داشت. امپراطوری روم بعد از نابود کردن جمهوری روم که دوران هلنیستی را به نام او در تاریخ یاد کرده اند بر سر کار آمد. جمهوری روم از 500 سال قبل از میلاد تا دوران میلاد حضرت مسیح( ع ) در اروپا و بخش وسیعی از آسیا و آفریقا حاکم بود که این وسعت از حکومت با روی کار آمدن امپراطوری روم همه به زیر تسلط امپراطور قرار گرفت. اولین امپراطور روم اگوستوس نام داشت که با قدرت جمهوری روم را به زیر کشید و قدرت را از مجلس سنا به شخص امپراطور منتقل کرده و جمهوریت روم را از هم فرو پاشید و خود همه کاره حکومت شد .از حدود 27 سال قبل از میلاد و نقش مردم در اداره حکومت به کلی از بین رفت و امپراطور تصمیم گیرنده همه امور گردید. دین شرک گرای تایتانها به دست خدایان کوه المپ از بین رفت و خدایان المپی ادعای سروری بر جهان را اعلام کردند. ژوپیتر پادشاه خدایان، زئوس خدای خدایان، آپولو خدای موسیقی، ونوس الهه عشق  و زیبایی، ایشتار خدای عشق و باروری، ماکوس خدای شراب، هرکول خدای شجاعت و قدرت، پرس خدای گناه، نمیسیس خدای انتقام، اریس خدای نفاق، آرس خدای جنگ، باکوس خدای خوش گذرانی، دیان خدای شکار و زمین، نپتون خدای دریاها، مرکوری خدای تجارت و ... در زندگی و افکار و عقاید روزمره مردم خدایی می کردند. خدایانی که هر کدام بیانگر تجلی و ظهور نفس اماره و شیطانی انسان ها بودند که به پرستش عموم در آمدند. این باور شرک گرایی و تراشیدن تندیس های خدایان، فرهنگ و باوری را در جامعه آن زمان تأسیس کرد که یکی از بدترین دوران تاریخ اروپا و بخش وسیعی از آسیا و آفریقا گردید. این باورها همه به صورت دین و فرهنگ عمومی در آمد و همه در پای آن زانو می زدند. پرستش تمام نیازهای نفس اماره انسانی از انواع شهوات، قدرت گرایی، ثروت پرستی، کینه و انتقام و حسد، بی رحمی و کشتار مخالفان، نفاق و چند چهره گرایی، شراب خواری و مستی، غنا و عیاشی،  انواع موسیقی های پر حرارت شهوانی و غمگین و پوچ و بی محتوا، خوش گذرانی به هر شکل و روشی و ... وجود داشت و از همه آنها به طور جداگانه بت و تندیس ساخته شد که همه مجبور به پرستش آن بودند و اکثریت مردم با عشق، این خدایان را که بر آیند نفس اماره و شیطانی آنها بود را تقدیس می کردند. در معبد کوه المپ و همه معابد دیگر روم به ملاقات و قربانی کردن برای آنها هجوم می آوردند و حکومت سزار و قیصرها مُهر ابدی بر این باور و فرهنگ زده و تمام قد از آن دفاع  می کردند.

 

ظهور اندیشه شرک پرستی در اعمال و رفتار جامعه

حاکمان رومی برای جامعه مقررات مختلفی را وضع می کردند. آنها جامعه خود را به طبقات مختلف تقسیم کردند. خود حاکم قدرت بزرگ عمومی به شمار می آمد و حکم او در هر شکل و بی رحمی که بود بلافاصله اجرا می شد و اطرافیان و سران نظامی و مشاوران و وزرا و ... همه نیز از چنین توانایی های برخوردار بودند. بهترین مقام برای مردم، مقام شهروندی نام داشت که هرکس نمی توانست به آن دست یابد. شهروندان کسانی بودند که در شهر زندگی می کردند و از نژاد سفید پوستان رومی محسوب می شدند و سه گروه بزرگ از مردم از این مقام شهروندی محروم بودند: اول بردگان، دوم روستائیان و سوم کل جامعه زنان که این سه جامعه هیچگاه به جز در موارد خیلی استثنایی نمی توانستند مقام شهروندی را کسب نمایند. در میان افراد جامعه شهروند نیز تبعیض و تفاوت بسیار زیاد بود. اشراف، سناتورها، تجار و بازرگانان و سیاست مداران همه از میان جامعه ثروتمند و اصیل رومی برگزیده می شدند و بقیه شهروندان فقیر و از مزایای بسیار کمی برخوردار می گردیدند. بردگان از هر نوع امکان و آزادی و امور رفاهی محروم بودند و نمی توانستند هیچ گونه تصمیمی برای خود بگیرند. آنها در معادن و کارهای سخت مشغول به کار بودند. روستائیان نیز مسئول تولید غذا و محصولات کشاورزی و شراب و ... برای حاکمان و شهروندان بودند و مالیات های کلانی را نیز پرداخت می کردند و زنان، تنها ابزار لذت در همه نوع آن برای مردان و قدرتمندان و حاکمان بودند.

در صد سال اول تأسیس امپراطوری روم یعنی از حکومت اگوستوس تا نرون نظام حاکم با بی رحمی تمام میل به ارضای انواع شهوات، فرهنگ و باور عمومی را در اختیار داشت.    این دوران مصادف است با ظهور منجیان بزرگی نظیر حضرت زکریا( ع )،   حضرت یحیی( ع )، حضرت مریم( س ) و سرانجام حضرت عیسی بن مریم( ع ) که در اوج فساد اخلاقی و سیاسی و فرهنگی آن دوران ظاهر گشتند. امپراطور اگستوس و جانشین او قیصر تیبریوس تمام مخالفان خود را که تعداد آنها بسیار زیاد بود را در نهایت بی رحمی کشتار می کردند. در شهر کاپری که محل تفریح بزرگان و قیصرهای رومی در فاصله سی مایلی روم قرار داشت صخره های عظیمی به ارتفاع سه هزار متر موجود بود که در بالای آن جایگاهی برای قیصر و سزار ساخته بودند که مخالفان را از بالای این صخره ها در حضور امپراطور به پائین پرتاب می کردند. در برخی از نوشته ها آمده است که قیصر تیبریوس و جانشین او قیصر گالیگولا برای تفریح خود هزاران نفر از زن و مرد و کودک بی گناه را از این سخره ها به پائین پرت می کردند.[1] قیصر گالیگولا امپراطوری روانی بود، او با خواهر خود دروسیلا ازدواج کرد و سپس او را کشت و دچار بیماری شد. او به زنان زیادی تجاوز کرد و شکنجه آنان در حین تجاوز زبان زد خاص و عام شد. برای اولین بار فحشاء و زنا را قانونی کرد و به همه زنان اجازه فحشاء داد و از آنها برای این شغل مالیات دریافت می کرد گالیگولا در میان بزهکاران و قماربازان محبوب بود و بعد از کشتن مخالفان خود به زنان آنها نیز تجاوز می کرد. او با دو خواهر دیگر خود نیز رابطه جنسی برقرار کرد.[2] همین خوی شهوانی و ویرانگی نیز در عموم جامعه نیز سرایت کرد. مردم آن دوران به فحشاء و رقص و پایکوبی در محل های عمومی روی می آوردند. شعبده بازی و سحر و جادوگری همراه با موسیقی های متنوع، تفریح و سرگرمی آنها بود.

