بنر کتاب«آن نوزده سال»
الکتب

کتاب«آن نوزده سال»

المؤلف

حسین سعادت

الناشر

دارالنشر الاسلام

سنة النشر

1396

الإصدار

اول

تاريخ النشر

کتاب آن نوزده سال

به نام خداوند بخشاینده مهربان 

اواخر قرن اول هجری اوج حاکمیت حکومت بنی مروان در گستره عظیمی از سرزمین‌های فتح شده به‌دست سپاهیان فرزندان عبدالملک مروان بود. حکومتی که در سایه شمشیر و اسلامی، خود ساخته و بی‌رنگ و بو از اسلامِ اصیل برقرار گردیده بود. قدرتی که با زر و زور و تزویر و خیانت و جنگ و کشتار بی‌رحمانه مخالفان و هزاران دسیسه در کام صاحبان آن طعم می‌شد. نسل‌های نزدیک به صدر اسلام یا از میان رفته بودند و یا در طول زمان به‌دست ظالمان حاکم قتل عام شده بودند. حدود سه نسل از بعثت رسول(ص) گذشته بود و در چهار دهه آخر قرن اول سر هرکس که احساس سروری می‌کرد به‌دست دشمنانش از تن جدا شد و خیل عظیم یارانش نیز در نبردهای پی در پی و بی‌حاصل سلاخی می‌شد و هر اندیشه‌ی مبارزه‌جویی، در جویی از خون طرفدارانش روان گشت. هرکس حقیقت، اسلام، اخلاق، دین و آزادی و ... را طوری تعریف می‌کرد که خود آن را درک کرده بود و این واژه‌ها دست به‌ دست در میان قبایل و شهرها می‌گشت و هر گروهی و باوری یا چیزی به آن می‌افزود و یا چیزی از آنها می‌کاست . امامِ آن دوران در غربتی غریب و ناشناخته در مدینه، تنها به ساختنِ جامعه کوچکی پرداخت تا حق و حقوق را به‌صورت صحیح آن بازخوانی نماید. امّا هیچکس به سخن حق امام سجاد(ع) که سی و پنج سال در دوران امامتش آن را بیان می‌نمود، توجهی نمی‌کرد. در آن دوران سیاه، خداوند به سرکوب تمام یاغیان و باغیان برعلیه حق همت گماشته بود و هر طایفه و هر تفکری که برعلیه اسلام اصیل به میدان آمده و بر آن تاخته بودند و خونی ریخته بودند به قهر خداوند قهار گرفتار و عذاب نافرمانی خود را چشیدند و یکی پس از دیگری، از صحنه عالم با تحمل بلاهای عظیم از میان برداشته شدند. کنیزان و بردگان خانه امام سجاد(ع) با آموزش‌های آن امام بزرگوار به اصل دین و حقیقت آگاه می‌شدند و بعد از آزادی به دفاع از اسلام واقعی می‌پرداختند که در میانِ خیلِ عظیمِ مخالفانِ اسلام حقیقی قابل ملاحظه نمی‌بودند. در چنین شرایط اسفباری زعامت و امامتِ حق و اندک مسلمانان باقی مانده برعهده پسر برومند امام سجاد(ع)، حضرت امام محمد باقر(ع) نهاده شده و امام سجاد(ع) بعد از تحمل مصائب سخت و سنگین به دیدار خداوند در ملکوت اعلی رفت. امام محمد باقر(ع) در میان اقیانوسی بی‌پایان و بدون ساحل قرار گرفت، هیچ دوردستی نشان از خشکی برای استقرار نداشت؛ آن امام بزرگوار در آن برهه دردناک، خود جزیره‌ای در این اقیانوس بنا کرد و این جزیره را به تدریج ساحلِ گستردهِ دریا نمود. کاری بس شگفت و باور نکردنی . او در ابتدا، جزیرهِ حقانیت خود را بر پایه عقل و علم و هدایت بنا کرد؛ اینها مواردی بود که در آن دوران بسیار کم‌یاب و دست‌نیافتنی می‌نمود. او جامعه را با تمام قدرت به‌سوی اندیشدن و تعقل و آگاهی و علم سوق داد تا پرده ضخیم و خشن جهل را که یک قرن سیاهی و تباهی بر جهان ریخته بود را بدرد و در این آگاهی و تعقل و علم‌گرایی، رهبریِ الهی را هویدا نمود و امامت واقعی را تبیین کرد و هدایت قرآنی را و مفاهیم عظیم آن را با درک صحیح و به حقِ آن تشریح کرد. هدایت آسمانی و کتابت قرآنی همچون دو خورشید مردم را نور باران کردند. امام باقر(ع) تائیدیه رسول(ص) را بر دوش داشت و این تائیدیه با تیرِ در زمان رها شده حضرت رسول(ص)، یعنی جابر بن عبدالله انصاری به انتهای قرن اول رسید و مهر تائید امامت و سلامِ رسول(ص) در میان بهت همگان به امام محمد باقر(ع) ابهتی عظیم داد تا پشتوانه‌ای بزرگ برای اثبات حقانیت و تحکیم جزیره تازه تأسیس انسانیت در اقیانوس پلیدی‌ها و پلشتی‌ها داشته باشد؛ این جزیره نو پای اسلامی که بعد از یک قرن اسلام واقعی را تبیین می‌کرد با هجمه موج‌های عظیمی روبه‌رو بود که هر لحظه می‌توانست جزیره را در زیر گرداب عفن شیطان محو نماید. دست یاری خداوند و امامت استوار و مردانه آن امام بزرگ، باعث ناکامی عظیم شیطان گردید. امام باقر(ع) در آن دوران از یک سو با اشرافیت و دنیاگرایی نظام حاکم که اسلام را به‌صورت حمایت از اشرافیت خود درآورده بود روبه‌رو بود و عالم نمایان به تأیید آن حاکمیتِ ضد اسلامی می‌پرداختند، از سوی دیگر خیل عظیمی از اندیشه‌ها و مبارزان اندیشمندی که با نظام حاکم در آویخته بودند نیز داعیه‌ای برای حقانیت خود داشتند که یکی پس از دیگری در گرداب گمراهی خود غرق می‌شدند و یارانشان از میان می‌رفتند. دسته‌ی بزرگی از این مبارزان از میان فرزندان امامان و بزرگان اسلامی بودند که راه حق را درنیافته بودند. تعداد قابل توجهی از فرزندان و نسل امام حسن(ع) و تعدادی از فرزندان و نسل امام حسین(ع) و فرزندان امام علی(ع) از نسل محمد بن حنفیه داعیه رهبری و امامت داشتند که گروه‌های حسنیه و زیدیه و کیسانیه نتیجه‌ی این ادعاها بودند که در حیات سیاسی اجتماعی اواخر قرن اول و اوایل قرن دوم نقش مؤثری را ایجاد کردند. بازماندگان از نسل عباس عموی پیامبر در چهره‌ی داعیان عباس و مدعیانِ سازمانِ یافتهِ سیاه جامگان عباسی برعلیه بنی‌امیه فعال بودند و حقی جز خود را قبول نداشتند. پیوستن گروه کیسانیه به این جماعت تلفیقی شد از فرزندان ابن عباس و محمد بن حنفیه که در مقطعی زیدیه نیز با آنها پیوند خورد که نهایتاً در سی و اندی سال بعد عباسیان جانشین ستمگری‌های بنی‌امیه گردیدند تا استمرار حکومت ظلم را به‌عهده بگیرند.

