کتاب«صبح ساجد»
Books

کتاب«صبح ساجد»

Author

حسین سعادت

Publisher

فانوس اندیشه

Published Year

1395

Edition

اول

Date Published

صبح ساجد

به نام خداوند بخشاینده مهربان

جستار پیشِ رو پژوهشی است در مورد دوران زندگی امام سجاد(ع) و تحلیلی است بر شرایط و حوادث تاریخی، اجتماعی، سیاسی و فکری آن دوران که در نهایت به شناخت و فهم سنتی از سنت‌های خداوند بر هستی می‌انجامد.

قوانین و سنت‌هایی که به گفته‌ی خداوند در قرآن کریم، تغییر و دگرگونی در آن راهی ندارد.

سنت عذاب الهی، پاسخ خداوند به جوامع ناسپاس و متمرد، پیمان شکن و معصوم کش است.

و در این بین مردی در سجود، تنهای ِ تنها، بارِ سنگینِ ستم بر پشت کشیده، یک تنه در میان جامعه‌ای حسین‌کش و آشنایانی در ظاهر دوست و در باطن دشمن و در محاصره دشمنانی کینه‌توز و بی‌رحم و در معرکه‌ی مدعیان دروغین جانشینی رسول خدا(ص) و در بین مردمی دنیا دوست و منفعت طلب، قرار گرفته است.اولین امام پس از شهادتِ آخرین حلقه‌ی پنج تن آل عبا، فرزند هیهات من الذلة.... داغ برادر دیده، عمو از دست داده، یاران و دوستان از دست داده و...

اما چرا سکوت؟

امام روزهای سختی و پیشوای ایام بلا

اما چرا سکوت؟

چرا قیام نمی‌کند؟ چرا چون پدر بزرگوارش کربلایی دیگر نمی‌آفریند؟

چرا و چرا و چرا؟

او خود دورانش را چنین بیان می‌کند:

روزگار ما در میان قوم خود، چون روزگار بنی‌اسرائیل در میان فرعونیان است که پسران را می‌کشتند و دختران را زنده به گور می‌کردند. امروز وضع بر ما به‌قدری تنگ و دشوار است که مردم به سبب ناسزاگویی به بزرگ و سالارِ ما بر فراز منبرِ ما به دشمنان ما تقرب می‌جویند.

به‌نظر می‌رسد که امام سجاد(ع) با دو جامعه روبه‌رو بوده است. جامعه‌ای موجود که در همه‌ی زمینه‌ها پلیدی می‌کند و جامعه‌ای که باید وجود داشته باشد که مومنان در آن آرامش یافته و تعالی بیابند. که این جامعه یا وجود نداشت یا در حالتی بسیار ضعیف و ناتوان قرار داشت.

امام برای هردو جامعه برنامه داشت. در باره‌ی جامعه پلیدِ یزیدی و بنی امیه‌ای سکوت را برگزید تا سنت‌های تنبیهیِ خداوند درباره این جامعه به‌وقوع بپیوندد و عذاب الهی قوم سرکش را بر سر جای خود نشاند. و این سکوت به‌معنی کنار کشیدن دامنِ جامعه مومنان از عذاب الهی بود تا در امان بمانند. جامعه‌ی دریده‌ی بنی‌امیه در همه ابعاد فروپاشیده بود.در سراسر این جامعه ظلم و کشتار و فحشاء و تباهی موج می‌زد.

این جامعه دیگر توانی برای هدایت شدن نداشت. لذا همچون قوم‌های سرکشِ تاریخ مانند قوم نوح، عاد، لوط، فرعون و... بایستی به عذاب خداوند دچار می‌گردید و مومنان آن در کشتیِ نوحِ سجادی می‌نشستند تا امنیت بیابند. کشف شرایط جامعه آن روزگار با توجه به‌شدت اختناقی که در آن دوران حاکم بوده است کاری دشوار می‌نماید ولی همین کم که از آن دوران باقی مانده است وخامت شرایط را بازگو می‌نماید.

محمد بن مسلم بن شهاب زهری می‌گوید: در شام نزد انس بن مالک رفتم. او را گریان دیدم. وقتی علت را پرسیدم گفت: از همه آنچه از اسلام فراگرفتم تنها نماز مانده بود که به آن دلخوش بودم و اکنون آن نیز از بین رفته است.