 

حکومت در اورشلیم و بیت المقدس

در آن دوران دین الهی مردم دین حضرت موسی( ع ) و پیامبران متعددی که بعد از وی مبعوث شدند بود. همه این پیامبران عظیم الشأن از کتاب آسمانی تورات سخن گفته و مردم را به اجرای قوانین الهی دعوت می کردند. امّا اکثریت آنها مورد بی مهری حکومت و حاکمان محلی آنها قرار می گرفتند و بسیاری از آنها نیز به دست نظام حاکم و مردم طرفدار آنها به شهادت می رسیدند. در دوران حکومت قیصرها محل تجمع یهودیان در سوریه و اورشلیم و بیت المقدس و ... بود که از سوی حاکم محلی حکومت برای آنها مسئول یهودی انتخاب می شد که سرسپرده قیصر و سزار بود و یهودیان برای انجام امور خود به این مسئول رجوع می کردند. یهودیان در طول زمان به تدریج دین حضرت موسی( ع ) را تغییر دادند و دین الهی حضرت موسی( ع ) را رنگ نفس، دنیا و لذت های آن زدند و نوعی فرهنگ کفر آمیز از میان آن بیرون کشیدند که در تبعیت از فرهنگ حاکمان و ظالمان بود و از این باور برای بزرگان دینی که مستقر در کنیسه ها و معابد یهودی بودند، یک نوع امنیت و برخورداری از مواهب مادی و حکومتی ایجاد می کرد. دین یهودان در چنگال خرافات و تقلب های خاخام ها و روحانیون ضد دینی یهودی قرار داشت و پیامبران یکی پس از دیگری برای استقرار دوباره کتاب تورات و قوانین الهی آن مبعوث می شدند و در همین راستا است که حضرت یحیی( ع ) از سوی خدا مأمور به تشریح درست و دقیق تورات می گردد. خدا در قرآن می فرماید: یا یحیی خُذ الکتاب بِقُوَّه. ای یحیی کتاب( تورات ) را به نیرومندی بگیر( آن را با قدرت علمی که ما به تو دادیم بیان کن )[3] .

فقر و فحشاء و جهالت و بی رحمی در سراسر روم شرقی حاکم بود. فرماندار محلی در این قسمت شخصی به نام هیردوس بود. او ازدواج با محارم را پذیرفته بود و با خویشاوند محرم خود رابطه جنسی برقرار کرد که مورد اعتراض حضرت یحیی( ع ) قرار گرفت و سرانجام به همین دلیل سر مبارک حضرت یحیی( ع ) به بی رحمانه ترین شکل از تنش جدا کردند و نزد زن فاسدِ حاکم بردند و شهادت مظلومانه حضرت یحیی( ع ) را رقم زدند. دختر برادر هیردوس با عموی خود یعنی هیردوس ازدواج کرده بود و با وسوسه های این دختر سرانجام حضرت یحیی( ع ) را شهید کردند. قرآن یکی از صفات حضرت یحیی( ع ) را حَصُور بودن او اعلام کرده است.[4] تفسیر مجمع البیان، حَصُور را پاسداری از شهوت، دوری از کارهای بیهوده و ... معنی کرده است که نشانگر مبارزه حضرت یحیی( ع ) بر علیه فساد جنسی زنان و مردانی که حدود الهی را شکسته بودند است و در برابر فرهنگ روسپی گرایی حاکم گرایش به حَصُور بودن را برگزیدند و خود را از این بلا در حصار نگه داشتند. تعدادی از مردم به این پیامبر الهی گرایش  پیدا کردند. آن پیامبر بزرگ بر علیه ظلم اقتصادی و میل به زیاده خواهی مردم دستور داد که هرکس که پیروی از او دارد اگر طعامی اضافه در خانه دارد را به کس نیازمند دیگر بدهد و هر کس دو دست لباس دارد یک دست آن را به کسی بدهد که برهنه است. او به طرفدارانش در دستگاه های دولتی گفت که از مردم زیاد نگیرند و سپاهیان به کسی ظلم نکنند و کسی به کسی افتراء نبندد و به مواجب خود قانع باشند. مبارزه با فحشاء و فساد اقتصادی و بی اخلاقی حاکم بر مردم از اموری بود که حضرت یحیی( ع ) مدام آن را پیگیری می کرد[5] و نهایتاً همین موارد باعث شهادت ایشان گردید. او نبی ایی اصلاح گر و شایسته بود.[6] حضرت یحیی( ع ) الگوی مرد برای مردانه زیستن در بدترین شرایط فساد اخلاقی و فرهنگی بود و در کنار او نیاز به یک الگو زنانه برای مورد توجه قرار گرفتن زنان و رهایی ایشان از بی سابقه ترین رنجی که آنان می بردند بود. حضرت یحیی( ع ) و حضرت مریم( س ) در سیاه ترین دوران تاریخی به نجات مؤمنان و مردم همت گماشتند. بنابر روایاتی آن دو پسر خاله و دختر خاله بوده اند که تحت سرپرستی حضرت زکریا( ع ) پدر یحیی( ع ) قرار داشتند. گویا یکی از مسئولیت های حضرت زکریا( ع ) پروراندن دو الگوی بزرگ انسانی و معنوی برای جامعه آن روز و تمام ادوار تاریخ بعد از خود بوده است. قرآن در شأن حضرت    مریم( س ) به حضرت رسول( ص ) دستور یاد بود و درود داده است. می فرماید: واذکُر فی الکتاب مریم.[7] ( ای رسول( ص )  ) در این کتاب حضرت مریم( س ) را یاد کن و برای حضرت یحیی( ع ) می فرماید: وَحَنَانًا مِنْ لَدُنَّا وَزَكَاةً وَكَانَ تَقِيًّا.  به او مهر و محبت کردیم و پاکیزه اش ساختیم و او از پرهیزکاران بود.[8] همچنین در مورد حضرت زکریا( ع ) می فرماید: ذکر رَحمت ربک عَبدَهُ زکریا . ( ای رسول ) ذکر کن رحمت ربت را بر بنده خود زکریا.[9] و بدین سان حضرت زکریا( ع ) بنده مورد رحمت خداوند معرفی شده است. حضرت زکریا( ع ) در آن دوران پر آشوب و خطرناک حراست و سرپرستی حضرت     مریم( س ) را به عهده گرفت. او در آن دوران کاهن معابد یهودیان بود و همسر او الیصابات نام داشت که از نسل هارون پیامبر( ع )، برادر حضرت موسی( ع ) بود. این بانو خواهر حنه مادر حضرت مریم( س ) است. پدر حضرت مریم( س ) قبل از به دنیا آمدن او از دنیا رفت. و اولین غم یعنی یتیمی و بی پدری بر جان حضرت مریم( س ) ریخته شد.[10] مادر مریم مطمئن بود که فرزندش پسر است و او یک منجی خواهد بود. لذا نذر کرد که وقتی او به دنیا بیاید او را از سرپرستی و تابعیت از خودش رها کند و در خدمت کنیسه و معابد یهودیان در آورد که نذرشان مورد قبول خداوند قرار گرفت امّا نوزاد دختر بود و حنه او را مریم به معنی زن خدمتکار برای معبد نامید و مریم( س ) به معبد سپرده شد و بدین ترتیب بی مادری در کنار بی پدری ملازم حضرت مریم( س ) گردید. در میان کاهنان معبد بر سر سرپرستی حضرت مریم( س ) قرعه کشی شد که قرعه به نام حضرت   زکریا( ع ) افتاد[11] و بدینسان خدای مهربان به جای پدر و مادر، پیامبری عظیم الشأن را مأمور تربیت حضرت مریم( س ) کرد. مؤمنان یهودی در آن دوران بسیار اندک بودند و کاهنان میل به دنیا داشتند و با طرح کردن خودشان به عنوان جانشینان خداوند در زمین بر همه امور یهودیان حکومت می کردند. مادی گرایی و شهوت پرستی و ستم و دنیا گرایی از ویژگی های آنها بود. در جّو و فضای گناه آلود آن دوران هیچ گاه از حضرت زکریا( ع ) حمایت نکردند و بعد از آنکه حضرت مریم( س ) در ده سالگی به وسیله حضرت جبرئیل( ع ) به عیسی مسیح( ع ) باردار شد و فرزندش را بی پدر به دنیا آورد بتدریج در میان مردم شایعه شد که پدر عیسی( ع )، زکریا( ع ) است که با حضرت   مریم( س ) رابطه داشته است و در چندی بعد این شایعات قدرت گرفت و با تحریک نظام حاکم و کاهنان یهودی مردم آهنگ قتل حضرت زکریا( ع ) را نمودند و به راهنمایی شیطان او را که در درختی پنهان شده بود پیدا کرده و با اره به دو نیم کردند و بدن مبارکش را قطعه قطعه نمود و ایشان را به شهادت رساندند.

