بنر کتاب «شیطان و عشق»
کتاب‌ها,  پژوهش های قرآنی

کتاب «شیطان و عشق»

نویسنده

حسین سعادت

ناشر

دارالنشر الاسلام

سال انتشار

1405

ویرایش

اول

تاریخ انتشار

بنر کتاب «شیطان و عشق»

به نام خداوند بخشاینده مهربان

آغاز سخن

روزی و روزگاری رسید که خداوند مهربان تصمیم گرفت موجودِ جدیدِ دیگری را در جهان خلق کند. او در میان بی نهایت موجوداتی که تا آن دوره خلق کرده بود، پدیده انسانی جدیدی را به وجود آورد که جز خودش کسی نمی توانست آن موجود را بشناسد[1] و به ناگاه تمام موجوداتی که قدرت شعور و اندیشیدن داشتند همه در بهت عظیمی از این خلق جدید، فرو رفتند و همه افکار ملائک، پیرامون چند موضوع جمع شد، آن ها به خدا گفتند:

1)      خدایا چرا چنین موجودی را خلق می کنی؟

2)      این انسانی که خلق می کنی در زمین فساد می کند.

3)      آن ها در جنگ با یکدیگر و سایر موجودات، خون ها خواهند ریخت.

4)      ما تو را تسبیح می کنیم.

5)      ما تو را تقدیس می کنیم.

6)      و خدا گفت من می دانم آنچه را که شما نمی دانید.[2]

در این چند جمله ای که ملائک - به خاطر عدم شناخت حضرت آدم(ع) – گفتند، چند نکته معلوم می شود:

1)      چیزهای زیادی وجود دارد که ملائک، آن ها را نمی فهمند.

2)      ملائک، سابقه ای از نوعِ شبه انسان هایی که از قبل از حضرت آدم(ع) در جهان خلق می زیسته اند، دارند.

3)      انسان هایی که فرشتگان می شناختند، اهل فساد در زمین و خون ریزی در آن بوده اند.

و در این راستا، مخالفتِ یکی از بهترین ستایش کنندگان خداوند یعنی شیطان به وجود آمد و این مخالفت با فرمان سجده ای که خداوند به همه داد به طور علنی آشکار شد و او دستور خدا را انجام نداد.

با توجه به موضوع فوق، دو موجود جدید در زمین آشکار شدند :

 اوّل شیطان متمرّد که از عبادت خداوند سرپیچی کرد و تبدیل به موجودی شد که تا به آن روز هیچ مَلَکی آن را درک نکرده بود. دوّم آدمی که آموزش اسماء الهی را دیده و توانایی خارق العاده ای پیدا کرده است. آدم با رحمانیت خداوند خلق شد و علم کتابِ هستی و زیستن به ذات او آموزش داده شد و علم ارتباطِ کلامی، فهم، تبیین و آموزش - آنچه که در می یابد - به دیگران را نیز کسب کرد.[3]

با شورش شیطان، به ناگاه رقابت و ادعایی از سوی او مطرح شد، به این شکل که شیطان خود را برتر می دانست و به دلیل جنس آتشین خود، سجده به آدم(ع) را نپذیرفت  و - با موافقت خداوند در دادنِ امکانات فراوان به شیطان - این موجود زشت در برابر حضرت آدم(ع) قد برافراشت و این چنین شد که دو موجودِ جدید - حضرت آدم(ع) و شیطان رجیم - در میان ملائک و زمینیان رو به روی یکدیگر قرار گرفتند و نظام هستی وارد دوران جدیدی شد .

ما در قسمت اول این نوشتار به دنبال شناخت شیطان و یاران جنّی و انسانی او و سنجش توانایی های آن ها هستیم و عملکرد اندکی از آن ها را نیز بررسی خواهیم کرد و در کنار آن کارکرد آدمیان و مبارزه بی امان و دائمی آن ها را نیز فهم خواهیم نمود.

 

شیطان و فراموشی خدا

« شیطان» به چه معناست؟  هر موجود سرکش و متمرّد از فرمان خداوند متعال - از جن و انسان - که دور از رحمت خداست و کارش وسوسه خلق است را شیطان          می گویند.[4]

کلمه شیطان از ماده «شَطَن» است و شاطن یعنی موجود خبیث، پست، متمرّد، سرکش، طاغی و نافرمان. این عبارت بیشتر به موجودی که راندهِ شدهِ از بارگاه خداوند است، اطلاق می شود. اولین رانده شده، «ابلیس» بود که با سجده نکردن به حضرت آدم(ع) در ابتدای خلقت او، از درگاه خداوند رانده شد. به فرزندان شیطان که از جنس جن هستند و تحت سلطه او قرار دارند هم شیاطین جنی می گویند. در بعضی روایات آمده است که ابلیس مقرب خداوند[5] و نامش «عزازیل» بود. او زیبا و قدرتمند بوده و هزاران سال خداوند را بندگی کرده بود و به واسطه این عبادات زیاد، توانایی و قدرت فراوان به دست آورده است.

