کتاب«زینب(س)،زنی برای تمام فصول»
کتاب‌ها

کتاب«زینب(س)،زنی برای تمام فصول»

نویسنده

حسین سعادت

ناشر

دارالنشر الاسلام

سال انتشار

1403

ویرایش

اول

تاریخ انتشار

کتاب زینب(س) زنی برای تمام فصول

به نام خداوند بخشاینده مهربان

در مدینه اعلام می شود که حضرت زینب(س) از مدینه به مصر تبعید شده است. کاروان شتران حمل کننده ایشان، آهسته آهسته حرکت می کرد. صدای زنگوله ها در بیابان طنین افکن بود و همه همراهان در افکار خود فرو رفته بودند. یزید دستور داده بود که زینب(س) و هر زن هاشمی که میل داشته باشد می تواند همراه زینب به مصر برود و حضرت زینب به همراه حضرت سکینه(س) و تنی چند از زنان هاشمی در این کاروان حضور داشتند.[1]

ما همه از دودمان و عترت پیامبریم                 هم زنسل هاشم و از خاندان حیدریم

آن همه نیکی جزایش این همه بیداد شد      جای آن مهر و محبت قهر و استبداد شد

لیک ای بیدادگر بیداد تو خسران توست  این جهان با این بزرگی بهر تو زندان توست[2]

حضرت سکینه(س) در ابتدای راه پر فراز و نشیب خود در برافراشتن پرچم کربلا بود و حضرت زینب(س) در انتهای سخت ترین شرایط زندگی - که برای یک زن ممکن بود به وجود بیاید - قرار داشت. صدای صحبت های مسافران کاروان خیلی مبهم به گوش حضرت زینب(س) و همراهش حضرت سکینه(س) می رسید و خاطرات حرکت کاروان حسین(ع) به سوی کربلا را به یاد حضرت زینب(س) می آورد امّا این دو سفر در همه چیز با یکدیگر متفاوت بودند. او می اندیشید که آیا این سفر آخرین سفر زندگی اوست؟ یا حوادث سخت دیگری باز هم در انتظار اوست. او به مرور مصائب سخت و طاقت فرسای خود که به همراه برادرش حسین ابن علی(ع) از مدینه به کربلا رفته بود پرداخت. یادش آمد که در کوفه بعد از شهادت برادر و یاران بزرگوارش خطبه می خواند و مردم بی وفای کوفه از خطبه او مضطرب شده بودند. به یاد پیرمردی افتاد که اشک هایش گونه ها و                              ریش های او را خیس کرده بود و با گریه شدید خود را به حضرت زینب(س) نزدیک کرد و به او گفت پدر و مادرم فدای شما باد، پیران شما بهترین و جوانان شما هم بهترین جوانان بودند و نسل شما از بین نمی رود و شما هرگز خوار نخواهید شد.[3] در این هنگام که بر اثر خطبه حضرت، ولوله و شوکی عظیم در میان مردم کوچه و میدان شهر و کوفه افتاده بود و اشک های حضرت بر تمامی چشم ها می بارید و پشیمانی در حال رشد بود، به ناگاه صدای غرّای امام جدید عصر خود یعنی برادر زاده اش علی ابن حسین(ع) را شنید، در حالی که ادامه زنجیری که به گردنش بود به گردن امام سجاد(ع) بسته شده بود متوجه کلام امام و برادر زاده اش بود که به او گفت: « عمه جان ادامه نده که تو بحمدالله دانایی هستی بدون اینکه تعلیم داده شده باشی و فهمیده ای هستی بدون اینکه کسی به تو فهمانده باشد. »[4]

زینب آمد تا کاخ ظلم را ویران کند                 دشمنان دین حق را بی سر و سامان کند

سنگر استمگران را سست و بی بنیان کند              خلق خواب آلوده را آگاه از پیمان کند

او از این اقدام خود تکلیف را انجام داد                   درسی از آزادگی بر ملت اسلام داد[5]