به حضرت زکریا( ع ) در قرآن القابی داده شده است نظیر: صالح، مجتبی، مخلص، مهدی. حکایت این پیامبر بزرگ در سوره های آل عمران آیات 37 الی 41، سوره     مریم( س ) آیات 2 الی 11 و سوره انبیاء آیات 89 الی 90 آمده است و از درایت و پرورش این پیامبر عظیم الشأن، حضرت مریم( س ) پرورش یافت.

 

 

سیمای حضرت مریم( س ) در قرآن

الف ـ مقام حضرت مریم( س ).

  1. خداوند نذر مادر مریم( س ) که او نیز خود یک زن بود را پذیرفت و به سبب این پذیرفتن، خداوند حضرت مریم( س ) و ذریه او را از شر شیطان دور نگه داشت.[12]
  2. حضرت مریم( س ) برگزیده خدا شد زیرا در برابر خدا تسلیم بود. به او و فرزندان او حیاتی طیب و طاهر اضافه شد.[13]
  3. هیچ وقت محل مخصوص او یعنی جایگاه عبادتی که حضرت زکریا( ع ) برای او فراهم کرده بود از رزق و طعام بهشتی خالی نبود.[14]
  4. این رزق کرامتی خاص از سوی خداوند برای حضرت مریم( س ) بود.[15]
  5. دیدن کرامت و رزق بهشتی حضرت مریم( س ) توسط حضرت زکریا( ع ) باعث شد که او نیز از خدا درخواست فرزند در کهنسالی خود نماید.[16]
  6. حضرت مریم( س ) به مقام محدّثه رسیده بود. محدثه یعنی کسی که صدای ملائک را می شنود و ملائک با او سخن می گویند.[17]
  7. حضرت مریم( س ) برگزیده و پاک و تطهیر شده توسط خداوند بود.[18]
  8. حضرت مریم( س ) از همه زنان عالم برتر بود و برگزیده شده بود و نزد خدا گرامی بود.[19]
  9. به حضرت مریم( س ) از سوی ملائک بشارت داده شد.[20]
  10. حضرت مریم( س ) از سوی خداوند مورد نعمت واقع شد.[21]
  11. حضرت مریم( س ) و پسرش حضرت عیسی( ع ) نشانه و آیت خداوند شدند و در مکان بلندی قرار گرفتند که آب روانی دارد.[22]
  12. خداوند حضرت مریم( س ) را به وجهی پسندیده پرورش داد.[23]
  13. حضرت مریم( س ) با حضرت جبرئیل امین( ع ) ارتباط دو طرفه برقرار کرد و در حالی که او را می دید با او گفت و شنود داشت.[24]
  14. حضرت مریم( س ) استحقاق و لیاقت دمیده شدن توسط حضرت جبرئیل( ع ) را به دست آورد.[25]
  15. او لیاقت و استعداد بارداریِ بدون همسر و آوردن پسری که پیامبر خدا باشد را به خاطر عبادت و پاکی به دست آورده بود.[26]
  16. حضرت مریم( س ) بارداری معجزه آسایی داشت.[27]
  17. برای حضرت مریم( س ) در قبل و بعد از بارداری طعام بهشتی نظیر خرما از طرف خدا فرستاده می شد.[28]
  18. چشمه آب زیر پای حضرت مریم( س ) به وجود آمد.[29]

 

  1. او صدای پسرش حضرت مسیح( ع ) در شکم خود را می شنید و با او گفتگو  می کرد.[30]
  2. پسر حضرت مریم( س ) مایه برکت از سوی خداوند نامیده شد.[31]
  3. حضرت مریم( س ) روحی و کلمه ای( که همان حضرت مسیح( ع ) باشد ) از خداوند دریافت کرد.[32]

ب ـ ویژگی هایی که حضرت مریم( س ) از آن برخوردار بود.

  1. حضرت مریم( س ) زنی راستگو بود و خداوند نیز راستگویی او را تائید کرده است.[33]
  2. حضرت مریم( س ) از فسادهای اخلاقی دوران خود کاملاً بری بوده است. فسادی که تا درون خانواده او نیز رسوخ کرده بود. درقرآن مخالفان، او را خواهر هارون خطاب می کنند که بنابر روایاتی هارون برادر او نیز همرنگ فرهنگ جامعه بود.[34]
  3. با آنکه حضرت مریم( س ) آگاهی بسیاری از وضعیت فرهنگی و فساد گسترده زمان خود داشت هیچ گاه میل به سوی پستی های زمان خود نکرد و در باتلاق فساد اخلاقی گرفتار نشد. حضرت مریم( س ) زمانی که فقط ده سال داشت با حضرت جبرئیل( ع ) ملاقات کرد و چشم جبرئیل بین پیدا کرد. در قرآن این ملاقات به زیبایی بیان شده است. خداوند می فرماید: در این کتاب مریم را یاد کن آنگاه که از خاندان خویش به مکانی روی به سوی خورشید برگزید. میان خود و آنان پرده کشید و ما روح خود را نزدش فرستادیم و چون انسانی تمام بر او نمودار شد مریم گفت: از تو به خدای رحمان پناه می برم که پرهیزگار باشی. گفت: من فرستاده پروردگار تو هستم تا تو را پسری پاکیزه ببخشم. گفت: از کجا مرا فرزندی باشد حال آنکه هیچ بشری به من دست نزده و من بغی و بدکاره گی هم نکرده ام.[35] در این آیات مشخص است که حضرت مریم( س ) در سن ده سالگی آگاه به روابط زناشویی و فرزندآوری و همچنین روابط ضد اخلاقی در زمان خود بوده است و از ترس آلوده شدن به خدا پناه می برد. بنابراین یکی از ویژگی های حضرت مریم( س ) در قرآن مبارزه او با فسق و فساد جامعه و حفظ خود در پناه خداوند بوده است.
  4. حضرت مریم( س ) برای مبارزه با شهوت دریده زمان خود از ابزار عشق به خداوند سود برده است. عشق در برابر شهوت اسلحه ای است که همه کسانی که می خواهند راه خدا را طی کنند در دست دارند. حضرت مریم( س ) می فرمایند: إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَنِ مِنْكَ.[36] وقتی احساس می کند که خطر شهوت پدید آمده است، می فرماید من از تو، به خدای مهربان و لایق دوست داشتن یعنی رحمان پناه می برم. عشق به خدا و پناه بردن به او را در برابر شهوت انتخاب می کند.
  5. حضرت مریم( س ) اهل عبادت و اعتکاف و راز و نیاز با خدا بود و فقط در کلام ابراز عشق به خدا نمی کرد و عبادت را راه ابراز دوست داشتن خدا می دانست و دائماً در محراب عبادت بود.[37]
  6. حضرت مریم( س ) پرستش شیطان نکرد و هیچ گاه تحت تأثیر القائات او قرار نگرفت.[38]
  7. حضرت مریم( س ) اراده خود را تحت اراده خدا قرار داد.[39]
  8. ابتلای شدید به حضرت مریم( س ) وارد شد امّا او با همه سختی به آن تن داد و آن را تحمل کرد.[40] انواع این ابتلائات را می توان به شرح ذیل بیان کرد:

الف ـ نداشتن هیچ حامی زمینی، نه پدر و نه مادر، زمانی که حضرت عیسی( ع ) را باردار شد.