 سوال اینجاست که چه حادثه ای در درون شیطان رخ داد که - در بدو خلقت حضرت آدم(ع) - از درون دچار مشکل شد و آن همه عبادت و بندگی را کنار گذاشت؟

 برای فهم این اتفاق درونی در شیطان، در ابتدا به داستان خلقت انسان در قرآن     می پردازیم.

 

داستان خلقت انسان در قرآن

خداوند بعد از خلقت آدم(ع)، از همه فرشتگان مقرب خود خواست که به آدم(ع) سجده کنند. همه سجده کردند به جز شیطان. داستان خلقت انسان و ارتباط او با شیطان در سه سوره به طور کامل نقل شده است که درباره بهشتی که آدم(ع) در آن می زیسته و نوع ارتباط شیطان با حضرت آدم (ع) و ارتباط شیطان با خدا و ... بیان شده است. این سه سوره به ترتیب تنظیم آن ها در قرآن عبارتند از:

الف ـ سوره بقره، آیات 30 الی 39.

ب ـ سوره اعراف، آیات 10 الی 27.

ج ـ سوره طه، آیات 115 الی 127.

آیات سوره بقره، اعراف و طه در رابطه با انسان و شیطان:

« و گفتیم ای آدم تو و همسرت در بهشت آرام گیرید و از آن به فراوانی از هر جا که خواستید بخورید و نزدیک این درخت مشوید که از ستمگران خواهید شد (۳۵) و شیطان ایشان را از نعمت بهشت بینداخت و از آن زندگی آسوده که داشتند بیرونشان کرد. گفتیم: با همین وضع که دشمن یکدیگرید پائین روید که تا مدتی در زمین قرارگاه و بهره دارید (۳۶) و آدم از پروردگار خود سخنانی فرا گرفت و خدا او را ببخشید که وی بخشنده و رحیم است (۳۷) گفتیم همگی از بهشت پائین روید اگر هدایتی از من به سوی شما آمد و البته هم خواهد آمد آنها که هدایت مرا پیروی کنند نه بیمی دارند و نه اندوهگین شوند (۳۸) و کسانی که کافر شوند و آیه های ما را دروغ شمارند اهل جهنمند و خود در آن جاودانند (۳۹).»[6]

در سوره اعراف[7] هم چنین آمده است:

« وای آدم تو و همسرت در بهشت مسکن کنید و از آن هر قدر که می خواهید بخورید ولی نزدیک این درخت مشوید که در آن صورت از ستمکاران خواهید شد.(19) پس شیطان آن دو را وسوسه کرد تا بلکه بتواند عیبهائی از ایشان که پوشیده بود آشکار سازد و لذا گفت پروردگار شما شما را از این درخت نهی نکرده، مگر برای اینکه در نتیجه خوردن از آن مبدل به فرشته نشوید و یا از جاودانان در بهشت نگردید و اگر شما از آن بخورید، همیشه در بهشت خواهید ماند.(20) آنگاه برای آن دو سوگند یاد کرد که من از خیر خواهان شمایم.(21) به این وسیله و با نیرنگ های خود آن دو را به خود نزدیک کرد تا آنکه از درخت بخوردند، همینکه خوردند عیبشان ظاهر شد. ناگزیر شروع کردند از برگهای بهشتی بر خود پوشیدن، و پروردگارشان ندایشان داد که مگر بشما نگفتم از این درخت مخورید؟ و مگر نگفتم شیطان برای شما دشمنی است آشکار؟! (22) گفتند: پروردگارا ما به خویشتن ستم کردیم اگر ما را نبخشی و رحم نکنی حتما از زیانکاران خواهیم شد(23) فرمود: از بهشت پائین بروید که بعضی بر بعضی دیگر دشمنید، و زمین تا مدتی معین (یعنی تا هنگام مرگ) جایگاه شما است(24) و نیز فرمود: در همان جا زندگی می کنید، و در آنجا   می میرید و از همان جا دوباره بیرون آورده می شوید(25)».

و سوم در سوره طه[8] که فرموده:

«و ما با آدم قبلا عهدی بسته بودیم و فرمانی داده بودیم که فریب ابلیس را نخورد، ولی او فراموش کرد، و او را در آن عهد ثابت قدم و استوار، نیافتیم(115) و چون به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده کنید، همه سجده کردند، جز شیطان، که سر باز زد(116) آنگاه به آدم گفتیم که زنهار این ابلیس دشمن تو و همسر تو است. مواظب باشید از بهشت بیرونتان نکند و گرنه بدبخت خواهید شد(117) چون در بهشت نه گرسنه می شوی و نه برهنه(118) نه تشنه می شوی و نه گرمازده(119) اما شیطان با همه این سفارشها در او وسوسه کرد و گفت ای آدم می خواهی من تو را به درختی راهنمائی کنم، که اگر از آن بخوری ابدیت و ملک جاودانی خواهی یافت(120) و شیطان سرانجام کار خود را کرد و آدم و همسرش از آن درخت بخوردند و عورتشان برایشان نمودار شد پس بر آن شدند که از برگ های بهشت عورت خود بپوشانند و آدم ارشاد و راهنمائی پروردگارش را نافرمانی کرد، و گرفتار شد(121) آنگاه پروردگارش وی را برگزید و نافرمانیش را جبران نمود و هدایتش فرمود(122) پروردگارش دستور داد که همگی از بهشت فرود آیید در حالی که بعضی دشمن بعض دیگر باشید پس هر هدایتی که از طرف من به سوی شما آمد و خواهد هم آمد در آن هنگام هر کس هدایت مرا پیروی کند گمراه و بدبخت نمی شود(123) و هر کس از یاد من اعراض کند زندگی سختی خواهد داشت علاوه بر اینکه روز قیامت کور محشورش خواهیم نمود(124) و چون بگوید: پروردگارا من که بینا بودم، چرا کور محشورم کردی؟(125) در جوابش خواهد فرمود: همان طور که آیات من به سویت آمد و تو عمداً آنرا فراموش کردی امروز هم ما تو را فراموش کردیم.(126)»