عمر بن ربیعه مخزومی که شاعری لهو گو و معروف بود بر بالین زنان زیبا روی عرب در مدینه حاضر می‌شد، با آنان به نرد عشق می‌پرداخت و اشعاری در وصف اندام آنان می‌سرود و پس از چند روز، آن سروده‌ها نقل مجالس بود و وی از این راه ثروت عظیمی به‌دست می‌آورد.

اما در مدینه، شهر پیامبر خدا(ص)، بدترین شرایط فسق و فحشاء حاکم بود. ابوالفرج اصفهانی می‌نویسد: محیط مدینه به گونه‌ای بود که عالمانِ فاسد را ناروا نمی‌شمردند و زاهدان و مومنان نیز از آنها جلوگیری نمی‌کردند.

در این دوران مردم نماز خواندن نمی‌دانستند و از اصول حج و دیگر دستورات دینی بی‌خبر بودند.

اندک مردم مومنی که باقی مانده بودند نیز به‌دست تیغ جلادان بنی امیه در نهایت قساوت به قتل می‌رسیدند. به‌عنوان مثال یحیی بن ام طویل، به جرم پیروی از امام سجاد(ع) به‌دستور حجاج بن یوسف ثقفی، والی حجاز، دست و پایش بریده شد و به شهادت رسید.

از این دست اخبارِ ظلم و فساد زیاد نقل شده است که ما در جای جای این کتاب به آن اشاره می‌نماییم.

امام سجاد(ع) با یک چنین شرایطی در سطح کل جامعه آن روز روبه‌رو بوده است که باید از دل این جامعه که مستحق عذاب شده است جامعه‌ای نوین بسازد. جامعه‌ای که بسیار کوچک و با اندکی از مومنان باقی مانده بود.مسعودیِ تاریخ نگار درباره شرایط امام سجاد(ع) در آن دوران می‌نویسد:

علی بن حسین امامت را به‌طور پنهانی و تقیه شدید و در دورانی بس دشوار عهده‌دار شده بود.

در آن دوران سخت، شیوه‌ی امام سجاد(ع) برای رساندن حقیقت دین به‌دست مردم و هدایت آنها بر چند چیز استوار بود.

1. ساختن جامعه نوین و جذب مردمان پاک و ساختن و تربیت انسان‌های مومن از ابتدای کار.

2. آگاه ساختن مردم به حقیقت دینی و بیان ارزش‌های واقعی آن.

3. آگاه کردن مردم به حق و حقوق فردی، اجتماعی، انسانی و... خود که در حکومت خودکامه‌ی بنی‌امیه به‌طور کلی از میان رفته بود.

4. برقراری عقلانیت و علم و دور کردن آنها از جهل، خرافات و فرهنگ‌های باطل و فسادآور.

5. انفاق و بخشش‌های بسیار برای دور کردن ثروت‌اندوزی و منیت‌طلبی و بی‌توجهیِ به هم‌نوع در جامعه.

6. کرامات و معجزات فراوان برای اثبات حضور خداوند در میان مردم و....

با بررسی دقیق‌تر بر عملکرد امام سجاد(ع)، به خوبی کارهای ایشان را در این موارد می‌توان فهم کرد.

اگر به‌شیوه اجتماعی امام سجاد(ع) دقت شود متوجه می‌شویم که یکی از کارهای مهم امام خرید پی در پی برده و کنیز بوده است. با کمی دقت در این عمل سیاست‌مدارانه‌ی امام، حقایق عجیبی آشکار می‌شود. امام سجاد(ع) برده و کنیزی را که می‌خرید در خانه‌ی خود آموزششان می‌داد و حقایق دین را برایشان آشکار می‌نمود و اخلاق و معرفت و تقوا را به آنها تفهیم می‌نمود و این کارها را در نهایت دقت و سرعت انجام می‌داد. سپس به بهانه‌های مختلف در حداقل یکسال بعد از خرید آنها، آنان را آزاد می‌کرد. امام این آزادشدگان و برده‌ها را فرزندان خود می‌نامید و با لفظ "يا بُنَيَّ" آنها را مخاطب قرار می‌داد.