ب ـ گریز به بیابان ها برای پنهان نگه داشتن راز بارداری خود.[41]

ج ـ تحمل درد زایمان و زایمانی خارج از عرف و تحمل دوران بارداری بسیار عجیب که حضرت مریم( س ) در آن آرزوی مرگ یا فراموش شدن کرد.[42]

د ـ تحمل تشنگی و گرسنگی توأم با بارداری و تنهایی در بیابان تا آنکه حضرت مسیح( ع ) از درون شکم او را ندا داد که غمگین نباشد.[43]

هـ ـ حضرت مریم( س ) پریشان پاسخگویی به مردم بابت زایمان فرزند بدون پدر بود که ابتلایی بسیار سخت و هراسناک برای هر انسانِ پاکِ خدا دوست است.[44]

ز ـ تحمل ابتلای تهمت زنا خوردن برای به دنیا آوردن کلمه خدا یا همان عیسی( ع).[45]

  1. حضرت مریم( س ) به مبارزه با یهودیان فاسد زمان خود برخواست. می دانیم که در آن دوران یهودیان و رهبران مذهبی آنها به کلی از دین موسی( ع ) فاصله گرفته بودند و همه کلام خدا را که موسی( ع ) در تورات برای آنها آورده بود را تغییر داده بودند.[46] حضرت مریم( س ) و پسرش حضرت عیسی( ع ) خود را از فرهنگ یهودیان دور کردند و آن قوم  فاسد و تابع قدرت های شیطانی را لعنت کردند.[47]
  2. حضرت مریم( س ) بر اثر عبادت زیاد به مقام قانت یعنی طاعت توأم با خضوع و خشوع رسید.[48]

زندگی و منش و شخصیت حضرت مریم( س ) به تمام توهمات و باورهای غلط در میان مردم پایان داد. او به زنان هویتی را که توسط فرهنگ های شیطانی ربوده شده بود را بازگرداند. همانطور که گفته شد قوانین حاکم بر حکومت های مشرک آن دوران برای زنان هیچ گونه مزیت و احترامی قائل نبودند و در نهایت پستی با آنها برخورد می شد.         حضرت مریم( س ) ثابت کرد که زنان هم می توانند پا به پای مردان در عبادت و بندگی و رسیدن به کرامت و معنویت و تعالی و رشد و همنشینی در کنار خداوند حضور یابند. او با عبادت و بندگی چشم ملک بین یافت و شأن زن را به حدی بالا برد که با حضرت روح الامین دیدار کرد و با او سخن گفت و از دمیدن حضرت جبرئیل( ع ) در او کلمه خدا یعنی عیسی مسیح( ع ) را به دنیا آورد. بارداری خارج از قاعده طبیعی و عرف اجتماعی یعنی بی همسر و بدون طی کردن دوران بارداری، او، از سوی خداوند به دلیل پاک رفتاری و پاک سرشتی مطهر و پاکیزه و معصوم اعلام شد. صبوری و تحمل پذیری او در ابتلائات به زنان هویت جدید داد. تحمل بی مادری و بی پدری و تنهایی، تحمل تهمت و افتراء در چیزهایی که خود به شدّت با آنها مبارزه می کرد، تحمل در زایمان و بچه به دنیا آوردن در بیابانها، و ... مقام زن را مشخص می نماید.

مبارزه اش برای از بین بردن انحرافات دینی و فرهنگ دین کشی رنج های زیادی برایش ایجاد کرد و سرانجام به دنیا آوردن پیامبری همچون عیسی مسیح( ع ) و تربیت او و بنیانگذاری دین خدا توسط او و پسرش نیز از دست آوردهای این بانوی بزرگ عالم است. بانویی که لقب برترین زنان در عالم را از خدا دریافت کرد. او در طول زندگی خود بهره وری از مواهب دنیایی را در حداقل ها پذیرفت و اعتزال از محیط فرهنگی و اقتصادی و سیاسی باطل زمان خود دامن از آلودگی به زیاده خواهی و بهره وری مادی پاک نگه داشت. او توانست مبارزه با شیطان، که شهوات را به آدمی تحمیل می کند را با ابزار عشق به خدای مهربان به پیروزی تبدیل کند. او با خداوند در دل و در کلام خود سخن می گفت و از واژه های زیبا و مؤدبانه ای نظیر: اللهم، ندا، دعا، صلاه، استغفار، توبه، ذکر و ... استفاده می کرد تا عشق خود نسبت به خدا را بیان دارد. رابطه ی عاشقانه اش با خدا دو طرفه بود یعنی می گفت و می شنید و خداوند بالاترین هدیه خود یعنی کلمه خود را که همان عیس مسیح بود را به عنوان  هدیه این دوست داشتن به او عطاء کرد تا از طریق کلمه الله هدایت عاشقانه جهانیان استمرار یابد و عشق خدا به بندگان آشکارتر گردد. حضرت مریم( س ) و تمام زنان باایمان جهان مظهر عشق به خدا و مظهر عشق خدا به بندگان هستند و این است مقام زن.

 

 خداوند فرمود:

" وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِنْ رُوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ" و مریم دختر عمران را که شرمگاه خویش را از زنا نگه داشت ما از روح خود در آن دمیدیم و او کلمات پروردگار خود و کتابهایش را تصدیق کرد و او از فرمانبرداران بود.[49]  

                                                                                                                                     

                                                                                                                                       

                                                                                                                    والسلام

                                                                                                               4 / 4 / 1398

 

 

 

 


[1] سایت برترین ها که به نقل از کتب تاریخی بیان شده است.

[2] همان.

[3] سوره مریم، آیه 12.

[4] سوره آل عمران، آیه 39.

[5] برگرفته از انجیل در شرح حال حضرت یحیی( ع ).

[6] نبیاً صالحا، سوره آل عمران، آیه 39.

[7] سوره مریم، آیه 16.

[8] همان، آیه 13.

[9] همان، آیه 2.

[10] تفسیر المیزان، ج 3، ص 267ـ ذیل آیه 36 سوره آل عمران.

[11] المیزان، ج 3، ص 270، آیه 37.

[12] سوره آل عمران، آیه 37.

[13] المیزان، ج 3، ص 272.

[14] سوره آل عمران، آیه 37.

[15] المیزان، ج 3، ص 274.

[16] مجمع البیان و المیزان و سوره آل عمران، آیه 38.

[17] المیزان، ج 3، ذیل آیه 42.

[18] همان، ص 295 ـ آیه 42.

[19] همان، ص 296، ذیل آیه 42 سوره آل عمران.

[20] سوره آل عمران، آیه 45.

[21] سوره مائده، آیه 110.

[22] سوره مؤمنون، آیه 50.

[23] سوره آل عمران، آیه37.

[24] سوره مریم، آیات 18 الی 21ـ سوره آل عمران، آیه 45.

[25] سوره مریم، آیه 19.

[26] همان.

[27] این بارداری را از 9 ساعت تا 8 ماه ذکر کرده اند، که امام صادق( ع ) آن را 9 ساعت ذکر کرده است. المیزان و مجمع البیان، ذیل آیه 22 حضرت مریم.

[28] سوره مریم، آیه 25.

[29] سوره مریم، آیه 24.

[30] همان.

[31] همان، آیه 31.

[32] سوره نساء، آیه 157 ـ سوره آل عمران، آیه 45.

[33] سوره مائده، آیه 75.

[34] تفسیر قمی و البیان و مجمع المیزان ذیل تفسیر آیه 28 سوره مریم.

[35] سوره مریم، آیات 16 الی 20.

[36] سوره مریم، آیه 18ـ سوره تحریم، آیه 12. که رسماً خداوند اعلام می دارد که حضرت مریم( س ) خود را از زنا دور داشت.

[37] سوره آل عمران، آیه 37 و 43.

[38] همان، آیه 36.

[39] همان، آیه 43 و 47ـ سوره مریم، آیه 21.

[40] سوره مریم، آیات 22، 23، 27، 28 و ... .

[41] همان، آیه 22.

[42] همان، آیه 23.

[43] همان، آیه 24.

[44] همان، آیه 23 و 24.

[45] همان، آیه 27ـ سوره نساء، آیه 156.

[46] سوره بقره، آیه 75ـ همچنین در سوره بقره از آیات 63 الی 101 و 104 الی 125 به شرح حال قوم و علمای یهود و نحوه خیانت آنها به حضرت موسی( ع ) و آئین تورات پرداخته است.

[47] سوره مائده، آیه 78.

[48] سوره آل عمران، آیه 43.

[49] سوره تحریم، آیه 12.

حضرت مریم(س) ، الگوی زن در قرآن

حسین سعادت۱۳۹۸-۴-۱۷۳۵
تغییر رنگ پس زمینه

به نام خداوند بخشاینده مهربان

الگوی زن در قرآن

 حضرت مریم( س )

 

حضرت مریم( س ) تعریف زن در قرآن کریم است. او به زن بودن معنی بخشیده است و عظمت و بلندای مخلوقی به نام زن را ماهیت داده است. ویژگی هایی یک زن کامل در همه ابعاد، در چهره تعریف شده از حضرت مریم( س ) در قرآن می درخشد. زنی که به عنوان برترین زنانِ جهان تا زمان عصر خود بوده است. تعریف و تمجید خداوندِ خالق هستی از حضرت مریم( س )  چنان عجیب و بی نظیر است که هر شنونده ای را به تعجب وا می دارد و ابعاد او را دست نیافتنی می بیند. ما قبل از اینکه به شرح آیات نازل شده درباره شأن و زندگی حضرت مریم( س ) در قرآن بپردازیم به بررسی مختصری از شرایط اجتماعی و فرهنگی و سیاسی دوران زندگی او خواهیم پرداخت تا معلوم گردد که چنین زن بزرگی در چه شرایط خطرناکی در روزگار خود متولد و بزرگ شده است.

