
مقاله«راه پر پیچ و خم مؤمنان در رسیدن به تعالی»-8
Author
حسین سعادت
Date Published

به نام خداوند بخشاینده مهربان
خدا در آئینه آیات (8)
راه پر پیچ و خم مؤمنان در رسیدن به تعالی
بسیار مشخص است که در شرایط بسیار سخت و طاقت فرسایی که بر سر راه همه مؤمنان وجود دارد رسیدن به تعالی و هدف خلقت انسان که عبادت و بندگی و در کنار خداوند زیستن است، دور از دسترس مینماید. ترسها و حذرهای بسیاری وجود دارد. هر فرد، هر خانواده و هر جامعه مؤمنی با انبوه موانع رو به رو است. به عنوان مثال:
1. در طول تاریخِ زندگیِ آدمیان، همیشه نظامها و فرهنگهایی که با خداوند و مؤمنان دشمنی داشتند حاکم بودهاند که به طور دائم باور و تفکر غیر الهی را در روح و جان جامعه میدمیدند و اصولاً این نظامهای فکری و فرهنگی صاحب قدرت بودند که علم، سیاست و ثروت و ... در خدمت آنها در میآمدند و از این گونه فرهنگها و تفکرات، نظامهای قدرتمند و حاکمان مستبد دفاع شدید میکردند. ظالمان تاریخ برای سرکوب مؤمنان و اهداف بلند آنان ـ که رسیدن به خلافت الهی در کنار خداست ـ همیشه در رأس قدرت بودند. علماء، هنرمندان، سیاست مدارن، ثروتمندان و ... اهداف غیر الهی داشتند و تیره ها، عشیره ها، نژادها، باندها، گروههای متحد خاص و مافیاهایی که یکدیگر را میشناسند و به هم یاری میرسانند در جوامع حاکم بودهاند. آنها به کمک هم، نظامی که، خودشان آن را به قدرت میرساندند بر پا میکردند و پول، سلاح، قدرت، علم، هنر، قانون، فرهنگ، آموزش، باور و جهان بینی، ایدئولوژی، سپاه، ارتش و ... برایش فراهم مینمودند و سپس خودشان در سایه ی چنین حکومتهای مخربی به اختراع و اکتشاف در علوم میپرداختند تا در سایه دستاوردهای آن، تواناییهای آنها را هر لحظه زیادتر کنند. سیاست، فرهنگ، علم، جهان بینی و ... تعریفی مییافت که آنها میخواستند و مورد نظرشان بود. آموزشگاهها و مدارس، دانشگاه ها، کانونهای علمی، بنیادهای فکری، فلسفی، علمی و ... باور و فرهنگ آنها را آموزش و انتشار میدادند و از این راستا بوده است که هزاران نحله فکری و فلسفی و به ظاهر دینی و عرفان نمایی و ... در طول تاریخ وجود آمده است.
2. در کنار این همه موانع حاکم بر سر راه مؤمنان، نفسهای اماره هر دو دسته یعنی مؤمنان و غیر مؤمنان وقتی که از حدودی که خداوند آن را برای زیستن آدمی معین کرده خارج میشوند، چنان طوفانی بر پا میکنند که فقط و فقط باید از شر وسواس خناسی که بر این نفوس مسلط میگردند به خدا پناه برد و بس. نفس اماره تمام خواستههای لذت بخش خود را با تمام رنگها و تنوعهای زیادش سر راه فرد، خانواده و جامعه مؤمنان عَلَم میکند و در زیر این پرچم، لذت جنسی، ثروت اندوزی، خشونت، سرگرمی، قمار، لهو و لعب، خشم، نفرت، کینه، سرکوب، برتری طلبی، خودخواهی، نژادگرایی، قومیت و ملیت گرایی و ... به اهتزاز هر چه بیشتر در میآید و برابر چشم صاحبان نفوس اماره قرار میگیرد و مؤمنانی که از پرده حفاظت الهی خارج شوند با این هیولای درونی و بیرونی نفس مواجه میگردنند.
3. از سوی دیگر قدرتمند دیگری در سر راه همه انسانها به ویژه مؤمنان قرار دارد و آن شیطان است. شیطانِ مَرید که سرکش، خبیث، شریر و گردنکش و طاغی و عاصی است[1]، از میان مؤمنان و غیر مؤمنان مُرید میطلبد. او و لشکر اجنهِ همراهش دور و بر همه انسانها به صورت انبوه حاضر هستند که قرآن میفرماید: از شر شیطان و لشکرش که دور و بر همه شما قرار دارد و شما را به محاصره در آوردهاند به من که میشنوم و آگاهم پناه بیاورید. میفرماید: قُل رَبِّ اَعُوذُ بِکَ مِن هَمَزاتِ الشَیّاطین وَ اَعوذُ بِکَ رَبِّ اَن یَحضَرون. بگوای پروردگار من، من از وسوسههای شیطانها به تو پناه میآورم از آنها (که در کنار من حاضر میشوند) و به نزد من میآیند.[2] در این آیه سه کلمه شیاطین، همزات و یحضرون کلیدی است.
