بنر کتاب«خار در چشم و تیر در گلو».
کتاب‌ها

کتاب«خار در چشم و تیر در گلو»،جلد اول.

نویسنده

حسین سعادت

ناشر

دارالنشر الاسلام

سال انتشار

1401

ویرایش

اول

تاریخ انتشار

کتاب خار در چشم و تیغ در گلو. جلد اول

به نام خداوند بخشاینده مهربان

نوشتار زیر، روایت مختصری است از روزهای آخر عمر پیامبر اکرم (ص) و پایان دوران زندگی این شخصیت بزرگ تاریخ. سپس به نحوه تشکیل حکومت خلفای بعد از رسول(ص) و شرح حال زندگی آنها پرداخته شده است. پایه گذاری حکومت های ابوبکر و عمر و عثمان توأم گردیده است با مبارزات بزرگ حضرت زهرا(س) و بر علیه غاصبان خلافت و امامت علی(ع)، ظلم های غیر قابل باوری که به تنها دختر پیامبر از سوی دستگاه حاکمه وارد شده و در کنار آن، سکوت و صبر حضرت علی (ع) در شرایط سخت و غیر قابل تحمل آن روزها، شرح داده شده است. این نوشتار بر پایه مدارک و اسناد متعدد که عمدتاً از میان اسناد علمای اهل سنت اختیار شده شکل گرفته و تحلیل ارتباطات حاکمان و حوادث تاریخی درزمان سه خلیفه نیز به آن افزوده شده است. در نهایت به بخش کوچکی از شرح حال زندگی حضرت علی (ع) در آن زمان اشاره شده و تنهایی علی (ع) و ارزش هایی را که او باور داشت و از آنها پیروی می کرد مد نظرقرار گرفته است. انقلاب فاطمی حضرت زهرا(س) در کنار سکوت و صبر طاقت فرسای حضرت علی (ع)  انفجاری عظیم و نورانی بود تا حق از میان ظلمت سنگین باطل عبور کرده و بشریت برای همه تاریخِ پس از آن درمعرض نور هدایت الهی قرارداشته باشد. ماندن در آن شرایط برای حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) همچون خار در چشم و تیغ در گلو بوده است و هر دوی آن بزرگواران به این شرایط سخت معترف بوده اند. این نوشتار بر همین اساس، "خار در چشم و تیغ در گلو" نام گذاری شده است. در این متن تا آنجا که در تصور و توان حسی و فکری ما بوده است از یک جانبه نگری اجتناب کرده ایم و اکثر سخنان و استدلالات را بر پایه روایات علمای اهل سنت بنا نهادیم تا مظلومیت شیعه آشکارتر گردد.

در ابتدا آخرین روزهای زندگی پیامبر (ص) و نگرانی های شدیدی که او از شرایطی که در آن به سر برد را مورد تحلیل و بررسی قرار می دهیم . روایت را با تشکیل سپاه اسامه، آغاز می کنیم.