حضرت زینب(س) به خود آمد و به دوردست های بیابان چشم دوخت. به زندگی 56 ساله خود نظری انداخت. مادرش فاطمه زهرا(س) دختر پیامبر به او گفته بود که بعد از به دنیا آمدن تو، من و پدرت حضرت علی(ع) - اولین امام بر حق بعد از پیامبر(ص) که پدر گرامی من بود - نامی برای تو انتخاب نکردیم و منتظر بودیم که پدرم یعنی پیامبر خدا برای تو نامگذاری کند. هنگامی که حضرت محمد(ص) از این تولد آگاهی یافت اندوهگین شد و بی تاب به خانه علی(ع) رفت. نوزاد را برداشت و در حالی که دانه های اشک بر روی صورت مبارکش سرازیر بود او را بوسید. فاطمه(س) گفت من از گریه پدر تعجب کردم. عرض کردم پدر جان چه چیزی باعث گریه شما شد؟ خدا چشم شما را گریان نسازد. و پیامبر(ص) فرمود: دخترم بدان که بعد از من و تو مصیبت ها و رنج های زیادی بر سر این دختر فرود خواهد آمد.[6] و او به آزمایشات سختی وارد می شود که هیچ یک از دختران حواء به آن ها آزمایش نشده اند. در همین هنگام سلمان پارسی یار دیرینه حضرت رسول(ص) و علی(ع) و زهرا(س) که شنیده بود که کودکی در خانه علی به دنیا آمده است، خود را به خانه علی(ع) رساند و با اذن وارد شد تا تبریک تولد این کودک را بگوید، ولی مشاهده کرد که همه غمگین و در اندوه هستند و پیامبر(ص) از مصیبت های آینده در سر راه این دختر سخن می گوید و سپس سلمان نیز اشک چشمانش فرو ریخت و در غم و اندوه فرو رفت.[7] آن ها از پیامبر(ص) خواستند که نامی برای این دختر انتخاب کند.

 

نام گذاری دختر فاطمه(س)

پیامبر فرمود: در این امر از پروردگار خود پیشی نمی گیرم. آنگاه جبرئیل بر پیامبر فرود آمد و به ایشان فرمود این نوزاد را زینب نام گذار زیرا خدا این نام را بر او انتخاب کرده است و سپس او را به مصائب و حوادث دردناکی که این نوزاد به آن ها مبتلا خواهد شد آگاه ساخت و پیامبر(ص) و اهل بیت بسیار گریه کردند.[8]

زینب دوباره به خود آمد. شتر حضرت سکینه(س) در کنار او حرکت می کرد. چشمش به چشمان حضرت سکینه(س) افتاد. او می دانست که چه سرنوشتی از این تاریخ به بعد در انتظار دختر حسین(ع) است. او پیام آور نهضت کربلا و به روز نگه داشتن آن برای هزاران سال آینده خواهد بود و رسم و فرهنگ حسینی را در زمان و مکان جاری خواهد کرد.[9]

امام حسین(ع) بارها گفته بود که من خانه ای را که در آن رباب و سکینه(س) هستند دوست دارم و حاضرم هر چه مال دارم برای آن ها بدهم.[10] و می فرمود دخترم سکینه(س) اغلب اوقات چنین است که با تمام وجود محو جمال ازلی است. ایامش غرق عبادت و راز و نیاز با پروردگار عالم سپری می گردد.[11] زینب احساس کرد که حضرت سکینه(س) در حال راز و نیاز با خداوند است. چشم از او برداشت و دوباره به سخنان مادرش زهرا(س) درباره تولدش فکرکرد. فاطمه(س) به دخترش زینب گفته بود که پیامبر(ص) فرمود: ای نور چشم پدر، پاره وجود من فاطمه جان، بی گمان هرکس آگاهانه و خالصانه و هدفمند بر این دختر فرزانه و بر رنج ها و گرفتاری های او در راه عدالت و اسلام بگرید، پاداش چنین کسی پاداش به سان پاداش کسی است که بر شهادت برادرانش حسن(ع) و حسین(ع) بگرید[12] و سپس به دستور خداوند نام این دختر را زینب نهادند.

 

معنای زینب

واژه زینب از دو واژه زَین و أب شکل گرفته که به مفهوم زینت و آراستگی زندگی پدر آمده است.[13]

دیدگاه دیگری این دو لغت را یک لغت می داند و آن را نام درختی پرطراوت و سایه گستر یا نام گُلی زیبا و عطرآگین تعبیر می کند.[14]

از ترکیب این دو معنی می توان نتیجه گرفت که زینب(س) گُلی عطرآگین از درخت سایه گستر و پرطراوت است که زندگی اش باعث زینت نام علی(ع) می گردد و در این راه رنج ها و سختی های فراوان را باید تحمل کند. حضرت زینب با خود می اندیشید که آیا مصداق این آیات شده است که خدا برا او سلام و صلوات بفرستد.

وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ  وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ ﴿١٥٥﴾ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ ﴿١٥٦﴾ أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ  وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ ﴿١٥٧﴾

و بی تردید شما را به چیزی اندک از ترس و گرسنگی و کاهش بخشی از اموال و کسان و محصولات [نباتی یا ثمرات باغ زندگی از زن و فرزند] آزمایش می کنیم. و صبرکنندگان را بشارت ده. همان کسانی که چون بلا و آسیبی به آنان رسد گویند: ما مملوک خداییم و یقیناً به سوی او بازمی گردیم. آنانند که درودها و رحمتی از سوی پروردگارشان بر آنان است و آنانند که هدایت یافته اند.[15]

مسلماً تاریخ زندگی حضرت زینب(س) گویای چنین تعالی برای حضرت زینب(س) است.

یقیناً چنین مسئولیت خطیری که از بدو تولد بر عهده حضرت زینب(س) نهاده شده است نیازمند کمک و کسب شرایطی است که این مهم امکان بروز بیابد.

زینب در آموزش پنج تن معصومِ آل عبا

ایشان ابتدا باید تحت تربیت و آموزش دو معصوم یعنی پدر و مادرش  قرار می گرفت. مادری همچون زهرا(س) و پدری همچون علی(ع) و به تبع آن در میان دو معصوم دیگر به تدریج پا می گرفت و خلق و خوی معصومیت را از آن ها می آموخت که امام حسن(ع) و امام حسین(ع) دو برادر امام او بودند که او را کنار خود جای می دادند و دعاهای پیامبر(ص) و جبرئیل نیز بدرقه راه این نوزاد تازه متولد شده بود. یعنی شخصیت و معرفت و آموزش این دختر با همت پنج معصوم آل عبا و جیرئیل امینِ وحی شکل گرفته است.

عقیله

اما در همجواری معصومین بودن تنها امتیازی نبود که حضرت زینب از آن بهره مند شد بلکه در خود توانی را به وجود آورد که بتواند از عقل و تدبیر در همه امور استفاده به جا نماید. و این ویژگی خاصی شد که حضرت زینب در خود پرورش داد و همچون چراغی در مسیر هدایت خود از آن بهره مند گردید.

در معنی عقیله آورده اند بانویی که بسیار خردمند و دارای خرد خروشان و اندیشه بالنده است و از ریشه عقل گرفته شده است. در کنار این معنی مفاهیمی نظیر بانوی گرانمایه و ارجمند، بانوی آراسته به حیا و وقار که زیبایی های خود را از چشم بیگانه می پوشاند نیز بیان گردیده است.[16]

 

عالم بدون معلم

همان طور که در قبل اشاره شد در کنار این دو ویژگی، یعنی پرورش در دامان پنج معصوم و داشتن صفت عقیله از سوی خداوند، به حضرت زینب(س) توانایی خاص عطاء شده بود که علم را درک می کرد بدون آنکه معلمی در بیرون برای او باشد. او با توان معنوی خود علم را از منبع درست آن کسب می نمود. معصوم نبود و علم لدنّی نداشت اما می توانست به ذخایر علمی درست نزدیک شود و برای خود و شیعیان پدرش توشه های علمی فراهم آورد.

کیست زینب آنکه عالم واله و حیران اوست       نور عصمت جلوه گر از چهره تابان اوست

زهره ای کاندر سپهر عزت و جاه و جلال         روشنی بخش کواکب شمسه ایوان اوست

بانویی کاندر حریم پاکی و شرم و حیا              مریم پاکیزه دامن حاجب و دربان اوست[17]

 

ترکیب مفهوم زیّنب و عقیله

زینب نوه حضرت خدیجه(س) اولین بانو و اولین همسر پیامبر(ص) بود. خدیجه(س) زنی که در اوج جوانی با ثروت فراوانی که داشت زندگی و مال خود را عاشقانه در راه محبوبش حضرت محمد(ص) فدا نمود و تمام عمرش را صادقانه در کنار محمد(ص) جان فشانی کرد و نهایتاً در فقر و گرسنگی در شعب ابوطالب که مشرکان بر علیه پیامبر آماده کرده بودند از ضعف و گرسنگی به شهادت رسید.[18]