شیاطین: یعنی تعداد زیادی از شیطان ها.
همزات: وسوسههای شیطانی است که در قلب میافتد[3] و به معنی دفع و تحریکِ با شدت نیز آن را آوردهاند.[4]
یحضرون: آنانی که نزد من حاضرند و به نزد من میآیند.
بنابراین نکات ذیل حائز اهمّیت است:
الف ـ اگر دقّت شود شیطان به صورت جمع آمده بنابراین همه شیاطینِ جن و همه شیاطین انسانی و خود شیطان را در بر میگیرد. یعنی لشکری انبوه از آنها به انسانها حمله میکنند.
ب ـ این شیاطین به طور دائم به انسانها حمله میکنند و وسوسههایی را به انسان القاء میکنند که در دل آنها راه پیدا میکنند و آنها را به تحریک و خروج از ایمان وادار مینمایند.
ج ـ انبوه این شیاطین و وسوسههای انبوهتر آنها به طور دائم در دور و بر انسانها وجود دارد و همیشه نزد آنها حاضر هستند و مؤمنان را در محاصره خود دارند.
د ـ حتی خود پیامبران نیز از این حمله شیاطین و حضورشان در امان نیستند. زیرا آیه با کلمه قُل آمده که به شخص پیامبر خطاب شده است چه برسد به دیگر انسان ها. (و خداوند به پیامبران کمک میکند.)
و ـ تنها راه رهایی از حمله شیاطین پناه بردن به خداوند است که همه این شیاطین و وسوسههای آنها را میشناسد و صدای آنها را میشنود. اِنَ اللّهَ هُوَ سَمیعُ العَلیم.
هـ ـ بنابراین شیطانها در همه جا در کنار انسانها با انبوه توطئه ها، توصیهها و وسوسهها و ... حضور دارند. در درون فرد، خانواده، جامعه همراه با فرهنگ، قانون، حاکمان، مُترفان، ظالمان، جباران عنید[5] و ... میتواند باشد.
4. عامل دیگری که جامعه مؤمنان را تهدید میکند، واکنش قانونمند سنتهای الهی است که برای جنگ با تباهی و تبهکاران و نابودی کامل آنها وارد عمل میشود که میتواند به همه مؤمنان در صورتی که در کنار یا همراه کافران، مشرکان و جباران و ... باشند آسیب جدی وارد نماید. این واکنش الهی شر حوادث بد را به همه منتقل میکند مانند: جنگ ها، ناامنی ها، گرانی ها، حاکمیت اراذل و اوباش در شهرها و حکومت ها، طوفان ها، زلزله ها، سیل ها، آفتها و ... .
5. عامل دیگری که برای مؤمنان خطر آفرین است حمله دابهها است. دابه در لغت به معنی جنبندهای است که ناشناخته است. این موجود از زمین خارج شده و کافر و مؤمن را از هم جدا میکند. طبری ظهور آن را زمانی که امر به معروف و نهی از منکر ترک شود میداند.[6] بعضی از مفسران میگویند که هنگام خروج او دیگر فرصتی برای توبه نیست.[7] ظهور و خروج دابه در قرآن نیز آمده است[8] که اختیارش به طور مستقیم در دست خداست.[9]
بعضیها دابه را حضرت علی(ع) و امام زمان(عج) معرفی کرده اند[10] که در حقیقت کار آنان جدا کردن مؤمن و کافر در دنیا و آخرت است. بعضیها دابه را موجوداتی معرفی کردهاند که عذاب برای کافران و رحمت برای مؤمنان میآورند که شامل انسان و غیر انسان میشود. در کل میتوان دابه و حمله دابه را به شرایط و وضعیتی توصیف کرد که حق از باطل جدا میشود و باطل مورد عذاب قرار میگیرد و از حق و حق گویان دفاع میگردد. این شرایط میتواند به وسیله امامان و معصومان یا افراد مدافع حقِ واقعی یا حوادث طبیعی یا عذابها و ... به وجود بیاید که در آن شرایط مؤمنان حفاظت و کافران تنبیه میشوند. این وضعیت ناشناخته در زمان، مکان و شکل دابه همیشه خوفی برای مؤمن است که در صورت غفلت مورد حمله دابه قرار میگیرد و نامش در زمره کافرن وارد میشود. حداقل برداشتی که ما از دابه اسرارآمیز میتوانیم