 

یکی از بدترین شرایط تاریخی جهان

در بیش از دو هزار سال قبل در اروپا امپراطوری تازه تأسیس و قدرتمند روم در قدرت و اقتدار کامل قرار داشت. امپراطوری روم بعد از نابود کردن جمهوری روم که دوران هلنیستی را به نام او در تاریخ یاد کرده اند بر سر کار آمد. جمهوری روم از 500 سال قبل از میلاد تا دوران میلاد حضرت مسیح( ع ) در اروپا و بخش وسیعی از آسیا و آفریقا حاکم بود که این وسعت از حکومت با روی کار آمدن امپراطوری روم همه به زیر تسلط امپراطور قرار گرفت. اولین امپراطور روم اگوستوس نام داشت که با قدرت جمهوری روم را به زیر کشید و قدرت را از مجلس سنا به شخص امپراطور منتقل کرده و جمهوریت روم را از هم فرو پاشید و خود همه کاره حکومت شد .از حدود 27 سال قبل از میلاد و نقش مردم در اداره حکومت به کلی از بین رفت و امپراطور تصمیم گیرنده همه امور گردید. دین شرک گرای تایتانها به دست خدایان کوه المپ از بین رفت و خدایان المپی ادعای سروری بر جهان را اعلام کردند. ژوپیتر پادشاه خدایان، زئوس خدای خدایان، آپولو خدای موسیقی، ونوس الهه عشق  و زیبایی، ایشتار خدای عشق و باروری، ماکوس خدای شراب، هرکول خدای شجاعت و قدرت، پرس خدای گناه، نمیسیس خدای انتقام، اریس خدای نفاق، آرس خدای جنگ، باکوس خدای خوش گذرانی، دیان خدای شکار و زمین، نپتون خدای دریاها، مرکوری خدای تجارت و ... در زندگی و افکار و عقاید روزمره مردم خدایی می کردند. خدایانی که هر کدام بیانگر تجلی و ظهور نفس اماره و شیطانی انسان ها بودند که به پرستش عموم در آمدند. این باور شرک گرایی و تراشیدن تندیس های خدایان، فرهنگ و باوری را در جامعه آن زمان تأسیس کرد که یکی از بدترین دوران تاریخ اروپا و بخش وسیعی از آسیا و آفریقا گردید. این باورها همه به صورت دین و فرهنگ عمومی در آمد و همه در پای آن زانو می زدند. پرستش تمام نیازهای نفس اماره انسانی از انواع شهوات، قدرت گرایی، ثروت پرستی، کینه و انتقام و حسد، بی رحمی و کشتار مخالفان، نفاق و چند چهره گرایی، شراب خواری و مستی، غنا و عیاشی،  انواع موسیقی های پر حرارت شهوانی و غمگین و پوچ و بی محتوا، خوش گذرانی به هر شکل و روشی و ... وجود داشت و از همه آنها به طور جداگانه بت و تندیس ساخته شد که همه مجبور به پرستش آن بودند و اکثریت مردم با عشق، این خدایان را که بر آیند نفس اماره و شیطانی آنها بود را تقدیس می کردند. در معبد کوه المپ و همه معابد دیگر روم به ملاقات و قربانی کردن برای آنها هجوم می آوردند و حکومت سزار و قیصرها مُهر ابدی بر این باور و فرهنگ زده و تمام قد از آن دفاع  می کردند.

 

ظهور اندیشه شرک پرستی در اعمال و رفتار جامعه

حاکمان رومی برای جامعه مقررات مختلفی را وضع می کردند. آنها جامعه خود را به طبقات مختلف تقسیم کردند. خود حاکم قدرت بزرگ عمومی به شمار می آمد و حکم او در هر شکل و بی رحمی که بود بلافاصله اجرا می شد و اطرافیان و سران نظامی و مشاوران و وزرا و ... همه نیز از چنین توانایی های برخوردار بودند. بهترین مقام برای مردم، مقام شهروندی نام داشت که هرکس نمی توانست به آن دست یابد. شهروندان کسانی بودند که در شهر زندگی می کردند و از نژاد سفید پوستان رومی محسوب می شدند و سه گروه بزرگ از مردم از این مقام شهروندی محروم بودند: اول بردگان، دوم روستائیان و سوم کل جامعه زنان که این سه جامعه هیچگاه به جز در موارد خیلی استثنایی نمی توانستند مقام شهروندی را کسب نمایند. در میان افراد جامعه شهروند نیز تبعیض و تفاوت بسیار زیاد بود. اشراف، سناتورها، تجار و بازرگانان و سیاست مداران همه از میان جامعه ثروتمند و اصیل رومی برگزیده می شدند و بقیه شهروندان فقیر و از مزایای بسیار کمی برخوردار می گردیدند. بردگان از هر نوع امکان و آزادی و امور رفاهی محروم بودند و نمی توانستند هیچ گونه تصمیمی برای خود بگیرند. آنها در معادن و کارهای سخت مشغول به کار بودند. روستائیان نیز مسئول تولید غذا و محصولات کشاورزی و شراب و ... برای حاکمان و شهروندان بودند و مالیات های کلانی را نیز پرداخت می کردند و زنان، تنها ابزار لذت در همه نوع آن برای مردان و قدرتمندان و حاکمان بودند.

در صد سال اول تأسیس امپراطوری روم یعنی از حکومت اگوستوس تا نرون نظام حاکم با بی رحمی تمام میل به ارضای انواع شهوات، فرهنگ و باور عمومی را در اختیار داشت.    این دوران مصادف است با ظهور منجیان بزرگی نظیر حضرت زکریا( ع )،   حضرت یحیی( ع )، حضرت مریم( س ) و سرانجام حضرت عیسی بن مریم( ع ) که در اوج فساد اخلاقی و سیاسی و فرهنگی آن دوران ظاهر گشتند. امپراطور اگستوس و جانشین او قیصر تیبریوس تمام مخالفان خود را که تعداد آنها بسیار زیاد بود را در نهایت بی رحمی کشتار می کردند. در شهر کاپری که محل تفریح بزرگان و قیصرهای رومی در فاصله سی مایلی روم قرار داشت صخره های عظیمی به ارتفاع سه هزار متر موجود بود که در بالای آن جایگاهی برای قیصر و سزار ساخته بودند که مخالفان را از بالای این صخره ها در حضور امپراطور به پائین پرتاب می کردند. در برخی از نوشته ها آمده است که قیصر تیبریوس و جانشین او قیصر گالیگولا برای تفریح خود هزاران نفر از زن و مرد و کودک بی گناه را از این سخره ها به پائین پرت می کردند.[1] قیصر گالیگولا امپراطوری روانی بود، او با خواهر خود دروسیلا ازدواج کرد و سپس او را کشت و دچار بیماری شد. او به زنان زیادی تجاوز کرد و شکنجه آنان در حین تجاوز زبان زد خاص و عام شد. برای اولین بار فحشاء و زنا را قانونی کرد و به همه زنان اجازه فحشاء داد و از آنها برای این شغل مالیات دریافت می کرد گالیگولا در میان بزهکاران و قماربازان محبوب بود و بعد از کشتن مخالفان خود به زنان آنها نیز تجاوز می کرد. او با دو خواهر دیگر خود نیز رابطه جنسی برقرار کرد.[2] همین خوی شهوانی و ویرانگی نیز در عموم جامعه نیز سرایت کرد. مردم آن دوران به فحشاء و رقص و پایکوبی در محل های عمومی روی می آوردند. شعبده بازی و سحر و جادوگری همراه با موسیقی های متنوع، تفریح و سرگرمی آنها بود.