زینب دختر دختر رسول خدا(ص) حضرت زهرا(س) بود که در انفجار حضور منافقان در کنار حضرت رسول(ص) و همسرش حضرت علی(ع) مردانه ایستادگی کرد و حق ولایت علی(ع) را پاسداری نمود و امامت را سربازی کرد و در این راه به شهادت رسید. برای حفظ یک چنین دستآورد خونین و فداکاری های عاشقانه مادر و مادربزرگش در راه خداوند و پیامبرش، زینب نیاز به زینب بودن با خصوصیات زینبی داشت و تواناییی زینبی بودن در لایه لایه های وجود روحانی زینب وجود داشت امّا باید آن را به صحنه ظهور می رساند تا به عنوان سومین زن بزرگ تاریخ صدر اسلام پاسدار تمام اهداف و ارزش های متعالی اسلام گردد تا ارزش های انسانی و بزرگ توسط یک زن، جهت الگو شدن و برای تمام زنان و مردان مؤمن بروز کند و این کار به جز از زینب در مسیر زینبی کردن خود       نمی توانست ظاهر گردد.



[1]. زینب(س) از ولادت تا رحلت، سید محمد کاظم قزوینی، ص 606. لازم به ذکر است که در مورد تبعید حضرت زینب(س) به مصر و وفات ایشان، در ص137 اسناد و توضیحات بیشتر ارائه گردیده است.

[2]. سروی.

[3]. نور الابصار، ص 276.

[4]. احتجاج طبرسی، ج 2، ص 304 و 305.

[5]. سروی.

[6]. الطراز المذهب، ص 38.

[7]. بطلة کربلا، ص 21.

[8]. زینب کبری، ص 16 و 17.

[9]. کتاب سکینه سکینه است اثر نویسنده این کتاب.

[10]. کتاب محدثان شیعه، نویسنده غروی نائینی، ص 210ـ طبقات ابن سعد، ج 5، ص 53 و ... .

[11]. اسعاف الراغبین در حاشیه نورالابصار، ص 202ـ کتاب السیده سکینه، اثر عبدالرزاق موسوی مقرّم، ص 43. 

[12]. ناسخ التواریخ، جلد ویژه و مخصوص برای زندگی حضرت زینب(س).

[13]. القاموس المحیط، فیروز آبادی.

[14]. لسان العرب، قاموس ذیل کلمه زینب(س).

[15] . سوره بقره آیات 155-157.

[16]. لسان العرب ابن منظورـ مجمل اللغة ابن زکریاـ صحاح اللغة جوهری ـ کتاب العین خلیل بن احمد و ... .

[17]. دکتر رسا.

[18]. به کتاب از خنده تا کشتار که شرح حال زندگی پیامبر(ص) است در مبحث حضرت خدیجه(س) رجوع کنید که تألیف نویسنده همین کتاب است.


بنر کتاب«از خنده تا کشتار»،جلد چهارم.
کتاب‌ها

از لحظه حضور حضرت رسول در مدینه، برنامه‌هایش برای پیش برد دین اسلام در میان مردم مدینه و قبایل عرب و گسترش اسلام در جزیرة العرب آغاز شد. این توسعۀ عمومی یا به جنگ بود یا به صلح و در هر دو صورت اسلام هم در شرایط صلح و هم در شرایط جنگ رشد پیدا کرد.

بنر کتاب«سکینه(س)،سکینه است»،
کتاب‌ها

تاریخ قرن اول هجری در جهان اسلام تاریخ پر فراز و نشیب با حوادث مرموز و پیچیدگی‌هایی شبهه برانگیز است. تقریبا از سال چهل و یک هجری باند بنی‌امیه به تدریج بر تمام جهان اسلام غلبه پیدا کرد.

بنر کتاب«سیمای عدالت در کلام مولا علی (ع)»
کتاب‌ها

به خدا قسم آنچه را بیهوده از بیت المال مسلمین به این و آن بخشیده) عثمان ( اگر بیایم به صاحبش باز می گردانم اگر چه با آن مال، زنان را کابین و مهریه داده باشند و یا اینكه برای خودشان کنیزانی خریده باشند، زیرا عدالت گشایش می آورد و آن کس که عدالت بر او گران آید، تحمل ظلم و ستم بر او گران تر خواهد بود.

نظرات

افزودن نظر

0/۲۰۰۰ کاراکتر

بارگذاری کد امنیتی ناموفق بود. لطفاً دوباره تلاش کنید.

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!