تشکیل سپاه اسامه توسط پیامبربرای جنگ با رومیان

پیامبر اکرم (ص) در اواخر عمر خود سپاهی تشکیل داد تا آن سپاه را به جنگ با رومیان بفرستد. فرماندهی این سپاه را به شخصی به نام اسامه داد. او پسر زید بن حارثه پسر خوانده حضرت رسول (ص) بود که در جنگ موته به شهادت رسید. اسامه در آن زمان 17 تا 20 سال سن داشت. پیامبر(ص) به همه سران انصار و مهاجرین – به جز علی (ع)- دستور داد که به سپاه اسامه ملحق شوند. پیامبر به ابوبکر و عمر و عثمان و سعد بن عباد و ... نیز فرمان پیوستن به سپاه اسامه را داد. سپاه اسامه در شش کیلومتری مدینه در محلی به نام جرف مستقر شد امّا گروههای بسیاری دست به مخالفت زدند. آنها دو دلیل برای مخالفت می آوردند: یکی جوان بودن و بی تجربه بودن اسامه بن زید و دیگری حاکم شدن فرماندهی جوان و کم سن و سال بر بزرگان، شیوخ و پیران. اما دلیل عده ای دیگر از همراهی نکردن با اسامه این بود که می دیدند پیامبر بیمار شده است. چون خود پیامبر چندی قبل خبر رحلت خود را به مردم داده بود لذا رفتن با سپاه اسامه بن زید را به صلاح خود نمی دانستند. پیامبر وارد اجتماع مردم شد و به آنها فرمود : اسامه شایسته سالاری سپاه است این سخنان که می گویند درباره  پدر او نیز می گفتند. پدر او نیز شایسته سالاری بر سپاه بود. با این همه بسیاری از بزرگان مهاجرین و انصار حاضر نشدند که همراه سپاه اسامه شوند از جمله ابوبکر، عمر، سعدبن عباد، ابوعبیده جراح و .... و سخنان پیامبر(ص) نیز بر روی جو حاکم در مدینه موثر واقع نشد. مطهر ابن طاهر مقدسی می گوید مخالفان پیوستن به سپاه اسامه می گفتند که پیامبر جوانی تازه سال را بر بزرگان مهاجرین و انصار سرکردگی و امارت داده است. پیامبر چون بر منبر نشست گفت لشکر اسامه را روانه کنید. سه باراین جمله را تکرار کرد و فرمود به جان خودم سوگند که آنچه درباره  امارت او می گویید درباره  امارت پدرش نیز گفتید. او برای امارت شایسته است همانطور که پدرش نیز شایسته بود.در هر صورت و با هر زبانی که پیامبر می خواست سپاه اسامه را به سوی مرزهای روم بفرستد موفق نشد و لشگریان در نزدیکی شهر مدینه ثابت باقی ماندند. همه مترصد بودند که در حال پیامبر بهبودی حاصل می شود یا خیر. به نظر می رسد که در همین ایام، میان مسلمانان جریانات پنهانی و حساب شده ای برقرار بوده است و حزب ها وگروه های خاصی تشکیل شده است. همه این گروه ها به چند چیز در آینده نظر داشته اند که مهمترین آنها خلافت و جانشینی برای بعد از حضرت محمد (ص) است.




بنر2 کتاب«از خنده تا کشتار»،جلد سوم.
کتاب‌ها

یک روز در موسم حج، پیغمبر در مکّه به رسم خود بر حاجیان می‌گشت. در محلی موسوم به عقبه چشمش به جماعتی از خزرجیها افتاد. پرسید: "شما کیستید؟" گفتند: از طایفۀ خزرجیم.

بنر کتاب«آن نوزده سال»
کتاب‌ها

اواخر قرن اول هجری اوج حاکمیت حکومت بنی مروان در گستره عظیمی از سرزمین‌های فتح شده به‌دست سپاهیان فرزندان عبدالملک مروان بود. حکومتی که در سایه شمشیر و اسلامی، خود ساخته و بی‌رنگ و بو از اسلامِ اصیل برقرار گردیده بود. قدرتی که با زر و زور و تزویر و خیانت و جنگ و کشتار بی‌رحمانه مخالفان و هزاران دسیسه در کام صاحبان آن طعم می‌شد.

بنر کتاب«از خنده تا کشتار»،جلد چهارم.
کتاب‌ها

از لحظه حضور حضرت رسول در مدینه، برنامه‌هایش برای پیش برد دین اسلام در میان مردم مدینه و قبایل عرب و گسترش اسلام در جزیرة العرب آغاز شد. این توسعۀ عمومی یا به جنگ بود یا به صلح و در هر دو صورت اسلام هم در شرایط صلح و هم در شرایط جنگ رشد پیدا کرد.

نظرات

افزودن نظر

0/۲۰۰۰ کاراکتر

بارگذاری کد امنیتی ناموفق بود. لطفاً دوباره تلاش کنید.

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!