 

حکومت در اورشلیم و بیت المقدس

در آن دوران دین الهی مردم دین حضرت موسی( ع ) و پیامبران متعددی که بعد از وی مبعوث شدند بود. همه این پیامبران عظیم الشأن از کتاب آسمانی تورات سخن گفته و مردم را به اجرای قوانین الهی دعوت می کردند. امّا اکثریت آنها مورد بی مهری حکومت و حاکمان محلی آنها قرار می گرفتند و بسیاری از آنها نیز به دست نظام حاکم و مردم طرفدار آنها به شهادت می رسیدند. در دوران حکومت قیصرها محل تجمع یهودیان در سوریه و اورشلیم و بیت المقدس و ... بود که از سوی حاکم محلی حکومت برای آنها مسئول یهودی انتخاب می شد که سرسپرده قیصر و سزار بود و یهودیان برای انجام امور خود به این مسئول رجوع می کردند. یهودیان در طول زمان به تدریج دین حضرت موسی( ع ) را تغییر دادند و دین الهی حضرت موسی( ع ) را رنگ نفس، دنیا و لذت های آن زدند و نوعی فرهنگ کفر آمیز از میان آن بیرون کشیدند که در تبعیت از فرهنگ حاکمان و ظالمان بود و از این باور برای بزرگان دینی که مستقر در کنیسه ها و معابد یهودی بودند، یک نوع امنیت و برخورداری از مواهب مادی و حکومتی ایجاد می کرد. دین یهودان در چنگال خرافات و تقلب های خاخام ها و روحانیون ضد دینی یهودی قرار داشت و پیامبران یکی پس از دیگری برای استقرار دوباره کتاب تورات و قوانین الهی آن مبعوث می شدند و در همین راستا است که حضرت یحیی( ع ) از سوی خدا مأمور به تشریح درست و دقیق تورات می گردد. خدا در قرآن می فرماید: یا یحیی خُذ الکتاب بِقُوَّه. ای یحیی کتاب( تورات ) را به نیرومندی بگیر( آن را با قدرت علمی که ما به تو دادیم بیان کن )[3] .

فقر و فحشاء و جهالت و بی رحمی در سراسر روم شرقی حاکم بود. فرماندار محلی در این قسمت شخصی به نام هیردوس بود. او ازدواج با محارم را پذیرفته بود و با خویشاوند محرم خود رابطه جنسی برقرار کرد که مورد اعتراض حضرت یحیی( ع ) قرار گرفت و سرانجام به همین دلیل سر مبارک حضرت یحیی( ع ) به بی رحمانه ترین شکل از تنش جدا کردند و نزد زن فاسدِ حاکم بردند و شهادت مظلومانه حضرت یحیی( ع ) را رقم زدند. دختر برادر هیردوس با عموی خود یعنی هیردوس ازدواج کرده بود و با وسوسه های این دختر سرانجام حضرت یحیی( ع ) را شهید کردند. قرآن یکی از صفات حضرت یحیی( ع ) را حَصُور بودن او اعلام کرده است.[4] تفسیر مجمع البیان، حَصُور را پاسداری از شهوت، دوری از کارهای بیهوده و ... معنی کرده است که نشانگر مبارزه حضرت یحیی( ع ) بر علیه فساد جنسی زنان و مردانی که حدود الهی را شکسته بودند است و در برابر فرهنگ روسپی گرایی حاکم گرایش به حَصُور بودن را برگزیدند و خود را از این بلا در حصار نگه داشتند. تعدادی از مردم به این پیامبر الهی گرایش  پیدا کردند. آن پیامبر بزرگ بر علیه ظلم اقتصادی و میل به زیاده خواهی مردم دستور داد که هرکس که پیروی از او دارد اگر طعامی اضافه در خانه دارد را به کس نیازمند دیگر بدهد و هر کس دو دست لباس دارد یک دست آن را به کسی بدهد که برهنه است. او به طرفدارانش در دستگاه های دولتی گفت که از مردم زیاد نگیرند و سپاهیان به کسی ظلم نکنند و کسی به کسی افتراء نبندد و به مواجب خود قانع باشند. مبارزه با فحشاء و فساد اقتصادی و بی اخلاقی حاکم بر مردم از اموری بود که حضرت یحیی( ع ) مدام آن را پیگیری می کرد[5] و نهایتاً همین موارد باعث شهادت ایشان گردید. او نبی ایی اصلاح گر و شایسته بود.[6] حضرت یحیی( ع ) الگوی مرد برای مردانه زیستن در بدترین شرایط فساد اخلاقی و فرهنگی بود و در کنار او نیاز به یک الگو زنانه برای مورد توجه قرار گرفتن زنان و رهایی ایشان از بی سابقه ترین رنجی که آنان می بردند بود. حضرت یحیی( ع ) و حضرت مریم( س ) در سیاه ترین دوران تاریخی به نجات مؤمنان و مردم همت گماشتند. بنابر روایاتی آن دو پسر خاله و دختر خاله بوده اند که تحت سرپرستی حضرت زکریا( ع ) پدر یحیی( ع ) قرار داشتند. گویا یکی از مسئولیت های حضرت زکریا( ع ) پروراندن دو الگوی بزرگ انسانی و معنوی برای جامعه آن روز و تمام ادوار تاریخ بعد از خود بوده است. قرآن در شأن حضرت    مریم( س ) به حضرت رسول( ص ) دستور یاد بود و درود داده است. می فرماید: واذکُر فی الکتاب مریم.[7] ( ای رسول( ص )  ) در این کتاب حضرت مریم( س ) را یاد کن و برای حضرت یحیی( ع ) می فرماید: وَحَنَانًا مِنْ لَدُنَّا وَزَكَاةً وَكَانَ تَقِيًّا.  به او مهر و محبت کردیم و پاکیزه اش ساختیم و او از پرهیزکاران بود.[8] همچنین در مورد حضرت زکریا( ع ) می فرماید: ذکر رَحمت ربک عَبدَهُ زکریا . ( ای رسول ) ذکر کن رحمت ربت را بر بنده خود زکریا.[9] و بدین سان حضرت زکریا( ع ) بنده مورد رحمت خداوند معرفی شده است. حضرت زکریا( ع ) در آن دوران پر آشوب و خطرناک حراست و سرپرستی حضرت     مریم( س ) را به عهده گرفت. او در آن دوران کاهن معابد یهودیان بود و همسر او الیصابات نام داشت که از نسل هارون پیامبر( ع )، برادر حضرت موسی( ع ) بود. این بانو خواهر حنه مادر حضرت مریم( س ) است. پدر حضرت مریم( س ) قبل از به دنیا آمدن او از دنیا رفت. و اولین غم یعنی یتیمی و بی پدری بر جان حضرت مریم( س ) ریخته شد.[10] مادر مریم مطمئن بود که فرزندش پسر است و او یک منجی خواهد بود. لذا نذر کرد که وقتی او به دنیا بیاید او را از سرپرستی و تابعیت از خودش رها کند و در خدمت کنیسه و معابد یهودیان در آورد که نذرشان مورد قبول خداوند قرار گرفت امّا نوزاد دختر بود و حنه او را مریم به معنی زن خدمتکار برای معبد نامید و مریم( س ) به معبد سپرده شد و بدین ترتیب بی مادری در کنار بی پدری ملازم حضرت مریم( س ) گردید. در میان کاهنان معبد بر سر سرپرستی حضرت مریم( س ) قرعه کشی شد که قرعه به نام حضرت   زکریا( ع ) افتاد[11] و بدینسان خدای مهربان به جای پدر و مادر، پیامبری عظیم الشأن را مأمور تربیت حضرت مریم( س ) کرد. مؤمنان یهودی در آن دوران بسیار اندک بودند و کاهنان میل به دنیا داشتند و با طرح کردن خودشان به عنوان جانشینان خداوند در زمین بر همه امور یهودیان حکومت می کردند. مادی گرایی و شهوت پرستی و ستم و دنیا گرایی از ویژگی های آنها بود. در جّو و فضای گناه آلود آن دوران هیچ گاه از حضرت زکریا( ع ) حمایت نکردند و بعد از آنکه حضرت مریم( س ) در ده سالگی به وسیله حضرت جبرئیل( ع ) به عیسی مسیح( ع ) باردار شد و فرزندش را بی پدر به دنیا آورد بتدریج در میان مردم شایعه شد که پدر عیسی( ع )، زکریا( ع ) است که با حضرت   مریم( س ) رابطه داشته است و در چندی بعد این شایعات قدرت گرفت و با تحریک نظام حاکم و کاهنان یهودی مردم آهنگ قتل حضرت زکریا( ع ) را نمودند و به راهنمایی شیطان او را که در درختی پنهان شده بود پیدا کرده و با اره به دو نیم کردند و بدن مبارکش را قطعه قطعه نمود و ایشان را به شهادت رساندند.