امام هیچ‌گاه بردگان خود را تنبیه نکرد و خطاهای آنان را می‌نوشت. و آخرِ هر ماه یا در ایام‌های مختلف سال، به‌ویژه عید فطر آنها را آزاد می‌کرد. و به آنها جایزه می‌داد. و وسایل لازم برای زندگی آنها را نیز فراهم می‌نمود.

سپس به آنها آموخت که این شیوه‌ای که من با شما عمل می‌کنم سنت حضرت رسول(ص) بوده است تا آنها فرهنگ واقعی دین و سنت را بفهمند و ارزش‌هایی که این فرهنگ برای انسان قائل شده است را دریابند.

و بدین ترتیب امام در هر سال صدها نفر را آزاد می‌نمود که خیلی زود تعداد بردگان آزاد شده به هزاران نفر رسید. تعداد آزاد شدگان به‌دست امام سجاد(ع) در طول عمر مبارک آن حضرت را بین 30 تا 100 هزار نفر ذکر کرده‌اند.

این بردگان آزاد شده همگی، به خانه امام و صحابه خاص امام رفت و آمد داشتند و به تدریج یک جامعه‌ی مومنانه در دل جامعه‌ی فاسد آن زمان تشکیل شد و امام برای آنها آموزش‌های فراوانی را برقرار نمود تا به نشر ارزش‌های دینی و شیعه‌ی امامیه بپردازند و تعداد زیادی از بردگان که تحت شاگردی امام قرار گرفتند، توانستند به درجه‌ی استادی و عالمی دست پیدا کنند و از علماء و دانشمندان و هدایتگران زمان خود گردند. از جمله این شخصیت‌های بزرگ می‌توان از افرادی مانند حسن بن سعید اهوازی، حسین بن سعید اهوازی، احمد بن حسن بن سعید اهوازی، احمد بن حسین بن سعید، شعیب نامی و... یاد کرد.

آنان همگی از موالی وآزادشدگان امام سجاد(ع) بودند که از دانشمندان پر آوازه‌ی آن زمان شدند. شیخ طوسی راویِ معروف علی بن یحی بن الحسن را از همین افراد آزاد شده بر شمرده است.

و بدین ترتیب افراد زاهد و عارف و دانشمندِ مومن و... به‌وجود آمدند که جامعه نوینی را تشکیل دادند که ویژگی‌های خاص وعظیمی را در بر داشت. بسیاری از عرفا و بزرگان از همین جامعه برخواستند، به‌طوری که غلام سیاهی که آزاد شده امام سجاد(ع) به درجه مستجاب الدعوه ای رسید و وقتی که در مدینه خشکسالی شد به تنهایی بربلندی تپه ای رفته و نماز باران خواند و بلافاصله در مدینه باران بارید. شخصی او را در این حال دید و در خانه امام سجاد(ع) با او ملاقات کرد و غلام وقتی فهمید که رازش آشکار شده از خداوند تقاضای مرگ کرد و در دم دعایش مستجاب شد وجان سپرد.

بدین طریق این جامعه‌ی بردگان، میدانی برای آموزش دین واقعی گردید و اسلام به‌دست آنها حفظ شد و به نسل‌های بعد منتقل گردید.

در آن زمان به دلیل اختناق شدیدی که بنی‌امیه حاکم کرده بود امکان آموزش دین به مردم به‌طور علنی وجود نداشت. لذا امام سجاد(ع) به وسیله دعاهای خاص حقایق اصلیِ دین و علم را در میان ادعیه‌ها تعبیه کرد وآن را به سمع و نظر مردم رسانید که بخش کوچکی از آن در کتاب صحیفه سجادیه جمع آوری گردیده است.

از جمله دعا‌های امام سجاد(ع) که سرشار از معرفت و آگاهی و عرفان دینی است دعای عرفه ایشان می‌باشد.لذا آموزش به وسیله‌ی دعا از ابداعات عظیم این امام بزرگ بود. از عملکردهای دیگر امام بازگو کردن

Comments

Add a Comment

0/2000 characters

Failed to load captcha. Please try again.

No comments yet. Be the first to comment!