
کتاب«از خنده تا کشتار»،جلد سوم.
Author
حسین سعادت
Date Published

همان طور که قبلاً در جلد دوم این نوشتار گفته شد، یک روز در موسم حج، پیغمبر6 در مکّه به رسم خود بر حاجیان میگشت. در محلی موسوم به عقبه چشمش به جماعتی از خزرجیها افتاد. پرسید: "شما کیستید؟" گفتند: از طایفۀ خزرجیم. پیامبر6 فرمود: "بنشینید تا با شما سخن بگویم". آنها نشستند و پیامبر6 با آنها از اسلام سخن گفت. خزرجی ها گفتند: این همان پیامبری است که یهودیان مدینه آمدن او را بشارت میدهند؟ و گفتند: ما باید از یهودیان زودتر به اسلام بگرویم، بنابراین همگی مسلمان شدند. سپس گفتند که میان قوم ما دشمنی و اختلاف است و شاید خداوند به سبب تو این اختلاف را بردارد. ما میرویم و دین تو را بر آنها عرضه میکنیم. اگر همه پذیرفتند از تو عزیزتر کسی نیست. این خزرجیان شش نفر بودند و پس از رفتن به مدینه بنای دعوت گذاشتند و مردم به تدریج به سوی آنها جذب شدند. در سال بعد همان شش خزرجی با شش نفر دیگر از قوم خود در موسم حج به مکّه آمدند و با اطمینان قویتر در محلی به نام عقبه با پیامبر6 بیعت کردند که این بیعت را بیعت عقبه اول مینامند. طبری متن این بیعت را چنین آورده است: "بیعت کردیم بر آن که به خدا شرک نورزیم، دزدی نکنیم، فرزندانمان را نکشیم، بهتان و افترا نزنیم و در کار خیر نافرمانی نکنیم."
این دوازده نفر در هنگام بازگشت به همراه یکی از یاران با سواد و مسلّط به اسلام یعنی مُصعب بن عُمیر به مدینه رفتند و مصعب کار تبلیغ اسلام در مدینه را به عهده گرفت. در سال 13 بعثت در مراسم حج بیش از 70 تن از بزرگان مدینه به همراه مُصعب بن عمیر در محل عقبه حاضر شدند و با پیامبر6 بیعت کردند که به این بیعت، بیعت عقبه دوم میگویند که متن این بیعت شدیدتر و محکمتر از بیعت اول بود و در آن آمده بود که آنها از خانواده پیامبر6 همچون خانواده خود حمایت کنند و در صورت جنگ، آنها به دفاع و جنگ بر علیه دشمنان پیامبر6 برخیزند. پیامبر6 دوازده نفر را به نام "نقیب" معین کرد که زعامت قوم را بر عهده داشتند. این مذاکرات، همگی سرّی و شبانه انجام شد. امّا خبر بعد از سه روز در مکّه پخش شد و مشرکان مکّه بنای تعقیب مسلمانان را گذاشتند و پیامبر6 به مسلمانان فرمان داد که به مدینه هجرت کنند. مشرکان شرایط فوق را طاقت نیاوردند بنابراین در دارالنّدوه جمع شدند و به مشورت پرداختند. در بعضی از اخبار آمده است که شیطان به صورت شیخ قبیله نجدی به آن مجلس آمد و گفت که محمّد6 را باید کشت و این عمل باید به صورت دسته جمعی انجام شود و همه آن را پسندیدند. سپس خانه پیامبر6 را جوانان برگزیده قریش محاصره کردند و حضرت علی7 بر بستر پیامبر6 خوابید و پیامبر6 از مکّه خارج شد. این مکر و توطئه که بر علیه مسلمانان و حضرت رسول6 توسط مشرکین انجام گرفت از چشم خداوند گناهی بزرگ محسوب گردید. بعدها در سوره انفال به این روزها توجهی خاص شدهاست.

تحقیق و بررسی ذیل خلاصه ای از معانی آیات قرآن است که پیرامون واکنش تاریخیِ مشرکان و کافران به دعوت پیامبران صورت گرفته و اکثریت مخالفتها و سر سختیهای مخالفان پیامبران در طول تاریخ بعثت حالت مشابه داشته است که گویای ترفند شیطان و نفس اماره انسانهای طغیانگر است که شیوههای تکراری را به کار میبردهاند.
Comments
Add a Comment
No comments yet. Be the first to comment!