اولین سوره ای در قرآن که خداوند درباره شیطان و انسان آیاتی نازل کرده است، سوره اعراف است. دومین سوره طه و سومین سوره نیز بقره است که به این موضوع پرداخته است. ما ضمن در نظر داشتن تقدم تاریخی، به بررسی ثبت قرآنی آن می پردازیم و در جایی که لازم باشد سیر تاریخی را نیز مدّ نظر خواهیم گرفت.



[1]. قالوا سبحانک لا علم لنا الا ما علمتنا .... . سوره بقره، آیه 32.

[2]. سوره بقره، آیه 30.

[3]. سوره الرحمن، آیات 1 الی 3.

[4]. دانشنامه اسلامی تحت عنوان شیطان.

[5]. در نهج البلاغه و خطبه قاصعه، حضرت علی(ع) می فرمایند: «که شیطان شش هزار سال عبادت کرد و معلوم نیست که این شش هزار سال بر اساس شمارش سال های دینوی است یا بر اساس شمارش سال های اخروی است» توضیحاً اینکه مقدار سال های اخروی را هر روزش برابر هزار سال یا حتی پنجاه هزار سال زمینی برشمردند. 

[6] . وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿٣٥﴾ فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ  وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ  وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ ﴿٣٦﴾ فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ  إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿٣٧﴾ قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعًا  فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿٣٨﴾ وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ  هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿٣٩﴾ ، سوره بقره.

[7] . وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿١٩﴾ فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِنْ سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ ﴿٢٠﴾ وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ ﴿٢١﴾ فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ  فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ  وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُلْ لَكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُبِينٌ ﴿٢٢﴾ قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿٢٣﴾ قَالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ  وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ ﴿٢٤﴾ قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَجُونَ ﴿٢٥﴾.

 

[8] . وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا ﴿١١٥﴾ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى ﴿١١٦﴾ فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى ﴿١١٧﴾ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَى ﴿١١٨﴾ وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَى﴿١١٩﴾ فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَا يَبْلَى ﴿١٢٠﴾ فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ  وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى ﴿١٢١﴾ ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَى ﴿١٢٢﴾ قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا  بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ  فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَى ﴿١٢٣﴾ وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى ﴿١٢٤﴾ قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنْتُ بَصِيرًا ﴿١٢٥﴾ قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا  وَكَذَلِكَ الْيَوْمَ تُنْسَى ﴿١٢٦﴾.

 


بنر کتاب«خار در چشم و تیر در گلو».
کتاب‌ها

باند مخالف با حضرت رسول (ص) که همه با هم متحد بودند، در اقداماتی که علیه وی انجام دادند سرانجام او را به شهادت رسانیدند. بعد از او آنچه که بر سر راهشان قرار داشت، حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) بود که با شهادت حضرت زهرا (س) که ناجوانمردانه با کتک خوردن از یاران ابوبکر و خود عمر و سقط فرزند او محسن صورت گرفت؛ بدین ترتیب دومین مانع آنها از سر راهشان کنار رفت.

بنر کتاب«از خنده تا کشتار»،جلد چهارم.
کتاب‌ها

از لحظه حضور حضرت رسول در مدینه، برنامه‌هایش برای پیش برد دین اسلام در میان مردم مدینه و قبایل عرب و گسترش اسلام در جزیرة العرب آغاز شد. این توسعۀ عمومی یا به جنگ بود یا به صلح و در هر دو صورت اسلام هم در شرایط صلح و هم در شرایط جنگ رشد پیدا کرد.

بنر کتاب«آن نوزده سال»
کتاب‌ها

اواخر قرن اول هجری اوج حاکمیت حکومت بنی مروان در گستره عظیمی از سرزمین‌های فتح شده به‌دست سپاهیان فرزندان عبدالملک مروان بود. حکومتی که در سایه شمشیر و اسلامی، خود ساخته و بی‌رنگ و بو از اسلامِ اصیل برقرار گردیده بود. قدرتی که با زر و زور و تزویر و خیانت و جنگ و کشتار بی‌رحمانه مخالفان و هزاران دسیسه در کام صاحبان آن طعم می‌شد.

نظرات

افزودن نظر

0/۲۰۰۰ کاراکتر

بارگذاری کد امنیتی ناموفق بود. لطفاً دوباره تلاش کنید.

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!