در کنار این مبارزان مخالف بنی‌امیه، افراطیون مذهبی و سفیانی‌هایی که با یک چشم می‌دیدند و با یک شاخ حمله می‌کردند نیز حضور فعال در جامعه آن روز داشتند. از جمله خوارج که در اوایل قرن دوم به چندین گروه انشعاب پیدا کرده بودند و کارشان جز ویران کردن اعتقاد و کشتار جان‌های بی‌گناه مردم نبود؛ شعار برعلیه بنی‌امیه می‌دادند امّا عصمت عمومی را می‌دریدند و در استمرار مبارزه با بنی‌امیه و بنی مروان نهضت‌های ملی و دینی خاص و مدعی، مانند زبیریان و ملی گرایان عراق، گرداب جنگ‌ها و کشتارها را دامن می‌زدند. در چنین شرایطی مردم دچار یأس و ناامیدی از یک سو و شک و بدبینی نسبت به دین و خداوند از سوی دیگر شدند. تفکر ارجاء و فرهنگ مرجئه در عموم مردم رواج یافت. تفکری که همه عواقب اعمال را به آخرت موکول می‌کرد و ایمان را ثابت و حساب و کتاب در دنیا را به فراموشی می‌سپرد که همه مردم و حاکمان را آسوده می‌کرد و وجدان عمومی را تسکین می‌داد و در برابر آن بدبینی نسبت به دین و مادی‌نگری و به اصطلاح آن ایام زندیقی گسترش یافت تا آرامشی دیگر بر وجدانهای سرکوب شده باشد؛ از سوی دیگر گرایش به انزوا و زاویه نشینی و صوفی‌گرایی نیز در بین مردم رواج یافت تا پیوندی باشد بین دینِ از صحنه خارج شده و آخرتِ مورد نیاز و امنیتی که برای آنها از سوی حاکمان به همراه داشت برقرار گردد. در این هیاهوی نحله ها، باورهای روشنفکران جامعه نیز تغییر کرد؛ از دل جبرگرایان، آزادی اندیشان و قدرگرایان برخواستند و نهضتی را سازمان دادند که بعدها به معتزله شهرت یافت و در اوایل قرن اول، این نهضت، بنیان‌گذاری گردید و در قرن دوم و سوم حاکمیت قدرتمندی را به‌دست آورد. تمام این جریانات امواج بلندی بودند که در آن اقیانوس بی‌ساحل بر جزیره کوچک حق و خداجوی امام محمد باقر(ع) فرو می‌کوبیدند و به‌تدریج در نوزده سال امامت، این جزیره کوچک حق جو، سطح وسیعی از اقیانوس را به تصرف خود درآورد و اقیانوس بی‌انتها خود، ساحل این جزیره عظیم گردید. آن نوزده سال امامت امام محمد باقر(ع)چنان معجزه‌آسا تحول یافته است که عقل از تحلیل و تبیین آن درمانده می‌گردد. امام با تأسیس سازمان باقری و شکافنده، در تمام زمینه‌هایی که جامعه در آن به خطا و اشتباه رفته بود، حقایق را روشن نمود. سازمانی که در رگ و پی آن فهم شرایع دینی و بازشناسی حقیقت دین نهفته بود، او جامعه‌ای از متخصصین تشکیل داد و برای آنها امکان و توان اجتهاد فراهم کرد، شاگردان زیادی را تربیت نمود تا مباحث فقهی و دینی را تشریح نمایند. مباحث جبر، اختیار، قدر، توحید، امامت و ... را از نو بازخوانی نمود، روایات را که جعل شده و به‌صورت قصه خوانیِ دروغین در آمده بودند را جمع‌آوری کرد و ناپاک آنها را دور ساخت. تاریخ اسلام و یکصد ساله آن را که در دریایی از دروغ و برساخته‌های اندیشه و حکومت‌های دروغین شکل گرفته بود را بازسازی کرد، به‌ویژه تاریخ حضرت رسول(ص) و زندگی حضرت علی(ع) و دوران خلفای صدر اسلام را تبیین نمود، اخلاق و احکام را استحکام بخشید، کرامات و معجزات در جهت ایمان مردم از خود نشان داد، با قدرت کلامی و معنوی بسیار، افرادی از نظام بنی‌امیه را جذب حقیقتِ اصل دین نمود که از رهگذر آن لعنِ ده‌ها ساله‌ی حضرت علی(ع) بر منابر که توسط غاصبان بنی‌امیه صورت می‌گرفت لغو شد و فدک به خاندان فاطمه(س) برگردانده شد و درِ زندان‌های بزرگی که حجاج بن یوسف ثقفی بنا کرده بود، باز شد و هزاران زندانی آزاد شدند و باند حجاجی حاکم به‌طور کلی در دوران امامت امام محمد باقر(ع) از میان رفت.