بنمائیم این است که زمان ماندن در شرایط کفر یا تردید بین کفر و ایمان یا ایمان آلوده به فسق و فجور و ... کاملاً محدود است و به مدّت طولانی نمی توان به آن شرایط اعتماد کرد و هر لحظه ممکن است که قوانین و سنتهای الهی و عذابها در معیّن کردن کافرین از مؤمنان فرا برسد و دیگر وقتی برای توبه باقی نمانده باشد و اگر مؤمنان به این موارد ذکر شده در بالا توجه نکنند به وسیله شیطان و نفس اماره و میل به دنیا و لهو و لعب آن خیلی زود به حیواناتی تبدیل میشوند که دیگر راه بازگشتی برای آنها باقی نمی ماند و عقل آنها دیگر حق را نمی فهمد و ایمان آنها نابود میشود و خود شرّی در سر راه مؤمنان میگردند. میفرماید: " ان شّر الدّواب عِندَ اللّه الصُّمُّ البُکمُ الَذین لایَعقِلون، بدترین و شرورترین جانوران نزد خدا این کران و لالان هستند که در نمی یابند. "[11]
همچنین میفرماید: " ان شَّرالدوابّ عِندَ اللّه الذینَ کَفَرُا فهُم لایُؤمنُون. بدرستی بدترین جنبندگان در نزد خدا آنهایند که کافر شدهاند و ایمان نمی آورند. "[12]
حال چه باید کرد؟ صاحب عرش عظیم فرموده است که خود بر صراط مستقیم ایستاده است و از کل هستی محافظت میکند و فرموده که من دوست شما هستم و برای کمک به شما کتاب راهنما فرستاده ام و هر که دوستی مرا بخواهد باید با توجه به کتابهای آسمانی، خود را به دسته صالحین وارد کند و هر کسی در نظام صالحین قرار گیرد به همه بگوئید خدا برای شما کافی است به من توکل کنید که من صاحب عرش عظیم هستم. اِنَکَ عَلی صِراطِ مُستَقیم وَ اَنتَ عَلی کُل شِی حَفیظ ان وَلی الله الَذی نَزَلَ الکِتاب و هُو یَتولی الصالحین فان تَولوا فَقُل حَسبی الله لا اِلهَ اِلا هُوعَلیه تَوَکَلتُ وَ هُوَ رَبُّ العَرشِ العَظیم.
[1]. فرهنگ دهخدا، فرهنگ معين و ... در ذيل لغت مريد.
[2]. سوره مؤمنون، آيات 97 و 98.
[3]. تفسير نورالثقلين، ج 3، ص 552 ـ تفسير نمونه، ج 14، ص 331.
[4]. تفسير ابوالفتوح در ذيل آيه فوق ـ تفسير نمونه، ج 14، ص 331.
[5]. عنيد در لغت به معني آن که ديده و دانسته از حق بر مي گردد و ستيزه گر و لجوج است و در هر طبقه اجتماعي مي تواند حضور داشته باشد از حاکمان جبار و عنيد تا مستخدمان جبار و عنيد.
[6]. تفسير طبري، ج 20، ص 10.
[7]. مجمع البيان طبرسي، ج 5، ص 365 ـ تفسير نمونه، ج 15، ص 547.
[8]. سوره نمل، آيه 86.
[9]. سوره هود، آيه 56.
[10]. روض الجنان ابوالفتوح رازي، ج 15، ص 75 ـ تفسير لاهيجي، ج 3، ص 442.
[11]. سوره انفال، آيه 22.
[12]. همان، آيه 55.

آیا امکان سقوط مؤمنان وجود دارد؟ در پاسخ به این سؤال متأسفانه باید گفت چنین سقوطی وجود دارد و قرآن کریم پرده از این مهّم برداشته است. میفرماید: "ای کسانی که ایمان آورده اید اگر از گروهی که اهل کتاب هستند اطاعت کنید شما را از ایمانتان به کفر باز میگردانند. " و میفرماید: "ای کسانی که ایمان آورده اید آنچنان که شایسته تقوی از خداست از او بترسید و جز در مسلمانی نمیرید. "

همانطور که در مقالات گذشته عنوان شد، خداوند ملاقات نشانههای خود با انسانها را از واجبات زندگی مؤمنان میداند. جلوههای خداوند در ذره ذره هستی نمودار است. هر لحظه و هر جا نمودهای بیشماری از درخشش وجود خداوند قابل احساس و فهم شدن است. چگونه میتوان از این همه جلوه گری روی برگرداند؟
Comments
Add a Comment
No comments yet. Be the first to comment!