به حضرت زکریا( ع ) در قرآن القابی داده شده است نظیر: صالح، مجتبی، مخلص، مهدی. حکایت این پیامبر بزرگ در سوره های آل عمران آیات 37 الی 41، سوره     مریم( س ) آیات 2 الی 11 و سوره انبیاء آیات 89 الی 90 آمده است و از درایت و پرورش این پیامبر عظیم الشأن، حضرت مریم( س ) پرورش یافت.

 

 

سیمای حضرت مریم( س ) در قرآن

الف ـ مقام حضرت مریم( س ).

  1. خداوند نذر مادر مریم( س ) که او نیز خود یک زن بود را پذیرفت و به سبب این پذیرفتن، خداوند حضرت مریم( س ) و ذریه او را از شر شیطان دور نگه داشت.[12]
  2. حضرت مریم( س ) برگزیده خدا شد زیرا در برابر خدا تسلیم بود. به او و فرزندان او حیاتی طیب و طاهر اضافه شد.[13]
  3. هیچ وقت محل مخصوص او یعنی جایگاه عبادتی که حضرت زکریا( ع ) برای او فراهم کرده بود از رزق و طعام بهشتی خالی نبود.[14]
  4. این رزق کرامتی خاص از سوی خداوند برای حضرت مریم( س ) بود.[15]
  5. دیدن کرامت و رزق بهشتی حضرت مریم( س ) توسط حضرت زکریا( ع ) باعث شد که او نیز از خدا درخواست فرزند در کهنسالی خود نماید.[16]
  6. حضرت مریم( س ) به مقام محدّثه رسیده بود. محدثه یعنی کسی که صدای ملائک را می شنود و ملائک با او سخن می گویند.[17]
  7. حضرت مریم( س ) برگزیده و پاک و تطهیر شده توسط خداوند بود.[18]
  8. حضرت مریم( س ) از همه زنان عالم برتر بود و برگزیده شده بود و نزد خدا گرامی بود.[19]
  9. به حضرت مریم( س ) از سوی ملائک بشارت داده شد.[20]
  10. حضرت مریم( س ) از سوی خداوند مورد نعمت واقع شد.[21]
  11. حضرت مریم( س ) و پسرش حضرت عیسی( ع ) نشانه و آیت خداوند شدند و در مکان بلندی قرار گرفتند که آب روانی دارد.[22]
  12. خداوند حضرت مریم( س ) را به وجهی پسندیده پرورش داد.[23]
  13. حضرت مریم( س ) با حضرت جبرئیل امین( ع ) ارتباط دو طرفه برقرار کرد و در حالی که او را می دید با او گفت و شنود داشت.[24]
  14. حضرت مریم( س ) استحقاق و لیاقت دمیده شدن توسط حضرت جبرئیل( ع ) را به دست آورد.[25]
  15. او لیاقت و استعداد بارداریِ بدون همسر و آوردن پسری که پیامبر خدا باشد را به خاطر عبادت و پاکی به دست آورده بود.[26]
  16. حضرت مریم( س ) بارداری معجزه آسایی داشت.[27]
  17. برای حضرت مریم( س ) در قبل و بعد از بارداری طعام بهشتی نظیر خرما از طرف خدا فرستاده می شد.[28]
  18. چشمه آب زیر پای حضرت مریم( س ) به وجود آمد.[29]

 

  1. او صدای پسرش حضرت مسیح( ع ) در شکم خود را می شنید و با او گفتگو  می کرد.[30]
  2. پسر حضرت مریم( س ) مایه برکت از سوی خداوند نامیده شد.[31]
  3. حضرت مریم( س ) روحی و کلمه ای( که همان حضرت مسیح( ع ) باشد ) از خداوند دریافت کرد.[32]

ب ـ ویژگی هایی که حضرت مریم( س ) از آن برخوردار بود.

  1. حضرت مریم( س ) زنی راستگو بود و خداوند نیز راستگویی او را تائید کرده است.[33]
  2. حضرت مریم( س ) از فسادهای اخلاقی دوران خود کاملاً بری بوده است. فسادی که تا درون خانواده او نیز رسوخ کرده بود. درقرآن مخالفان، او را خواهر هارون خطاب می کنند که بنابر روایاتی هارون برادر او نیز همرنگ فرهنگ جامعه بود.[34]
  3. با آنکه حضرت مریم( س ) آگاهی بسیاری از وضعیت فرهنگی و فساد گسترده زمان خود داشت هیچ گاه میل به سوی پستی های زمان خود نکرد و در باتلاق فساد اخلاقی گرفتار نشد. حضرت مریم( س ) زمانی که فقط ده سال داشت با حضرت جبرئیل( ع ) ملاقات کرد و چشم جبرئیل بین پیدا کرد. در قرآن این ملاقات به زیبایی بیان شده است. خداوند می فرماید: در این کتاب مریم را یاد کن آنگاه که از خاندان خویش به مکانی روی به سوی خورشید برگزید. میان خود و آنان پرده کشید و ما روح خود را نزدش فرستادیم و چون انسانی تمام بر او نمودار شد مریم گفت: از تو به خدای رحمان پناه می برم که پرهیزگار باشی. گفت: من فرستاده پروردگار تو هستم تا تو را پسری پاکیزه ببخشم. گفت: از کجا مرا فرزندی باشد حال آنکه هیچ بشری به من دست نزده و من بغی و بدکاره گی هم نکرده ام.[35] در این آیات مشخص است که حضرت مریم( س ) در سن ده سالگی آگاه به روابط زناشویی و فرزندآوری و همچنین روابط ضد اخلاقی در زمان خود بوده است و از ترس آلوده شدن به خدا پناه می برد. بنابراین یکی از ویژگی های حضرت مریم( س ) در قرآن مبارزه او با فسق و فساد جامعه و حفظ خود در پناه خداوند بوده است.
  4. حضرت مریم( س ) برای مبارزه با شهوت دریده زمان خود از ابزار عشق به خداوند سود برده است. عشق در برابر شهوت اسلحه ای است که همه کسانی که می خواهند راه خدا را طی کنند در دست دارند. حضرت مریم( س ) می فرمایند: إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَنِ مِنْكَ.[36] وقتی احساس می کند که خطر شهوت پدید آمده است، می فرماید من از تو، به خدای مهربان و لایق دوست داشتن یعنی رحمان پناه می برم. عشق به خدا و پناه بردن به او را در برابر شهوت انتخاب می کند.
  5. حضرت مریم( س ) اهل عبادت و اعتکاف و راز و نیاز با خدا بود و فقط در کلام ابراز عشق به خدا نمی کرد و عبادت را راه ابراز دوست داشتن خدا می دانست و دائماً در محراب عبادت بود.[37]
  6. حضرت مریم( س ) پرستش شیطان نکرد و هیچ گاه تحت تأثیر القائات او قرار نگرفت.[38]
  7. حضرت مریم( س ) اراده خود را تحت اراده خدا قرار داد.[39]
  8. ابتلای شدید به حضرت مریم( س ) وارد شد امّا او با همه سختی به آن تن داد و آن را تحمل کرد.[40] انواع این ابتلائات را می توان به شرح ذیل بیان کرد:

الف ـ نداشتن هیچ حامی زمینی، نه پدر و نه مادر، زمانی که حضرت عیسی( ع ) را باردار شد.