تصوف و زهدگرایی افراطی را مطرود کرد، پایگاه‌های خاصی در سراسر سرزمینِ بزرگ اسلامی بنا نمود و مردم تازه مسلمان شده را به اسلام اصیل آشنا کرد. شهرهای خاصی را مدّ نظر قرار داد که آنها را پایگاه اصیل تشیع نمود مانند شهر قم و فرزند برومندش سلطان علی را به آن دیار فرستاد که بعد از سه سال به شهادت رسید ولی قم و کاشان ریشه‌ی شیعه‌ی امامیه را در خود پروردند، شهرهایی نظیر کوفه، بصره و ... به‌عنوان کانونی از علم و دانش در آمد، او تقیه را بر یاران خود واجب کرد تا جان و مال و ناموس و اعتقاد آنها را حفظ کند و از این یاران کمِ باقی مانده، خون در شریان ارزش‌های دینی مردم به جریان اندازد. علم و علم آموزی را اصل قرار داد، با عشرت‌طلبی و اباحی‌گری در دین که در همه نحله‌های آن راه یافته بود به شدّت مبارزه کرد. تمام گروه‌های مدعی امامت را با استدلال محکوم کرد و به آنها ثابت کرد که بر حق نیستند. علم را به‌صورت حقیقی آن شکافت و در اختیار عموم قرار داد و راه را برای آوای ققنوسیِ فرزند برومندش امام صادق(ع) باز نمود تا در فضایی که از کشاکش بنی‌امیه و بنی‌عباس به‌دست آمده ندای سرخ و سبز شیعه امامیه جعفری را بنیاد عمیق نهد و سرانجام پس از نوزده سال امامت به زهرِ هشام ابن عبدالملک در نهایت مظلومیت به شهادت رسید. در این کتاب سعی شده تا تمام مباحث فوق را به‌صورت تفصیلی طرح و تبیین گردد تا قطره‌ای از دریای فضائل امام محمد باقر(ع) را تشریح کرده باشیم.

 

حسین سعادت


کتاب«صبح ساجد»
الکتب

جستار پیشِ رو پژوهشی است در مورد دوران زندگی امام سجاد(ع) و تحلیلی است بر شرایط و حوادث تاریخی، اجتماعی، سیاسی و فکری آن دوران که در نهایت به شناخت و فهم سنتی از سنت‌های خداوند بر هستی می‌انجامد.

التعليقات

إضافة تعليق

0/2000 حرف

فشل تحميل الصورة الأمنية. يرجى المحاولة مرة أخرى.

لا توجد تعليقات حتى الآن. كن أول من يعلق!