ب ـ گریز به بیابان ها برای پنهان نگه داشتن راز بارداری خود.[41]

ج ـ تحمل درد زایمان و زایمانی خارج از عرف و تحمل دوران بارداری بسیار عجیب که حضرت مریم( س ) در آن آرزوی مرگ یا فراموش شدن کرد.[42]

د ـ تحمل تشنگی و گرسنگی توأم با بارداری و تنهایی در بیابان تا آنکه حضرت مسیح( ع ) از درون شکم او را ندا داد که غمگین نباشد.[43]

هـ ـ حضرت مریم( س ) پریشان پاسخگویی به مردم بابت زایمان فرزند بدون پدر بود که ابتلایی بسیار سخت و هراسناک برای هر انسانِ پاکِ خدا دوست است.[44]

ز ـ تحمل ابتلای تهمت زنا خوردن برای به دنیا آوردن کلمه خدا یا همان عیسی( ع).[45]

  1. حضرت مریم( س ) به مبارزه با یهودیان فاسد زمان خود برخواست. می دانیم که در آن دوران یهودیان و رهبران مذهبی آنها به کلی از دین موسی( ع ) فاصله گرفته بودند و همه کلام خدا را که موسی( ع ) در تورات برای آنها آورده بود را تغییر داده بودند.[46] حضرت مریم( س ) و پسرش حضرت عیسی( ع ) خود را از فرهنگ یهودیان دور کردند و آن قوم  فاسد و تابع قدرت های شیطانی را لعنت کردند.[47]
  2. حضرت مریم( س ) بر اثر عبادت زیاد به مقام قانت یعنی طاعت توأم با خضوع و خشوع رسید.[48]

زندگی و منش و شخصیت حضرت مریم( س ) به تمام توهمات و باورهای غلط در میان مردم پایان داد. او به زنان هویتی را که توسط فرهنگ های شیطانی ربوده شده بود را بازگرداند. همانطور که گفته شد قوانین حاکم بر حکومت های مشرک آن دوران برای زنان هیچ گونه مزیت و احترامی قائل نبودند و در نهایت پستی با آنها برخورد می شد.         حضرت مریم( س ) ثابت کرد که زنان هم می توانند پا به پای مردان در عبادت و بندگی و رسیدن به کرامت و معنویت و تعالی و رشد و همنشینی در کنار خداوند حضور یابند. او با عبادت و بندگی چشم ملک بین یافت و شأن زن را به حدی بالا برد که با حضرت روح الامین دیدار کرد و با او سخن گفت و از دمیدن حضرت جبرئیل( ع ) در او کلمه خدا یعنی عیسی مسیح( ع ) را به دنیا آورد. بارداری خارج از قاعده طبیعی و عرف اجتماعی یعنی بی همسر و بدون طی کردن دوران بارداری، او، از سوی خداوند به دلیل پاک رفتاری و پاک سرشتی مطهر و پاکیزه و معصوم اعلام شد. صبوری و تحمل پذیری او در ابتلائات به زنان هویت جدید داد. تحمل بی مادری و بی پدری و تنهایی، تحمل تهمت و افتراء در چیزهایی که خود به شدّت با آنها مبارزه می کرد، تحمل در زایمان و بچه به دنیا آوردن در بیابانها، و ... مقام زن را مشخص می نماید.

مبارزه اش برای از بین بردن انحرافات دینی و فرهنگ دین کشی رنج های زیادی برایش ایجاد کرد و سرانجام به دنیا آوردن پیامبری همچون عیسی مسیح( ع ) و تربیت او و بنیانگذاری دین خدا توسط او و پسرش نیز از دست آوردهای این بانوی بزرگ عالم است. بانویی که لقب برترین زنان در عالم را از خدا دریافت کرد. او در طول زندگی خود بهره وری از مواهب دنیایی را در حداقل ها پذیرفت و اعتزال از محیط فرهنگی و اقتصادی و سیاسی باطل زمان خود دامن از آلودگی به زیاده خواهی و بهره وری مادی پاک نگه داشت. او توانست مبارزه با شیطان، که شهوات را به آدمی تحمیل می کند را با ابزار عشق به خدای مهربان به پیروزی تبدیل کند. او با خداوند در دل و در کلام خود سخن می گفت و از واژه های زیبا و مؤدبانه ای نظیر: اللهم، ندا، دعا، صلاه، استغفار، توبه، ذکر و ... استفاده می کرد تا عشق خود نسبت به خدا را بیان دارد. رابطه ی عاشقانه اش با خدا دو طرفه بود یعنی می گفت و می شنید و خداوند بالاترین هدیه خود یعنی کلمه خود را که همان عیس مسیح بود را به عنوان  هدیه این دوست داشتن به او عطاء کرد تا از طریق کلمه الله هدایت عاشقانه جهانیان استمرار یابد و عشق خدا به بندگان آشکارتر گردد. حضرت مریم( س ) و تمام زنان باایمان جهان مظهر عشق به خدا و مظهر عشق خدا به بندگان هستند و این است مقام زن.

 

 خداوند فرمود:

" وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِنْ رُوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ" و مریم دختر عمران را که شرمگاه خویش را از زنا نگه داشت ما از روح خود در آن دمیدیم و او کلمات پروردگار خود و کتابهایش را تصدیق کرد و او از فرمانبرداران بود.[49]  

                                                                                                                                     

                                                                                                                                       

                                                                                                                    والسلام

                                                                                                               4 / 4 / 1398

 

 

 

 


[1] سایت برترین ها که به نقل از کتب تاریخی بیان شده است.

[2] همان.

[3] سوره مریم، آیه 12.

[4] سوره آل عمران، آیه 39.

[5] برگرفته از انجیل در شرح حال حضرت یحیی( ع ).

[6] نبیاً صالحا، سوره آل عمران، آیه 39.

[7] سوره مریم، آیه 16.

[8] همان، آیه 13.

[9] همان، آیه 2.

[10] تفسیر المیزان، ج 3، ص 267ـ ذیل آیه 36 سوره آل عمران.

[11] المیزان، ج 3، ص 270، آیه 37.

[12] سوره آل عمران، آیه 37.

[13] المیزان، ج 3، ص 272.

[14] سوره آل عمران، آیه 37.

[15] المیزان، ج 3، ص 274.

[16] مجمع البیان و المیزان و سوره آل عمران، آیه 38.

[17] المیزان، ج 3، ذیل آیه 42.

[18] همان، ص 295 ـ آیه 42.

[19] همان، ص 296، ذیل آیه 42 سوره آل عمران.

[20] سوره آل عمران، آیه 45.

[21] سوره مائده، آیه 110.

[22] سوره مؤمنون، آیه 50.

[23] سوره آل عمران، آیه37.

[24] سوره مریم، آیات 18 الی 21ـ سوره آل عمران، آیه 45.

[25] سوره مریم، آیه 19.

[26] همان.

[27] این بارداری را از 9 ساعت تا 8 ماه ذکر کرده اند، که امام صادق( ع ) آن را 9 ساعت ذکر کرده است. المیزان و مجمع البیان، ذیل آیه 22 حضرت مریم.

[28] سوره مریم، آیه 25.

[29] سوره مریم، آیه 24.

[30] همان.

[31] همان، آیه 31.

[32] سوره نساء، آیه 157 ـ سوره آل عمران، آیه 45.

[33] سوره مائده، آیه 75.

[34] تفسیر قمی و البیان و مجمع المیزان ذیل تفسیر آیه 28 سوره مریم.

[35] سوره مریم، آیات 16 الی 20.

[36] سوره مریم، آیه 18ـ سوره تحریم، آیه 12. که رسماً خداوند اعلام می دارد که حضرت مریم( س ) خود را از زنا دور داشت.

[37] سوره آل عمران، آیه 37 و 43.

[38] همان، آیه 36.

[39] همان، آیه 43 و 47ـ سوره مریم، آیه 21.

[40] سوره مریم، آیات 22، 23، 27، 28 و ... .

[41] همان، آیه 22.

[42] همان، آیه 23.

[43] همان، آیه 24.

[44] همان، آیه 23 و 24.

[45] همان، آیه 27ـ سوره نساء، آیه 156.

[46] سوره بقره، آیه 75ـ همچنین در سوره بقره از آیات 63 الی 101 و 104 الی 125 به شرح حال قوم و علمای یهود و نحوه خیانت آنها به حضرت موسی( ع ) و آئین تورات پرداخته است.

[47] سوره مائده، آیه 78.

[48] سوره آل عمران، آیه 43.

[49] سوره تحریم، آیه 12.